omegavers (vkook)
15 stories
FIRST CLASS LOSER ║VKOOK by sufiland
sufiland
  • WpView
    Reads 5,341
  • WpVote
    Votes 1,028
  • WpPart
    Parts 13
«صادقانه بگم! دیدن بدبختیت خوشحالم می‌کنه...» ❈نام‌اثر: |بـــازنده‌ی بــرتر| ❈کاپل: ویکوکـ ❈ژانر: عاشقانه‌ / ازدواج‌اجباری / انگست / اسمات / پایان‌خوش ❈وضعیت: [پنجشنبه‌ها]-͟͟͞͞𖣘 •این داستان تنها درجهت سرگرمی نوشته شده و هیچ ارتباطی با زندگی شخصی افراد ندارد پس لطفا جوگیر و تعصبی نباشید. •تمام حقوق این کتاب متعلق به نویسنده می‌باشد لطفا از انتشار آن در سایر پلتفرم‌ها و ایده‌ برداری از محتوا خودداری فرمایید.
𝕭𝖑𝖆𝖈𝖐 𝖆𝖘 𝕮𝖔𝖆𝖑༆ᴠᴋᴏᴏᴋ by merika_x
merika_x
  • WpView
    Reads 968
  • WpVote
    Votes 194
  • WpPart
    Parts 7
[بِ سیاهیِ ذُغال] ༅ دست بزرگ و برنزه اش رو که حامل نخ سیگار بود سمتم دراز کرد.. رایحهِ تندش با شدت بیشتری به مشام رسید. خیره به کهربایی ذوب کننده چشم هاش از بین دود سفیدرنگ، دستم رو به ساعدش بند کردم و به سمت دهانم بردم تا پوکی به سنگینی نگاهش بگیرم ... ☬| Main couple: Vkook ☬| Genre: Romance, Omegaverse, Smut ~up: ☬| writer: Merika
『 𝑴𝑶𝑻𝑯 𝑻𝑶 𝑨 𝑭𝑳𝑨𝑴𝑬 』 by Atlasless
Atlasless
  • WpView
    Reads 13,718
  • WpVote
    Votes 1,906
  • WpPart
    Parts 25
- من فقط به تو اعتماد دارم، آجوشی. +حتی اگه احساس امنیت رو ازت بگیرم ؟ -حتی اگه اسلحه ای که ازم قایم کردی رو روی سرم بذاری. COUPLE: VKOOK GENRE : OMEGAVERSE, ROMANCE, ANGST, DRAMA UP: چهاشنبه ها
mansion!...  by vkookroman
vkookroman
  • WpView
    Reads 18,428
  • WpVote
    Votes 1,701
  • WpPart
    Parts 9
پایان آپ...؛مینی فیکشن! داستان راجب الفای مافیای بی رحم و سنگدل و خون خالصه که امگای مورد علاقه اش ادعا میکنه توانایی اینکه یه وارث براش بیاره رو نداره و درصورتی که الفا وارث نداشته باشه مادرش اون رو از ارث محروم میکنه.... چی میشه اگه مادرش ازش بخواد تا با یکی از امگا های ندیمه رابطه داشته باشه که براش وارث بیاره؟.... الفا با سختی درخواست مادرش رو قبول میکنه چون نمیخواسته با این کار به امگاش خیانت کنه....اما چند روز بعد از امگاش خیانت میبینه پس تصمیم میگیره عصبانیتش رو روی تن امگای ندیمه خالی کنه! _________________________________________ قسمتی از فیکشن: +آی _زود باش +چی؟؟ _زود باش لباس هاتو در بیار +نه. هه... من.. نم.. یتونم _اگه نمیخوای من میتونم لباسو توی تنت رو پاره کنم اما میدونی اون موقعه نمیتونی از بین تمام خدمه های راه رو رد بشی و بری اتاقت زودباش پس... _________________________________________ کاپل: تهکوک و.. ژانر: هیجان انگیز-مافیایی-امگاورس-اسمات-آمپرگ و... روز های آپ: نامشخص!
Like Peanut Butter & Cheese || VKook ~ Completed by Nika_Mdn
Nika_Mdn
  • WpView
    Reads 20,922
  • WpVote
    Votes 2,786
  • WpPart
    Parts 3
🎐 مثل کرۀ بادوم‌زمینی و پنیر 🎐 "این، اولین باری نبود که تهیونگ مشکلات شغلی یا آسیب‌هاش رو از جونگوک مخفی می‌کرد. می‌دونست دلیل احمقانه‌ی پشت این کار چیه؛ اون یک آلفا بود و به تبعیت از همین گونه، ابداً حاضر به پذیرش مشکلات و آسیب‌هاش نمی‌شد! اما جونگوک دیگه چطور باید ازش خواهش می‌کرد دست از این قدرت‌نمایی برداره و بهش برای همراهی توی این شرایط فرصت بده؟ سنگ بزرگ غرور تهیونگ، بالأخره باید شکسته می‌شد... 🍥 ژانر: رمنس، روزمره، فلاف، امگاورس 🍥 کاپل: ویکوک
~He's My Vanilla~🧁🍭| Oneshot by Black_kitten_79
Black_kitten_79
  • WpView
    Reads 7,356
  • WpVote
    Votes 966
  • WpPart
    Parts 2
.・゜゜・اون وانیل منه.・゜゜・ • کاپل: Vkook • ژانر: فلاف،امگاورس، اسمات • نویسنده: Blackkitten • وضعیت آپ: Completed • خلاصه: "فاک...اون زیر شلوارکش هیچی نپوشیده بود و جونگکوک تقریبا میتونست سایز آلفای روبروش رو حدس بزنه و ایول کوک!! درست وسط عملیات پسر صاحبخونه زدی به هدف!! درحال تعریف و تمجید از خودش و بوی فرومونش بود که با صدای بلند در به خودش اومد..یه لحظه!! اون آلفا کلید خونش رو داشت؟!وات؟!!" . . امگا جونگکوک قرار بود یه زندگی مستقل و آزادانه رو باورود به خونه‌ی جدیدش تجربه کنه ولی کی میگه کارما دست رو دست میذاره و به ریتم کند کسل کننده‌ی زندگی جئون جونگکوک نگاه میکنه؟! *توجه: من این وانشات رو با کاپل چانبک و باعنوان "my vanilla omega" تو یه چنل دیگه آپ شده میتونین از ریدینگ لیست "mine" بخونیدش♡*
Atonement / تاوان by Dreamer_A7
Dreamer_A7
  • WpView
    Reads 277,868
  • WpVote
    Votes 24,984
  • WpPart
    Parts 35
تاوان / Atonement (کامل شده ) کاپل : تهکوک ژانر : عاشقانه/ درام /کلاسیک ( ۱۹۴۵ - ۱۹۵۵ میلادی ) امگاورس / امپرگ ( اسمات ) یکی لابه لای تیره ترین روز ها ، چشم انداز قلب و ذهنش آینده ای روشنه ... یکی لابه لای آسوده ترین روز ها ، قلب و ذهنش غرق در ناچاری گذشتشه ... گذشته و آینده ای که در نقطه ای ناچارا به هم می رسن ، و اون نقطه سر آغاز حکایت تازه ایست داستان یک امگا و آلفا در روز های بعد از جنگ جهانی دوم جونگکوک امگایی با اراده ای ستودنی ، امگایی که یاد گرفته برای عبور از سنگ های برنده و تیره ی مسیر زندگیش چطور کفش های آهنین به پا کنه .... و کیم تهیونگ ، آلفایی خوش شانس که زندگی هر اونچه که یک مخلوق برای خوشبختی نیاز داره بهش بخشیده ، اما اگه ازش بخوان زندگی رو تو یک کلمه توصیف کنه ؛ پاسخ اون خواهد بود ؛ « خشم » حقیقتی که زیگموند فروید گفت ؛ « افسردگی از جنس غم نیست افسردگی از جنس خشمه » و به راستی بدترین خشم ها ، خشم نسبت به خود هست ! این داستان از هر اونچه که فکرشو بکنی متفاوت تر خواهد بود ! کافیه چند پارت همراهم باشی دوست عزیزم 🌻
𝖮︎𝗋𝖺𝗇︎𝗀︎𝖾 𝗌𝗍𝖺𝗋 | 𝐕𝐊 by Malishka_28
Malishka_28
  • WpView
    Reads 553,149
  • WpVote
    Votes 53,850
  • WpPart
    Parts 50
✦ فصـلِ اول: جونگ کوک، امگای پرتقالیِ قصه‌مون روی یکی از دانشجوهای آلفای کلاسش کراش میزنه؛ پس دست به کار میشه و طبق چیزهایی که توی فن فیک‌ها خونده بود، تصمیم گرفت با اشتباهی فرستادن نودش، مخش رو بزنه؛ ولی پرتقالِ خنگ‌مون تاحالا از خودش نود نگرفته بود. تنها راهِ چاره پیش هیونگش بود؛ پس سراغ هیونگ عزیزش یعنی تهیونگ می‌ره تا ازش کمک بخواد. ( کامل شده🍊 ) ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ✦ فصـلِ دوم: زندگی مشترک و پیوندِ دائمی دو گرگِ عاشق با سفری به پایتختِ پر جنب‌و‌جوشِ هاوایی، شروع میشه؛ شروعی از جنس لمس داغِ لـب‌های آلفا روی تن صیقلیِ امگاش! با وجودِ داشتن قلبی که از عشق به یکدیگر می‌تپید؛ این زندگی، فراز و نشیب‌های زیادی داشت. آیا آقای آلفا و اورنجی می‌تونستن از پسِ این سختی ها بربیان؟ ✯ 𝘾𝙤𝙪𝙥𝙡𝙚: VKOOK ✯ 𝙂𝙚𝙣𝙧𝙚: Romance, Au, Omegavres, Daily, Funny ✯ 𝙒𝙧𝙞𝙩𝙚𝙧: Bote
𝗠𝗔𝗡𝗨𝗘𝗟 / VKOOK by TemisBarany
TemisBarany
  • WpView
    Reads 4,684
  • WpVote
    Votes 609
  • WpPart
    Parts 15
+ [ از اینکه به کسی بگم 'برگرد' متنفرم، از اینکه برای کسی نگرانی به خرج بدم متنفرم، از اینکه روتُ برام کج میکنی متنفرم ، از اینکه برای کسی از همه‌ی خط قرمزام بگذرم متنفرم ] *** + منزجرکننده اس ! تو باعث شدی تا زانو برم تو گِل! _ اون گِل نیستُ پِهِنِه +واقعا بهتر شد آقا *** مضطربانه پلک زد : من عشقُ عاشقی بلد نیستم من کل 7300 روزی که زندگی کردم سه تا اولویت بیشتر نداشتم کار و کار و کار ! *** خلاصه ای از فیک : اون مرد برای مانوئل قطعا یه شیاد بود یه پولیتیسین شیاد که فقط تنبیه کردن بلد بود ، یه حیله گر ، شاید زیرک و کمی ابله ؟ و قطعا که یه فرد رند و قدح‌نوش! به معنای واقعی میتونست بگه که شراب‌خوار دو عالم بود اما اگر قرار باشه ازش یه نکته مثبت درج بشه اینه که اسب سواریش مجذوب کننده اس ... *** نام فیک : مانوئل ( MANUEL )爪卂几ㄩ乇ㄥ ژانر فیک : کلاسیک، لیتل خشن/ اسمات، سلطنت ، رومنس،عاشقانه، انگست ،..امگاورس کاپل : ویکوک و ...
Strong Hold |Vkook| by pastill_mama
pastill_mama
  • WpView
    Reads 223,454
  • WpVote
    Votes 25,914
  • WpPart
    Parts 62
[completed] تهیونگ آلفای دست و پا چلفتیه که فکر نمی‌کرد تو یکی از روزهای عادی زندگیش تو شیفت بیمارستان، جفتش رو ملاقات کنه؛ اونم نه هر ملاقات عادی، اون امگا باردار بود!! حالا دست تقدیر چطوری اونها رو بهم می‌رسونه؟ جونگکوک زیباش بهش روی خوش نشون میده؟ Taekook Smut, romance, fluff, comedy, Mpreg +16