We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
MY READING LIST😉
94 stories
Serendipity ~🍀 by SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    Reads 405,757
  • WpVote
    Votes 121,137
  • WpPart
    Parts 54
🌿•~خلاصه داستان ~•🌿 بکهیون عاشق زندگیش نبود ولی تلاش می‌کرد خوب زندگی کنه. هر روز صبح وقتی در گل‌فروشی کوچیکش رو باز می‌کرد به پرنده رویاهاش اجازه بلندپروازی میداد و همین بهش انرژی برای تلاش بیشتر توی تنهایی‌هاش میداد. ولی تمام نقشه‌های بکهیون با پیدا شدن سروکله دکتر پارک تو زندگیش خراب شد. دکتر بدجنسی که از همه جا تصمیم گرفت طبقه بالای گل‌فروشی بکهیون رو برای مطبش بخره. دقیق جایی که بکهیون می‌خواست توش یه کافه افتتاح کنه... و خب حالا بکهیون یکی رو داشت که ازش متنفر باشه و این از بی‌حسی یه جورایی بهتر بود نه؟ 🪴 -امیدوارم اقامت جهنمی‌ای اینجا داشته باشین. نه...در واقع امیدوارم زمین اصلا دهن باز کنه و شما و مطب زشتتون مستقیم به قعر جهنم منتقل شید. 🩺 +اگه زمین دهن باز کنه من فقط میوفتم تو خونه‌ی تو و فکر کنم خوشحالم بشم. 💢 این داستان دنیای موازی داستان دیگه من Silver and silk ئه. اگه اون رو نخونده باشید هم می‌تونید بخونیدش ولی اگه سیلور اند سیلک رو خونده باشید لذت خیلی خیلی بیشتری از این داستان می‌برید چون... باید بخونید که بفهمید نمی‌تونم توضیح بدم 😂❣️ 🪴 • فیکشن : #Serendipity 🪴 • کاپل‌ها : چانبک 🪴 • ژانر:رمنس.درام.روزمره 🪴 • محدودیت سنی : 🔞 🪴 • نویسنده : @SilverBunny 🐰
In The Name Of Love season 3💓 by moonland00
moonland00
  • WpView
    Reads 8,801
  • WpVote
    Votes 2,551
  • WpPart
    Parts 24
💫✨in_the_name_of_love💛 ✨Fiction:in the name of love💕 ✨Couple:chanbaek👨‍❤️‍👨🌈🔥 ✨Genre:romance❤️,smut🔞, daily life ✨Writer:moonlight🌇 خلاصه فصل سوم: یه اتفاق ناگوار تو زندگی خانواده پارک اونا رو تو یه غم بزرگ فرو می‌بره. ولی درست وقتی که فک میکردن زندگی از این سخت تر نمیشه،یه مرد آشنا که حالا از همیشه غریبه تر بود،در خونشونو میزنه و زندگیشونو تغییر میده. 〰️〰️〰️〰️〰️〰️ دو فصل قبل رو میتونید از تو اکانتم بخونید 🙈💓
In The Name Of Love Season 2💓 by moonland00
moonland00
  • WpView
    Reads 7,505
  • WpVote
    Votes 1,594
  • WpPart
    Parts 12
💫 Fiction:in the name of love 2 💫 Couple:chanbaek 💫 Genre:romance❤,smut🔞,daily life,fluf 💫 Auther:moonlight🌇 خلاصه فصل دوم: پارک چانیول و پارک بکهیون اعضای سابق گروه معروف اکسو در کنار دختر کوچولوشون زندگی جدیدی رو شروع کردن. با داستان سوییت خانواده پارک همراه باشید✨
In The Name Of Love 💓 by moonland00
moonland00
  • WpView
    Reads 25,818
  • WpVote
    Votes 5,324
  • WpPart
    Parts 30
✨fiction: in the name of love 💕 ✨Couple:chanbaek👨‍❤️‍👨🌈🔥 ✨Genre:romance❤️,smut🔞,daily life ✨Writer:moonlight🌇 اکسو گروه نه نفره محبوب کره ایه که اعضای اون روابط خیلی نزدیک و برادرانه ای دارن.ولی چی میشه اگه یکیشون حسی فراتر از حس برادرانه به هم گرهی خودش داشته باشه.ایا حاظر دوستیشو به خطر بندازه و به احساسش اعتراف کنه؟واکنش معشوقش چی میتونه باشه؟ *این فیک بر اساس زندگی واقعی اعضای اکسو هست*
+20 more
FUCKED UP  by UltraFiction
UltraFiction
  • WpView
    Reads 23,731
  • WpVote
    Votes 5,052
  • WpPart
    Parts 44
خلاصه : مجبور بود چند ماه خونه مادر بزرگش توی یکی از شهر های اطراف بمونه تا خانوادش برگردن ،واسه بکهیون سرزنده و شیطون کاری نداشت پیدا کردن دوستای جدید توی مدرسه ی جدید تنها چیزی که رو مخش بود دیدن دوباره ی چانیول بود ، پسر خاله ی فوق العاده رو اعصابش که هیچ چیزی از صورت بی حس و گاها عصبیش خونده نمیشد بعد از چند سال دوباره همو ملاقات کردن و زندگی کردن توی یک خونه انگار واسه جفتشون رو مخ ترین چیز توی دنیا بود! مخصوصا واسه بکهیون که حالا علاوه بر چان،مجبور بود دوست دختره چانیول هم تحمل کنه! چه نیرویی تو جهان بود که اونارو اینقدر پرت میکرد تو زندگی همدیگه؟!
Juliet Roses (COMPLETED) by CynthiaPaul2002
CynthiaPaul2002
  • WpView
    Reads 219,944
  • WpVote
    Votes 34,435
  • WpPart
    Parts 20
سر موضوعات اساسی دعوا میکردن اما خیلی آسون آشتی میکردن. آخرشب بهم فحش میدادن و فردا صبح با یه سکس اوکی میشدن. انگار وقتی لخت و خواب‌آلود زیر ملحفه دراز کشیدی و پچ‌پچ میکنی "ببخشید"، "هرچی تو بگی"، "دوستت دارم" خیلی راحت‌تره. تمام دفاعیات و توجیهات بی‌ارزش میشن و اتفاقا جوری میبوسی و بغل میکنی و میگی اصلا همه چی تقصیر خودت بوده که نسبت به رفتار دیشبت شبیه دوقطبی‌ها بنظر میرسی. شاید باورنکردنی باشه اما از یه جایی به بعد وقتی دلشون برای همدیگه تنگ میشد، با دعوا شروع میکردن. انگار شروعش باید از این نقطه باشه. عادت شده بود. به کل‌کل و دعوا و لجبازی سر کوچکترین موضوعات عادت کردن. درواقع یه رابطه‌ی مضر ساختن و وانمود کردن همه‌چی اوکیه. همدیگه رو آزار دادن و اسمشو گذاشتن عشق! پارک چانیول رئیس حزب و گروه سیاسی PRK و همسرش بازیگر بیون بکهیون، یه زوج پر از خطا و ایراد. اونا یه رابطه‌ی سمی، شخصیت‌های متضاد، و یه تراژدی متفاوت دارن. -رابطمون مثل رزهای ژولیت بود. گرانبها و ظریف. نیاز به مراقبت و توجه داشت...اما ما براش تلاش نکردیم. 🥀Fɪᴄ: Tʜᴇ Jᴜʟɪᴇᴛ Rᴏsᴇs 🥀Cᴏᴜᴘʟᴇ: CʜᴀɴBᴀᴇᴋ 🥀Gᴇɴʀᴇ: Rᴇᴀʟʟɪsᴍ, Rᴏᴍᴀɴᴄᴇ, Cʀɪᴍɪɴᴀʟ, Mʏsᴛᴇʀʏ, Dᴀɪʟʏ
༅•𝐒𝐮𝐦𝐦𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐦𝐩⋆࿐໋ ❬𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞𝐝❭ by byun_dreamer
byun_dreamer
  • WpView
    Reads 5,553
  • WpVote
    Votes 1,677
  • WpPart
    Parts 12
Fiction "Summer Camp" Couple: Chanbaek Genres: Angst, Romance, Slice of life Author: Dreamer Summary: "شکوفه های هلو در حال ریزش بودند و عطر هلوهایی که درحال رشد بودند، جنگل رو برداشته بود. همهمه ی بلند نوجوان هایی که با هیجان، روزهای تابستانیشان را می گذروندند، میان صدای حیوانات جنگل بلند تر بود. و صدای قلب مربی جوان، از همه بلند تر. نگاهش تمام تابستان قفل مدیر کمپ بود. مردی که لبخند هاش از خورشید درخشان تر بودند و چشم هاش، از ستاره ها زیباتر. و حالا، در ایستگاه اتوبوس ایستاده بود و احساس میکرد تابستان های بعدی اش، دیگر هیچ وقت رنگ و بوی این تابستان را نخواهند داشت." وضعیت: تمام شده
When I See U by kaisa1998
kaisa1998
  • WpView
    Reads 34,175
  • WpVote
    Votes 6,109
  • WpPart
    Parts 60
کاغذ های توی دستش رو روی میز پرت کرد و با صدای خیلی بلندی شروع کرد به داد زدن: _ تو یه احمقی! احمقی که هیچی حالیش نیست! حتی یه گزارش ساده رو هم نمیتونی بنویسی! این صدای رئیسش بود! رئیس کوتوله ای که با تمام خودخواهیش ؛ کارمند تازه واردش رو مجبور به انجام کار های عجیب غریب میکرد! اون هیچوقت حتی تصورش رو هم نمیکرد که روزی قراره ، توی همین اتاق و روی همین میز ؛ توسط کارمند احمق درازش به فاک بره ! و برای جلوگیری از پخش هرگونه شایعه و خبر ، مجبور باشه که قرار های بعدیشون رو توی خونه ی پدرش ؛ رئیس بیون بزرگ، بگذرونه ! ژانر : کمدی _ اداری _ اسمات * کامل شده *
༺𝑫𝑬𝑴𝑶𝑵༻ by BIueCloud
BIueCloud
  • WpView
    Reads 191,556
  • WpVote
    Votes 24,184
  • WpPart
    Parts 32
─بکهیون فقط ۱۷ سالش بود که به‌زور پدر و مادرش مجبور به ازدواج با یه مرد شد. اون مرد، پارک چانیول! انسان؟ یا شیطان؟ اون معشوقِ شیطانه↭ ༆𝓝𝓪𝓶𝓮: DEMON ༆𝓖𝓮𝓷𝓻𝓮: امپرگ، تخیلی، اسمات، ترسناک، ارباب‌برده‌ای، انگست، خشن ༆𝓒𝓸𝓾𝓹𝓵𝓮: چانبک، کایهون ༆𝓐𝓾𝓽𝓱𝓸𝓻: 𝑩𝒍𝒖𝒆𝑪𝒍𝒐𝒖𝒅☃︎ ༆𝓢𝓽𝓪𝓽𝓮𝓶𝓮𝓷𝓽: #Full ༆𝒜𝓰𝓮𝓼: +21