ATEEZ
18 stories
52 Hertz ( seongjoong , jongsang ) by tiny8m1t
tiny8m1t
  • WpView
    Reads 24,435
  • WpVote
    Votes 2,784
  • WpPart
    Parts 44
کیم هونگ جونگ برگشته بود برای انتقام از قاتل دخترش و قاتلش کسی نبود جز پارک سونگهوا. ولی اون از دیوونه شدن اون پدر، از غم از دست دادن دخترش خبر نداشت. چوی جونگهو پسر رئیس باند مافیای ایتالیا، عاشق راک استار خیابونی (کانگ یوسانگ) میشه و اون رو به دام میندازه. +میدونستی درونت هیچ نقطه رنگی وجود نداره؟! پسر نیشخند تلخی زد، تلخ تر از تمام قهوه هایی که برای کمرنگ کردن گذشته مهمون گلوش میکرد: -شاید چون زندگی که داشتم انقدری به سازم نرقصیده دکتر، که بخوام امیدی رو توی قلبم نگه دارم که تبدیل به یه رنگ درونم بشه. هونگ جونگ قدمی جلو رفت، بوی عطر سونگهوا درست مثل چشم هاش سرد بود اما آدم رو مجذوب خودش میکرد، انگشت اشاره‌اش روی سینه‌اش، جایی که قلب از جنس سنگش میتپید گذاشت و زمزمه کرد: -درست میگی، درونت نقطه های رنگی امید مُرده، اما یادت نره سیاه و سفید هم یه رنگه، مثل کلاویه‌های پیانو، مثل برفی که لای موهات میشینه، مثل عکس های آلبوم های قدیمی و یا حتی مثل یه پروانه‌سیاه. مردمک های لرزون سونگهوا ، نگاه عجیب مرد مقابل رو شکار کرد: -پروانه‌ سیاه؟ دست هونگ جونگ بالا اومد و روی گونه سونگهوا نشست: -پروانه سیاه تویی سونگهوا، همون پروانه ای که زمانی رنگ امید بال هاشو آبی نگه داشت اما سرنوشت اونو تبدیل به یه سیاهی مطلق
Lie To Me by zeirella
zeirella
  • WpView
    Reads 13,397
  • WpVote
    Votes 2,270
  • WpPart
    Parts 73
خلاصه داستان : وویونگ کارمندی که از زندگی یکنواختی که برای خودش ساخته راضیه و همه ی تلاشش رو میکنه تا زندگیش رو به همین منوال ادامه بده و سان بارتندری که عاشق هیجان و شلوغی موجود توی زندگیشه،از کجا هم دیگه رو میشناسن و چجوری باهم آشنا ان؟چطور میتونن باهم کنار بیان؟آیا تنها تفاوتشون لایف استایلشونه؟یا چیز بزرگتری وجود داره که از هم متمایزشون میکنه؟
"My wakmanta" by mellanie20000
mellanie20000
  • WpView
    Reads 6,505
  • WpVote
    Votes 639
  • WpPart
    Parts 42
_چرا همیشه کاری میکنی که در مقابلت دهنمو ببندم، چوی سان؟! _چون سرنوشت لعنتی لبات اینه که خفه بشی و منو تا حد مرگ ببوسی! *** اینبار داستان از یکی هست و یکی نیست ها رقم میخوره! چون ثبات داستان زندگی دو پسر از جایی شروع میشه که نشون میده میون تموم خیالات دنیا و ادم ها و عاشق و معشوق ها، چوی سان وارد شدنش رو به دنیای پسری که بیخیالی دو عالم روی خیالشه،اعلام میکنه! و وویونگ همون پسری که هرروز آوازه ی وحشتناک ترین مردی که خودش رو مالک خیلی چیزها میدونه به گوشش میخوره اما هیچ شناختی ازش نداره! در نهایت فرصتی پیشمیاد که هیجان وارد زندگی این دو پسر میشه و ادرنالین به طرز وحشتناکی بین اون دونفر جریان پیدا میکنه. *** couple: woosan genre: romance~dram~smat write by: mellanie
cicuta  by fao_oti
fao_oti
  • WpView
    Reads 2,790
  • WpVote
    Votes 469
  • WpPart
    Parts 15
سان کارگاهی که به دنبال قاتلی به اسم بلادون می گرده و همزمان کشورش هم درگیر آدم های بی هویتی که هر روز توی میدون شهر ظاهر میشن و تبدیل به معضل مهم تری از به قاتل زنجیره ای شده. و وویونگ بهترین دوست سان که خبر نگاره، شدید درگیر این قاتل شده.
Lost In The Dreams  by Authornimchan
Authornimchan
  • WpView
    Reads 1,292
  • WpVote
    Votes 325
  • WpPart
    Parts 10
باد که ازصبح دور پسر موسرخ میچرخید بیشتر شروع به وزیدن گرفت و انگار برای یه لحظه همه ی دنیا متوقف شد تا سونگهوا به پسری که توی قبرستون قدیمی ایستاده نگاه کنه اون صورت اونقدر اشنا به نظر میرسید که بی اختیارسرجاش ایستاد نمیتونست بفهمه پسر عجیب اول صبح چرا اونجا بود دست گلی از غنچه های رز سفید وصورتی توی دستش داشت و سونگهوا بی اختیار زمزمه کرد: گلهای مورد علاقه من!
Panacea | Woosan fanfiction by Shin_bloom
Shin_bloom
  • WpView
    Reads 3,902
  • WpVote
    Votes 1,013
  • WpPart
    Parts 22
"تو... توام یه خاکستری ای!" "آره... ولی من یه خاکستریم که میخواد خاکستری لعنتی تو باشه!" ~خلاصه: وویونگ یه پالت رنگه... کسیه که توی رنگ ها و حس ها قوطه‌وره. سان خاکستریه و درکی از احساسات نداره. وقتی یکیشون ناخواسته مکنده رنگ های دیگری شده و تنها هاله ای از طیف های خاکستری به جا میذاره و دیگری با کمال میل می‌بازه. و این دقیقترین برداشت از یک عشق سمیه. ~کاپل ووسان ~رمنس، درام، انگست، روزمره، روانشناختی، هپی اند •اتمام یافته
Fool pink!  by NoraRjLove
NoraRjLove
  • WpView
    Reads 643
  • WpVote
    Votes 113
  • WpPart
    Parts 4
«صورتی احمقانه» +کانگ وونهوو!! به محض برگشتن مشتی توی فکش حس کرد.. بدون کنترلی رو خودش رو زمین افتاد و با شُک به پسر بالا سرش نگاه کرد که با خشم نگاش میکرد: چه طور تونستی بهش خیانت کنی؟!! زمانی که جانگ وویونگ فهمید پارتنر بهترین دوستش بهش خیانت کرده بدون هیچ فکری با پیژامه خواب رفت دانشگاه و جلوی همه شروع که کتک زدن شخصی کرد که فکر میکرد پاتنر دوستشه.. ولی خب اون شخص چوی سان دانشجوی بدبخت حسابداری بود.. «لطفا اینجا انتظار یه تاپ خشن که همش مشکی میپوشه و باتم کیوت که عاشق صورتیه نداشته باشین..اینجا همه چی برعکسه:))». woosan
Wall_دیوار by JungDracula
JungDracula
  • WpView
    Reads 97
  • WpVote
    Votes 13
  • WpPart
    Parts 1
____________ تاریکی...سیاهی...خون... تنها چیز هایی بود که به خاطر داشتم. تک تک نفس هایی که میکشیدم مملو از درد و رنج بود. نمیدونستم چه اتفاقی افتاده...یا شاید نمیخواستم باور کنم، چه اتفاقی افتاده! بعد از ده سال، هنوز هم منتظرم که در خونه ی مامان بزرگ، مثل همیشه کوبیده بشه...یادته وقتی که با مامانت به شهر میرفتی بهم میگفتی که «ماه» راه ارتباطیمون باشه؟ حالا من ده ساله که دارم با ماه حرف میزنم! میشنوی؟ ازم نخواه حرف ادم بزرگا رو باور کنم...میدونم که همش دروغه؛ تک تک اون جملاتشون رنگ و بوی دروغ داره! ترجیح میدم پشت دیواری از جنسِ امیده برگشتنت، که بقیه اسمش رو حماقت میذارن بمونم و به انتظار بشینم...اون قدر منتظرت میشینم که در نهایت این دیوار خراب شه... اون زمان اسمم هم درست مثل جسم بی جونم، زیر اون پارچه ی سفید میره و از صفحه ی این روزگار تاریک ناپدید میشه... کم کم نامرئی میشم و دیگه کسی من رو یادش نمیاد...اما بابتش ناراحت نیستم! چون اون زمان پیش تو هستم...دور از غم هام...دور از ترس هام...دور از هر چیزی... و دوباره...این صدای خنده هامونه که جای رد اشکِ روی چهره هامون رو میگیره! ____________ -𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦 ⤷𝘑𝘶𝘯𝘨 𝘞𝘰𝘰𝘺𝘰𝘶𝘯𝘨 & 𝘊𝘩𝘰𝘪 𝘚𝘢𝘯 ( 𝘸𝘰𝘰𝘴𝘢𝘯 ) -𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦𝘴 ⤷𝘙𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦 ⤷𝘈𝘯𝘨𝘴𝘵 ⤷𝘏𝘪𝘴𝘵𝘰𝘳𝘪
Dr choi's lab/آزمایشگاه دکتر چوی by Baran_moongirl
Baran_moongirl
  • WpView
    Reads 1,089
  • WpVote
    Votes 107
  • WpPart
    Parts 11
ژانر:پزشکی.هایبرید.علمی تخیلی کاپل:.ووسان.سونجونگ.مینسانگ سونگ مینگی نویسنده معروفی که داستان جدیدش رو آغاز میکنه اما گاهی برای کمک به بعضی از کاراکتر هاش مجبور میشه خودش هم وارد داستان بشه...موضوع وبتون درباره گروه تحقیقاتی هست که دارن درباره یه بیماری روش جدیدی رو اختراع میکنن.