eliii89's Reading List
3 stories
🔞Seducer daddy🔞 by taevau
taevau
  • WpView
    Reads 359,764
  • WpVote
    Votes 38,061
  • WpPart
    Parts 36
جانگکوک پسر گی ای🏳️‍🌈 که تو بار کار میکنه و تهیونگ پسری که مطمئنه استریته و از گیا بدش میاد چی میشه اگه جانگکوک نقطه ضعف پسر رو پیدا کنه و بخواد اذیتش کنه؟ ⛓ کاپل : کوکوی (کوک : تاپ_ته : باتم) کاپل فرعی : (یونمین ) ژانر : رومانتیک ، دراما ، یکم کمدی ، مدرسه ای ، اسمات 💦 ، (میبی بی دی اس ام 🔞👩🏻‍🦯) وضعیت : تموم شده ***** خبب بزارین چند تا نکته رو بگم بهتون • اول اینکه این فیک شامل صحنه های باز اسماته🔞 پس اگه بدتون میاد نخونین❌ •دوم اینکه هر دوشون سال اخر دبیرستانشونه کوک یه سال عقب افتاده و چون از همه بزرگتره همه ازش حساب میبرن •و در اخر اینم بگم که ته یجورایی هموفوبیکه (یجورایی...نه اینکه تنفر داشته باشه) بخاطر همین کوک تصمیم میگیره اذیتش کنه و ... خب بقیشو خودتون بخونین دیگه🥲😂 Ranking : 1 => jungkook 1 => boyxboy 1 => btssmut 1 => btssuga 1 => fanfic 1 => btsboys 1 => btsfanfic Start at : 01/1/1 => 1 , farvardin , 1401 Finished at : 01/6/13 => 13 , shahrivar , 1401
My Boyfriend Is My Bodyguard 💵 by Saghar_Stories
Saghar_Stories
  • WpView
    Reads 1,035,993
  • WpVote
    Votes 86,682
  • WpPart
    Parts 39
💵دوست پسرم بادیگاردمه💵 جئون جونگکوک ... اون معنی اصلی کلمه بدبخت بود ! از زمانی که بدنیا اومد داشت با مشکلاتی که نمیدونست چرا هیچوقت تموم نمیشن سر و کله میزد و حالا اون اینجا بود ... کجا ؟ خودشم نمیدونست ! یه جایی که احتمالا پایان زندگی نکبت بارشو رقم میزد و باعث میشد اون به دردناک ترین شکل ممکن بمیره □■□■□■□■□■□ -میخوای اول بهم تجاوز کنی بعد بکشیم ؟ -الان قرن بیست و یکه ... کی دیگه همچین کاری میکنه ؟ با چشمای گرد شده داد زد -یعنی فقط بهم تجاوز میکنی ؟ نمیکشیم ؟ □■□■□■□■□■□ -من مخ اینو میزنم ! -شبیه آدمایی نیست که بشه مخشونو زد -باشه .. من میزنم ! -احمق من میگم نمیشه تو میگی میزنم ؟ -من منم ! تو نیستم که ! من اگه بخوام .. میتونم مخشو بزنم ! □■□■□■□■□■□ Story Genre:fiction,fluff,romance,action,smut🥊 Couple:Vkook,Yoonmin,secret🎡🪤 "Completed"⛓️
Fly 🔞 پرواز ✈ (completed) by marjani_fu
marjani_fu
  • WpView
    Reads 5,142
  • WpVote
    Votes 916
  • WpPart
    Parts 12
پرواز؛ جزیره ⃤✈️ سیاهی تنها چیزی بود که می‌دیدم. هنوزم تو گور خودم بودم. سرد و تاریک بدون هیچ هوایی. داشتم می‌مردم مگه نه؟ داشتم جون می‌کندم، تو گور خودم؛ گوری که عشقم با دستای خودش برام کنده بود و جسم و روحمو به آغوش خاک سپرده بود. "می‌تونم کاری کنم اونقدر به اوج برسی که حس پرواز بهت دست بده." ╝─────────────╚ 🥀ژانر: اسمات، عاشقانه، تخیلی، هیجان‌انگیز انگست 🌈تمام شده ✔ ☄تعداد چپتر: ۱۲ 🔞دارای محتوای بزرگسالانه ╝─────────────╚