HowangRaya's Reading List
1 قصة
St. Petersburg |  hyunlix بقلم decalcomonia
decalcomonia
  • WpView
    مقروء 1,343
  • WpVote
    صوت 110
  • WpPart
    فصول 10
𐄒Saint Petersburg _اواخر دهه‌ی ۱۹۱۶، سن‌پترزبورگِ تزاری. شهری در آستانه‌ی فروپاشی؛ بوی خون و جنگ، قحطی و خیانت‌هایی که توی هر خیابون نفس می‌کشیدن. در دل این آشوب، بین هوانگ هیونجین و لی فلیکس، عشقی شکل می‌گیره ممنوع، خطرناک و ناممکن؛ در زمانی که عشق می‌تونست از گلوله هم مرگبارتر باشه. گرچه این فقط یک داستان عاشقانه نیست؛ روایت کسانیه که توی انقلاب و ویرانی، برای حفظ همدیگه می‌جنگن؛ حتی وقتی پایان خوشی برای همه‌ی داستان‌ها در کار نیست. تراژدی‌ای از عشق در زمانه‌ای که جهان، جایی برای اون نداشت . . . ╺╺╺╺╺╺╺╺╺╺╺╺╺╺╺╺╺╺╺╺ «ژنرال؟ بنظرت خدا از ما متنفره؟» هیونجین اخم کرد، دست‌های پسر رو گرفت و زیر لب جواب داد:«متنفره؟ مالیشکا؛ من می‌تونم دین رو توی صورت تو پیدا کنم. کلیسا رو کف دست‌های تو بسازم و اسمت رو مثلِ یه دعا زمزمه کنم. پس بگو، خدا چه معنایی داره، وقتی من همه چیز رو با تو یکجا دارم؟» ┊Genre: Historical | Romance | Gothic | Angst | Slow Burn | Smut 🔞 ┊Written by: satsuki