ییجان جدید
Истории 11
Who Watches Over Me | چه کسی مراقب من است на i_am_SMH
i_am_SMH
  • WpView
    Прочтений 17,299
  • WpVote
    Голосов 4,155
  • WpPart
    Частей 51
📌وضعیت: پایان یافته...🔒❤️📚 ⏳آغاز: ۱۹ دسامبر ۲۰۲۲ ⌛پایان: ۲۹ ژوئیه ۲۰۲۵ ⏰ بازنویسی: ۱۷ دسامبر ۲۰۲۵. گفتمش شیرین ترین آواز چیست؟ چشم غمگینش به رویم خیره ماند قطره قطره اشکش از مژگان چکید لرزه افتادش به گیسوی بلند زیر لب غمناک خواند: ناله زنجیرها بر دست من» 🥀🥀🥀 دستش را روی زخم گلوله فشار داد، گرمی و لیزی خونی که زیر کف دستش احساس میکرد، حس آشوب به معده پسر می‌انداخت؛ چقدر خون ... خدایا ...نه ... :تو نباید بمیری... به سمت عزیزش خم شد و با صدایی که از شدت پریشان حالی او زمزمه‌ای بیش نبود نجوا کرد: تو نمیتونی بمیری !!!! 🔻🔺🔻 فن‌فیک: #WhoWatchesOverMe کاپل‌داستان‌اصلی: j2 | جی۲ | جنسن‌اکلس و جردپادالکی کاپل‌بازگردانی‌داستان: Yizhan | ییژان مترجم - بازگردان - ادیت: #S_M_H 🔺🔻🔺 دوستان توجه کنید این داستان بازگردانی ییژانِ؛ از بهترین فیک هایی که توی زندگیم خوندم، پس حمایت کنید تا بازگردانی داستان رو ادامه بدم و براتون ارسال کنم❤️
𝑷𝒓𝒂𝒈𝒎𝒂 на mhy_ken2
mhy_ken2
  • WpView
    Прочтений 39,045
  • WpVote
    Голосов 8,819
  • WpPart
    Частей 116
«پایان یافته» 𝕻𝖗𝖆𝖌𝖒𝖆 𝚈𝙸𝚉𝙷𝙰𝙽 (𝙱𝙹𝚈𝚇) -KN شیائو ژان مجال فکر کردن یا حرف زدن رو از ییبو گرفت" من رو تو شرط بستم." انگشت شستش رو با ملایمت روی لب های ییبو کشید. نگاهش حالا به لب های نیمه باز ییبو دوخته شده بود، انگار که می‌خواست انگشتش رو تو دهن ییبو بفرسته و توقع داشت مطیعانه لب هاش رو از هم بازتر کنه.اما هیچ کار دیگه ای نکرد. در حالی که همچنان با ملایمت لب های ییبو رو می‌مالید،زمزمه کرد" اگه مسابقه رو ببری، از این‌جا نجاتت می‌دم. اگه قراره ببازی،همون‌جا بمیر." نگاهش بالا رفت و دوباره به چشم های ییبو گره خورد. ادامه داد" مرگ زیر دست های من اصلا خوشایند نیست. فهمیدی ییبو؟" Ranks: #1 thriller #1 mystery #1 Bozhan #1 Zhan #1 Yibo #1ییبو #ژان ⛓️Channel: @𝚄𝙺𝙸𝚈𝙾𝚂𝚃𝙾𝚁𝚈
Moulin Rouge❤️ مولن روژ на t2novel
t2novel
  • WpView
    Прочтений 5,493
  • WpVote
    Голосов 778
  • WpPart
    Частей 26
🔞کاپل#ییجان #اسمات🔥ژانر:رمنس,بی ال,هپی اندینگ, وانگ ییبو(تاپ) خلاصه ی داستان: وانگ ییبو و شیائوجان،ویلونیست و نقاش هستند،هردوی آنها به مشکلات روحی خاصی مبتلا هستند،برحسب یک اتفاق باهم آشنا میشوند،و در این مسیر کم کم شکل دوستی و احساسشان به هم تغییر میکند معرفی داستان #ییجان جدید از تیتوناول💜(مولن روژ❤️)ژانر داستان رمنس هست_جنس اسمات های 🔞این داستان از داستانهای قبلی کمی واقعگرایانه تر و هات تره,🥵و یه جورایی توانایی فرهنگسازی و افزایش اطلاعات در زمینه های بهداشت روابط فیزیکیه و اهمیت سلامت جسم و روان,رو بر میگیره! تمام شخصیتها تخیلی هستند و شخصیت پردازی شده و ساخته ی ذهن نویسنده هستند! 🤍🔥
𝐓𝐡𝐞 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 𝐃𝐚𝐟𝐟𝐨𝐝𝐢𝐥 на ukiyostory
ukiyostory
  • WpView
    Прочтений 48,451
  • WpVote
    Голосов 8,293
  • WpPart
    Частей 47
─نام فیکشن: ࿐࿔🌼The Eternal Daffodil🌼࿐࿔ ─کاپل: ییـــژان ─ژانر: رمنس، امگاورس، اسمات، امپرگ ─نویسنده: @_RuiShi_ ─مترجم: Sebastian 🐾🍓 ─وضعیت: HIATUS ─شیائو ژان با چشم هایی مملوء از اشک گفت" نه سال آزگار عاشقت بودم، تمام این سالها، عاجزانه میخواستم تا بهم توجه کنی و مهم نیست چقدر تلاش کردم اما تو هیچوقت احساسمـو بهم برنگردوندی" وانگ ییبو با نیشخندی روی صورتش گفت"دقیقا! ترجیح میدم عشقمـو حروم چند تا سگ ولگرد خیابونـی کنم تا تو!" ➥All rights reserved to the original author and we are just translator of this work and permission to translating has already got.
𝒀𝒐𝒖𝒓 𝑻𝒂𝒔𝒕𝒚 𝑩𝒍𝒐𝒐𝒅 на Littledemon2026
Littledemon2026
  • WpView
    Прочтений 17,531
  • WpVote
    Голосов 3,879
  • WpPart
    Частей 24
وانگ ییبو... خون آشام چندصد ساله ای که هیچکس از وجودش خبری نداشت... چون سالها بود در جنگلی نفرین شده زندانی بود و هیچوقت نمیدونست چطور این نفرین رو بشکنه و از زمانی که یادش میومد، از خون هیچ انسانی تغذیه نمیکرد تا اینکه یه روز شیائو ژان کنجکاو به جنگلی که تا به الان کسی جرات ورود بهش رو نداشته، پا میزاره و بدترین اتفاق میفته... زخمی میشه و خونریزی میکنه و بوی شیرین خونش، به خون آشامی که سالهاست لب به خون هیچ انسانی نزده و با این بو بشدت تشنه شده، میرسه وقتی ژان سرش رو بالا میاره پسری با موی شلخته و چشمهای قرمز شده، بالای سرش میبینه "اگه میخای بلایی سرت نیاد... زودتر برو" Genre: Vampire. fantasy. Romance. Angst. mpreg. smut Top: Yibo
𝐌𝐲 𝐃𝐚𝐧𝐠𝐫𝐨𝐮𝐬 𝐇𝐮𝐬𝐛𝐚𝐧𝐝 на ukiyostory
ukiyostory
  • WpView
    Прочтений 52,862
  • WpVote
    Голосов 7,902
  • WpPart
    Частей 30
─نام فیکشن: ࿐࿔⛓MY DANGREUS HASBAND⛓࿐࿔ ─کاپل: ییـــژان ─ژانر: رمنس، اسمات، امپرگ ─نویسنده: FatumaHabuya ─مترجم: Sebastian 🐾🍓 ─وضعیت: Full ─شیائو ژان یه مدرس 22 ساله اس و همینطور به عنوان سخنران انگیزشی تو خیلی از دانشگاه ها ، کالج ها ، دبیرستان های مختلف چین کار می کنه. بخاطر ظرافتـش شناخته شده است و همه دوسش دارن اما خب رازهای خاص خودش رو داره. هیچکس خبر نداره که ژان یه مرد متأهل با یه پسر چهار ساله است.هیچکس نمیدونه همسر ژان، مدیرعامل جوون، دیوونه و منفور مجموعه شرکت‌های "لان"ـه. دانشجوها و بقیه ی سخنران ها تصور میکردن که شیائو ژان یه پسر معصوم و باکره است که منتظر از راه رسیدن شریک زندگیـشه.هیچکس نمیدونه با وجود یه شوهر وسواسی ، دیوونه، حسود و دیوونه ی سکس تو خونه چه چیزهایی رو پشت سر گذاشت. با اینکه دو سال از ازدواج اونها میگذشت اما بخاطر امنیت پسر چهار سالشون، جدا از هم زندگـی می‌کردن. ➥All rights reserved to the original author and we are just translator of this work and permission to translating has already got.
واندروال на fiction_crystal
fiction_crystal
  • WpView
    Прочтений 32,187
  • WpVote
    Голосов 4,959
  • WpPart
    Частей 24
[کامل شده] «وانگ ییبو! قلب من بازیچه‌ی تو نیست که هر دفعه از راه می‌رسی می‌خوای از هم بشکافیش! توی لعنتی فکر کردی چه حقی داری که بیای بگی من مال توام؟!» اسم: وانْدِروال (کسی که همیشه بهش فکر میکنی و کاملا شیفته‌اش شدی.) ژانر: بی ال، عاشقانه، امگاورس، اسمات کاپل: ییجان نویسنده: 𝑴𝑨𝑺𝑼𝑴𝄢 ادیتور: ♧Fatemeh
ستاره سرنوشت на fiction_crystal
fiction_crystal
  • WpView
    Прочтений 38,131
  • WpVote
    Голосов 5,076
  • WpPart
    Частей 48
صورت وی‌یینگ از درد توی هم رفت. فشار دست لان‌ژان انقدر زیاد بود که حتی نمی‌تونست راحت نفس بکشه، چه برسه حرف بزنه. قطره اشکی آروم از گوشه‌ی چشمش پایین ریخت و چهره‌ی قرمزش رو رقت‌‌انگیزتر کرد. لان‌ژان به اون چشم‌های اشکی خیره شد و دندون‌هاش رو به‌هم فشرد. خنده عصبی‌ای از میون لب‌های باریکش خارج شد و محکم سر وی‌یینگ رو به عقب هول داد: «هنوز برای گریه کردن زوده، اشکاتو نگه دار لازمت می‌شن. من کلی برنامه فقط به‌خاطر تو چیدم! چطور می‌تونی همین اولش ضعیف باشی؟» فیک از ناول استاد تعالیم شیطانی ژانر: عاشقانه، تناسخی، مدرن، تاریخی، اسمات کاپل: وانگشیان، شیچنگ(لان شیچن و جیانگ چنگ)، شوشیائو(شو یانگ و شیائو شینگچن) نویسنده: 𝑴𝑨𝑺𝑼𝑴𝄢 ویراستار: ♧Fatemeh