....
6 stories
I'm Falling In Love With You Again by EbisuHiruko
EbisuHiruko
  • WpView
    Reads 17,958
  • WpVote
    Votes 2,946
  • WpPart
    Parts 41
"_ اگه این چیزیه که میخواد، اگه میخواد مثل قبل باشم؛ مشکلی نیست من اون رو به خواسته‌اش میرسونم... من دوباره عاشقش میشم... " ~~~•••~~~•••~~~•••~~~ دوباره عاشقت میشم کاپل اصلی: سپ (یونگی تاپ) کاپل های فرعی: نامجین/تهکوک/سکرت ژانر: درام/رمنس/اسمات وضعیت: در حال آپ
My Homophonic Roommate ~|| Sope Au Persian Translation by _bunisa
_bunisa
  • WpView
    Reads 7,288
  • WpVote
    Votes 1,410
  • WpPart
    Parts 23
آخرین چیزی که هوسوک انتظار داشت، هم‌اتاقی شدن با یونگی، پسرِ مدیر دانشگاه، یک پسر بد هموفوبیک، مغرور و دخترباز بود. هوسوک، به عنوان کسی که در خفا گی بود و از یک خانواده مذهبی می‌اومد، سعی داشت سر راه یونگی نباشه، حتی اگر پنهانی، هم‌اتاقی‌اش که پسر بدی بود و هیچی نبود جز یک دردسر رو، ستایش می‌کرد. در نظر یونگی، هوسوک آدم حقیریه. اون هیچی نیست جز یک پسر گی عجیب و غریب و عینکی. ولی چه اتفاقی می‌افته وقتی که اون عاشق هم‌اتاقی گی‌اش می‌شه؟ ----❦ 𝘰𝘯 𝘨𝘰𝘪𝘯𝘨 𖦹 ɴᴀᴍᴇ: هم‌اتاقی هموفوبیک من 𖦹 ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: سپ 𖦹 ᴇɴᴅɪɴɢ: هپی 𖦹 ɢᴇɴʀᴇ: انگست، کالج‌لایف، عاشقانه، اسمات 𖦹 writer: @Lazysince1998 🥇 In #yoonseok
امگای شرورمن/☆MY EVIL OMEGA/☆ by Parminbanoo
Parminbanoo
  • WpView
    Reads 391,139
  • WpVote
    Votes 44,493
  • WpPart
    Parts 78
خلاصه داستان: پسری به اسم جیمین که بعدورشکستگی ومریضی سخت پدرش مجبورشدازبوسان به سئول بیادوبه سختی کارکنه تابرای خانوادش پول بفرسته.جیمینی که حالا18سالش شده و مطمئنه که قراره یه گرگ الفابشه چون ازپدرومادرالفابه دنیااومده چی میشه که درست یه مدت قبل ازتولد18سالگیش یه الفای خشن و ثروتمندترین وپرنفوذترین والبته عوضی ترین مردکره روتاسرحدجنون عصبانی کنه؟؟!! چی میشه وقتی بفهمه قرارنیست یه الفای قوی بشه و حساب اون عوضیوبرسه؟؟!! شایدم این امگابودنش به دردش بخوره و بتونه ازنظرجنسی حسابشوبرسه...!! 💦🔞😜 قسمتی ازفیک: همونطوری که دستموروچاک باسن خیس ازابم میکشیدم سعی میکردم فورمون بیشتری ازادکنم....وخبــــــــــــ همه ی ایناجلوی چشمای بشدت وحشی اون الفای تشنه به بدنم بود، نفسای تندش حتی ازاین فاصله ام حس میشدو... البته که حق دست زدن نداشت... اون بایدتنبیه میشد... دستموکه روباسن خیسم میکشیدم به سمت سوراخ پرازابم بردموانگشت اشارموکمی داخل کردم... انگشتای من خیلی کوچیک و ظریف بودن فقط نصف یه بندانگشتم داخلم شدومن تااین حددردکشیدم.....!!!! بااین حساب اگ دست این وحشی بااون عضوهیولاییو غول پیکرش بهم برسه... وضعیت:درحال آپ. ‼️در حال ادیت‼️ امگاورس، رمنس، امپرگ، کمی انگست کاپل: کوکمین، تهگی، نامجین
𝐀𝐳𝐮𝐫𝐞 𝐋𝐲𝐫𝐢𝐜𝐬 / ترانه‌ی لاجوردی by atrisa44
atrisa44
  • WpView
    Reads 4,744
  • WpVote
    Votes 791
  • WpPart
    Parts 22
خلاصه: کیم تهیونگ، جراحی موفق در بزرگترین بیمارستانِ سن دیگوی ایالات متحده‌ست که خبر ازدواج مجدد مادرش، اون رو بعد از مدتها به کره‌ی جنوبی میکشونه ولی اصلا توقع آشنا شدن با مین یونگی، برادر خونده‌ی کوچیکترش رو نداشت که... Name: Azure Lyrics/ترانه‌ی لاجوردی Genre: Forbidden love, Romance, Drama, Medical, Smut Couple: TaeGi Writer: Weeping Willow
He Is My Boyfriend ❢ Vkook by Zargoli
Zargoli
  • WpView
    Reads 2,092,575
  • WpVote
    Votes 241,860
  • WpPart
    Parts 68
《اون دوست پسر منه》 +باورم نمیشه..تو.. _آره خودمم، دوست پسرت. #Vkook °•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°• +راستش من شما رو نمی‌شناسم؟! _بذار از اول شروع کنیم. یونگی هستم، مین یونگی. قراره از این به بعد هم اسممو زیاد بشنوی و هم زیاد صداش کنی. #Yoonmin °•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°• جونگکوک تو اوج مستی، کیم تهیونگ رئیس شرکتی که قراره به زودی توش مشغول به کار بشه و هنوز ندیدتش رو دوست پسرش معرفی می‌کنه و ازش آویزون میشه..در حالی که صبح بیدار میشه و بدون اینکه چیزی یادش باشه، آماده میشه تا به اون شرکت بره و قرارداد امضا کنه. کاپل اصلی : ویکوک کاپل فرعی : یونمین ژانر : رمنس/فلاف/زندگی روزمره وضعیت آپ: کامل شده
Punishment by purak_AnIs
purak_AnIs
  • WpView
    Reads 244,881
  • WpVote
    Votes 27,913
  • WpPart
    Parts 91
یونگی:ببخشید اقای جانگ میشه یه لحظه بیاید بیرون؟ هوسوک:میبینی که سرکلاسم زنگ تفریح بیا دفتر دبیران سرشو توی کتاب ادبیات توی دستش برگردوند و به قصد ادامه درس دهنشو باز کرد اما همون موقه صدای یونگی دوباره اومد. یونگی:لطفا خیلی بیچاره خواهش کرد و تنها چیزی که نصیبش شد چشمای کلافه و کمی عصبی الفاش بودن. هوسوک:یونگی کلافه کتابشو بست و به یونگی نگاه کرد. یونگی:ببخشید همین که خواست برگرده بره هوسوک صداش کرد و عینکشو دراورد. هوسوک:صبر کن از جاش بلند شد و توی فاصله یه قدمی امگاش ایستاد و سرشو خم کرد تا گوشش نزدیک دهن یونگی باشه. :اگه میخواید چشامونو بگیریم پسر با شیطنت پرسید و باعث رنگ گرفتن گونه های یونگی شد،هوسوک بی توجه بهش جوری که فقط یونگی بشنوه گفت. هوسوک:چی شده بیبی؟ سر استین لباس هوسوک رو بین انگشتاش گرفت و با دکمش ور رفت. یونگی:حالم بده لطفا ددی هوسوک:نمیشه حالام برگرد کلاست Punishment Couple: Sope..Nammin..Taejin..Jungook Genra: Omegaverse..Smut..Romance..Amperg Age limit: Unimportant 16