Best✨❤️
24 stories
𝐃𝐈𝐒𝐀𝐁𝐋𝐄𝐃(𝐬𝐡𝐨𝐫𝐭 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐲) by bluebutblack
bluebutblack
  • WpView
    Reads 52,886
  • WpVote
    Votes 7,135
  • WpPart
    Parts 11
ژانر:امگاورس،امپرگ،انگست تهیونگ پسر امگای پولداری که به خاطر حادثه ی وحشتناک پاهاش فلج شده و ویلچر نشین شده به همون دلیل هم لال شده و نمیتونه درست حسابی حرف بزنه اون توی مدرسه ای درس میخونه که بچه هاش نمیتونن چندان باهاش رابطه برقرار کنن چون زبان اشاره بلد نیستن و برای همون همیشه با خودش خودکارو کاغذ همراه داره.چرا بچه های مدرسه صبر نمیکنن تا تهیونگ بنویسه تو دفترچش که چی میخواد بنویسه.این بی صبری و بی حوصلگی اونا باعث شده ته تنها بمونه ولی اونطرف تر جانگکوک الفایی هست که به تهیونگ نزدیک شده و به خواطرش داره زبان اشاره یاد میگیره.ولی چی میشه اگه تو دوره ی هیت تهیونگ،اونو باردار کنه و بعد ترکش کنه؟ ایا اون بچه امید زندگی تهیونگ میشه؟واسه جنگیدن امیدوار میشه؟ +مردم فکر میکنن به خواطر شرایط تهیونگ اون هیچوقت قرار نیس جفت پیدا کنه +اون چه طوری باردار شده؟هرزس؟ +صداشو نمیتونه در بیاره حتما بهش تجاوز شده.اخی دلم سوخت -من به ترحم شما نیازی ندارم...
The Color of bloody lilies  by ImLeon
ImLeon
  • WpView
    Reads 42,344
  • WpVote
    Votes 4,787
  • WpPart
    Parts 17
"یه آرزو کن، لی‌لی من!" "حالم خوب بشه. با همدیگه زیر بارون برقصیم، بچرخیم و به همه‌ی غم‌هامون بخندیم مارشال... حالا تو یه آرزو کن." "آرزو می‌کنم، حالت خوب بشه..." *** "این کارها یعنی چه؟ چرا موهات رو رنگ کردی، جونگکوک؟" "خـ... خواستم یه... یه چیز جـ... جدید رو امتحان کنم." "مگه بهت نگفتم از این کارها خوشم نمیاد؟ نکنه به کارهای زنونه علاقه‌ی زیادی داری؟" "دیگه... هیچی توی قیافه‌ام رو دوست... نداره!" The color of Bloody Lilies ɢᴇɴʀᴇ : Romance , Angst , Criminal , Smut , Political ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : Vkook ᴜᴘ ᴛɪᴍᴇ : Tuesday ᴡʀɪᴛᴇʀ : Léon
VANYA by KimReyhope
KimReyhope
  • WpView
    Reads 24,930
  • WpVote
    Votes 2,600
  • WpPart
    Parts 12
┋⑉ 𝖭𝖺𝗆𝖾: VANYA ┋⑉ 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: OmegaVerse, Mpreg, Romance ┋⑉ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: KookV ┋⑉ 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋: Reyhope ┋⑉ 𝖳𝗒𝗉𝖾: Full FakeChat -- خلاصـه‌ی داستـان: - جونگ‌کوک حاضر بود که تمام وقتش رو برای اذیت‌نشدن و آسیب‌ندیدن همسرش کنار بذاره؛ بالأخره هر کسی هم که می‌بود باید از بار شیشه‌اش مراقبت می‌کرد و تهیونگ؟ تهیونگ، امگایی پروانه‌شکل و لطیف که حامل اون بار شیشه بود.
Don't Cry | KOOKV by _rittow_
_rittow_
  • WpView
    Reads 321,232
  • WpVote
    Votes 45,366
  • WpPart
    Parts 26
تو داری مثل یه گنجشکِ کوچولو نفس نفس می‌زنی! [𝗖𝗼𝗺𝗽𝗹𝗲𝘁𝗲𝗱] ɢᴇɴʀᴇ: ᴿᵒᵐᵃⁿᶜᵉ, ˢᵐᵘᵗ, ᶠˡᵘᶠᶠ, ᵒᵐᵉᵍᵃᵛᵉʳˢᵉ, ᵐᵖʳᵉᵍ ꜱᴜʙ ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᶜʰᵃᵉⁿⁿⁱᵉ, ˢᵘᵖᵉ 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: _𝒓𝒊𝒕𝒕𝒐𝒘_ (قبل از خوندن، اولین پیام مسیج بردم رو چک کنین..)
Sweet Marriage (Kookv) by Chihiro_D
Chihiro_D
  • WpView
    Reads 103,701
  • WpVote
    Votes 12,240
  • WpPart
    Parts 11
←⁩ ازدواج شیرین تمام‌شده. ✔️ وقتی مادر تهیونگ بهش گفت که «باید» با اون پسر ازدواج کنه، فکر می‌کرد دیگه بی‌چاره شده و باید باقی شب‌های زندگیش رو با گریه و آغوش‌های اجباری سر روی بالشت بذاره؛ اما ازدواجش و «همسرش» اصلاً طبق تصوراتش نبودن! کاپل: کوکوی ژانر: عاشقانه، کمدی، ازدواج اجباری، فلاف، اس.مات، درام
Jk Marry Me (Kookv) by Chihiro_D
Chihiro_D
  • WpView
    Reads 182,544
  • WpVote
    Votes 23,721
  • WpPart
    Parts 22
←⁩ جی‌کی باهام ازدواج کن تمام‌شده‌. ✔️ قطعاً اگر یه آلفای معمولی باشید که نه پول داره و نه استایل، اعتراف عاشقانه‌ی یه امگای پولدار و زیبا رو با تصور اینکه دوربین مخفیه رد می‌کنید. جونگ‌کوک هم وقتی که اون امگای نارگیلی توی چشم‌هاش زل زده بود، با همین فکر ردش کرد؛ ولی چیزی که انتظارش رو نداشت این بود که یک هفته بعد دزدیده و بعد هم مجبور به ازدواج با اون امگا بشه! کاپل: کوکوی، یونمین ژانر: ازدواج اجباری، امگاورس، امپرگ، عاشقانه، کمدی، اس.مات، درام، فلاف
Compartment 303 (Kookv) by Chihiro_D
Chihiro_D
  • WpView
    Reads 31,174
  • WpVote
    Votes 5,381
  • WpPart
    Parts 13
←⁩ کوپه‌ی ۳۰۳ تمام‌شده. ✔️ روزی که تهیونگ یکی از کیف‌هاش رو توی قطار جا گذاشت و برگشت تا اون رو برداره، هرگز فکرش رو نمی‌کرد به محض اینکه واردش می‌شه قطار حرکت کنه؛ هرچند این اتفاق بد موجب شد با مردی آشنا بشه و یه سفر دونفره و فراموش‌نشدنی رو باهاش تجربه کنه! کاپل: کوکوی ژانر: عاشقانه، درام
No camera, yes love by _iamanita_
_iamanita_
  • WpView
    Reads 83,519
  • WpVote
    Votes 14,159
  • WpPart
    Parts 39
خلاصه: دوست خوب خانواده‌ی دومه؛ اصلا دوست خوب یه واجبه واسه زندگی هرکسی ولی... وقتی بهترین دوستت تبدیل بشه به عشقت... یه دردسر بزرگه! شنیدی می‌گن عشق مخفیانه یه مزه‌ی دیگه داره؟ ولی به نظر اونا عشقی که مخفی نبود و باید مخفی نگه داشته می‌شد از اون نوعش بود که نباید امتحان کنی... عشق به هم‌جنس؟! قطعا باید ازش دوری کرد! گناه... هنجارشکنی... ممنوعه... هرچی! اونا فقط می‌خواستن دیگه تا ابد هیچ دوربینی نباشه و یه بله‌ی بزرگ بگن به عشقی که داشت در خونه‌ی قلبشون رو از جا در می‌آورد... 🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺 *من زیاد تو شروع خوب نیستم پس خواهشا با همون پارتای اول قضاوت نکنید و یکم بیشتر بخونید و به داستان این شانسو بدید که خودشو بهتون نشون بده، از پارت پنج شیش داستان اصلی شروع می‌شه❤️* * این فیک ریل لایفه! تاریخ‌ها و وقایع گفته شده و هشتاد درصد دیالوگ‌ها واقعی هستن و فقط اتفاقات پشت دوربین زاده‌ی ذهن نویسنده است* * واسه هر پست این فیک زمان زیادی صرف شده تا حدالامکان با رعایت تمام جزئیات واقعی، موقع خوندن فیک بتونید بهتر باهاش ارتباط برقرار کنید؛ خواهشا کسی کپی نکنه!! * *رده‌ی سنی +۱۸ سال رو رعایت کنید* 💜کاپل اصلی: تهکوک💜
𝐂𝐚𝐫𝐚𝐦𝐞𝐥 𝐌𝐚𝐜𝐜𝐡𝐢𝐚𝐭𝐨 by ImLuna_moon
ImLuna_moon
  • WpView
    Reads 211,772
  • WpVote
    Votes 39,525
  • WpPart
    Parts 31
[𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞𝐝] "برادران کیم بجز تهیونگ؟!" این صدای زمزمه ی زیر لبیِ تهیونگ بود که خیره به تابلوی رستوران زنجیره ایِ پدرش، که حالا به برادرانش به ارث رسیده بود، نگاه میکرد و با حرص دستهاش رو مشت کرده بود! ثانیه ای بعد پوزخندی زد و به این فکر کرد که مگه چی از اونا کمتر داره که نمیتونه رستوران خودش رو راه بندازه و پوز نابرادری هاشو به خاک بماله؟! اونموقع طی یک حرکت انتحاری اقدام به تاسیس رستوران خودش به اسم "Mine" کرد. ولی نمیدونست که یه چیز کمتر از نابرادری هاش داره.. و اون سرآشپز معروفی بود که نصف اعتبار رستورانِ "برادران کیم بجز تهیونگ" رو به دوش میکشید. سرآشپزی که جئون جونگکوک نام داشت! ──────⊹⊱✫⊰⊹────── -متاسفانه نمیتونم باهات کار کنم +چرا؟ باور کن ما با هم میتونیم پیشرفت کنیم! -علاقه ای به همکاری باهات ندارم. +برام مهم نیست من هرکاری برای کشوندنت تو رستورانم میکنم. دست از سرت برنمیدارم شِف! ꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚ ❐داستانی عجیب و عاشقانه با حضور استاکر گلابی و جناب کلم بنفش 𖥟Name:Caramel Macchiato [کارامل ماکیاتو] 𖥤Genre:Fun, Romance, Fluff 𖥠Couple:Kookv, Sope 𖥔Writer:Luna🌙 ⊰Start:1401/01/22 ⊰End:1401/05/27 ░این فیکشن هیچ ارتباطی به زندگی و شخصیت واقعی آرتیست ها ندارد! همچنین فاقد اسمات است دوست عزیز🦭
+19 more
| آقــایِ کیــم |•Vkook•|‏MR. KIM by arenalo
arenalo
  • WpView
    Reads 3,064
  • WpVote
    Votes 592
  • WpPart
    Parts 21
خلاصه: 🔱جونگکوک یه بچه پولدار و خرخونه که عاشق تهیونگ، جراح‌ قلب بیمارستانِ پدرش میشه، اما ماجرا اینجا تموم نمیشه چون اون دکتر متاهلِ و از شانسش پدرِ قلدر کلاسشون هم هست.🔱 در اخر چه کسی صاحب اقای کیم میشه؟؟!! ❌"این داستان درد ها و احساسات یه‌ نوجوون رو مینویسه که تازه با گرایشش اشنا شده''❌ ژانر: درام، مدرسه ای، رئالیسم، انگست، اسمات کاپل: ویکوک «این داستانو قبلا اپلود کردم اکانتم دیلیت خورد و دوباره نوشتمش، خیلی بهتر از ورژن اوله» تهکوک🥇