Reading List 2
67 stories
𝐓𝐚𝐦𝐞𝐝 𝐇𝐞𝐚𝐫𝐭 | 𝐇𝐲𝐮𝐧𝐡𝐨  by Mshktt14
Mshktt14
  • WpView
    Reads 948
  • WpVote
    Votes 128
  • WpPart
    Parts 10
𝐍𝐚𝐦𝐞: Tamed Heart 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: Romance, Fantasy, Vampire, Smut 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: Hyunho 𝐓𝐫𝐚𝐧𝐬𝐥𝐚𝐭𝐨𝐫𝐬: Nightmare & Eliy ‌ خلاصـه: هیونجین بعد از یک حادثه، توی یه وضعیت عجیب بیدار می‌شه و تنها چیزهایی که همراهشه، سلاح و چیزای عجیب‌ و غریب ضد خون‌آشام‌هاست. مینهو، یک خون‌آشام خطرناک، پیداش می‌کنه و ادعا می‌کنه که هیونجین "حیوون خونگیش" بوده. هیونجین مجبور می‌شه با دروغ مینهو همراه بشه، در حالی که می‌دونه این مرد یه چیزی رو ازش پنهون می‌کنه. هیونجین حس می‌کنه چیزی اشتباهه؛ اما هر چقدر زمان می‌گذره، فرق بین دروغ و واقعیت محو می‌شه. تا جایی که معلوم نیست کی شکاره و کی شکارچی. 𝐂𝐡𝐚𝐫𝐦𝐞𝐫 𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧
AmberGaze/ نگاه عسلی by baharan_kim
baharan_kim
  • WpView
    Reads 6,023
  • WpVote
    Votes 1,106
  • WpPart
    Parts 42
داستان درمورد یه پسر ساده و تنهاست که یک دفعه مجبور می شه فردی زو تو زندگیش به عنوان عضو جدید بپذیره. یه‌ پسر بچه سرتق رو. کاپل ییجان ورس ۱۰ سال تفاوت سنی هپی
desire/ هَوَس by enigma_hellhex
enigma_hellhex
  • WpView
    Reads 1,667
  • WpVote
    Votes 156
  • WpPart
    Parts 22
○ ناول دیزایر ~ رمان معروف سریال بی ال هوس # یه خوشگلِ مرموز و حساب‌گر که خودش رو مظلوم نشون می‌ده # یه پلی‌بویِ عشوه‌گر که فکر می‌کنه همیشه اون بالاست ... مترجم :dead haze/havoc
Soft Like Silk {chanho/banginho} by JustDevAngSoul
JustDevAngSoul
  • WpView
    Reads 34,838
  • WpVote
    Votes 5,757
  • WpPart
    Parts 37
◍دو روح شکسته به هم تکیه داده بودن و هر کدوم تلاش میکردن به جای تکه‌های روح خودشون، تکه‌های روح فرد مقابلشون رو پیدا و ترمیم کنن... پیچک‌های نرم زندگی دو پسر به جای یه جسم محکم، داشتن به هم میپیچیدن و بالا میرفتن. شاید همین مسئله بود که باعث میشد روح‌هاشون انقدر سریع هم رو لمس کنن و در هم حل بشن... این بهترین... و ترسناک‌‌ترین اتفاق ممکن بود... ◍کاپل: چانهو/ چانگلیکس/ هیونین ◍ژانر: رمنس، رئال، اکشن ⚠️#1 in fiction ⚠️#1 in chan ⚠️#1 in changlix ⚠️#1 in chanho ⚠️#1 in banginho ⚠️#1 in اسکیز ⚠️#1 in مینهو ⚠️#1 in چان ⚠️#1 in چانهو ⚠️#1 in هیونین ⚠️#1 in مینچان
𝘔𝘰𝘨𝘦𝘩 by Theaurrora
Theaurrora
  • WpView
    Reads 12,337
  • WpVote
    Votes 2,371
  • WpPart
    Parts 22
"یادته صدات می‌کردم موگه؟ می‌دونی موگه یعنی چی فرشته‌ی سقوط کرده من؟ گل سفیدیه که از چکیدن اشک شیطان، جوونه زد..." مینهو، مجسمه‌ساز خاموشی که هر شب، با ساختن پرتره‌ی تکراری از عشق به قتل رسیدش، به درد گذشته چنگ می‌زنه. تا وقتی جیسونگ، پسری مرموز با لبخندهای مصنوعی و چشمانی که بوی دلتنگی می‌دادن، وارد زندگیش می‌شه.اما چیزی راجب اون پسر عجیب به نظر میرسید.‌ اون پسر به شدت شبی به عشق از دست رفتش بود. احساسی بینشون شکل گرفت که نه عشق بود، نه نفرت. یه کشش دیوونه‌کننده که نمی‌شد جلوش رو گرفت. اما جیسونگ فقط یه پسر معصوم نیست. اون یه فرشته‌ی سقوط‌ کرده‌ست با کلی گناه و اشتباه! و مینهو اون‌قدری عاشق این شیطان شده که می‌خواد با لبخند، وارد جهنمش بشه. تا وقتی که حقیقتی تاریک از جیسونگ، همه‌چیز رو زیر و رو می‌کنه. موگه، داستانِ دو پسره که نباید به هم میرسیدن، ولی هرچی بیشتر دور می‌شدن، بیشتر غرق هم میشدن. Fic Name: Mogeh(Snow flower) Couples : MinSung , ChanIn Genre: Romance, Mystery, Medical, crime, Dram, Smut Writer : Aurora درحال آپ روزهای آپ: شنبه ها ساعت21
ʸᵒᵘʳ ˢᶜᵉⁿᵗ by Parallel_2006
Parallel_2006
  • WpView
    Reads 16,394
  • WpVote
    Votes 2,647
  • WpPart
    Parts 30
《 جیسونگ امگا 19 ساله ای که برای قبولی تویه دانشگاه شب رو تو بهترين بار سئول میگذرونه به خاطر هیتش بدون این که بهفهمه هیتش رو با یک آلفا می‌گذروند اما صبح بعد اون اتفاق میترسه و قبل بیدار شدن الفا فرار میکنه حالا چی میشه اگه جیسونگه داستان ما یک ماه بعد دقیقا موقعی که قرار برای دانشگاه آماده بشه بفهمه که بارداره!؟ و از ترس این که اون الفا بچش رو سقط نکنه یا از جیسونگ بخواد بعد به دنیا امدن بچه اون و بهش بده بهش چیزی نگه و شیش سال تمام خودش بچه رو به تنهایی بزرگ کنه؟! و حالا چی میشه اگه اون آلفا لی مینهو آلفای اصلی باشه که صاحب بزرگ ترین شرکت واردات تجهیزات پزشکی و این دم و تشکیلات فقط پوشیش باشه برای کثافت کاری هاشه!؟ حالا دیگه جیسونگ 25 ساله شده و قرار سونو پسر شیش سالش رو به مدرسه ای ببره که دقیقا خواهر زاده مینهو میره به نظرتون مینهو جیسونگ رو یادشه؟! جیسونگ با دیدن مینهو اونم بعد شیش سال چه ری اکشنی نشون میده!؟ _دایی دایی سونو خیلی شبیه شماست مگه نه!؟ _حتما الفاتون خیلی خوشحاله از داشتن همچین خانواده ای _تو از اولم تو این خونه جایی نداشتی _امیدوارم بتونی پاپا رو ببخشی پسرم ولی این به نفع خودته به نظرتون چی در انتظار این خانواده سه نفره هست!؟》 Coupel:Minsung,Hyunlix,Chanmin Gener:Omegaverse,comedy,smut Writer:The parallel
Genesis by raxbin
raxbin
  • WpView
    Reads 1,272
  • WpVote
    Votes 172
  • WpPart
    Parts 16
همه‌ی ما آدم‌ها درگیر سرنوشت خودمونیم، فکر میکنیم فقط ماییم که زخم خوردیم؛ سرنوشت همونطور که یک آدم رو توی زندگیت میاره و بهت هدیه میده، همونطور هم ازت میگیرتش! کاپل : مینسونگ، هیونلیکس، چانمین ژانر : رمنس، فانتزی، اکشن نویسنده : رابین
𝐒𝐀𝐅𝐄 𝐏𝐋𝐀𝐂𝐄 💤 | 𝐇𝐲𝐮𝐧𝐥𝐢𝐱_𝐟𝐢𝐜 by Sayehfarokh13
Sayehfarokh13
  • WpView
    Reads 2,446
  • WpVote
    Votes 308
  • WpPart
    Parts 13
#خلاصه: هیونجین، یک طرد‌شده بود... یه شورشی... یه یاغی. حکومت به آدمایی مثل هیونجین که خارج از دیوارها زندگی میکردن، این لقب‌ها رو میداد. هیونجین از همون اول بیرون از دیوارا به دنیا اومده بود. انتخاب خودش نبود. وقتی اون «پاک‌سازی» شروع شد و زامبیا کشته شدن..... . . . اسم فیکشن: مکان امن؛ کاپل:هیونلیکس ژانر: پساآخرالزمانی،اکشن، اسمات
𝐓𝐡𝐞 𝐒𝐢𝐥𝐞𝐧𝐭 𝐅𝐥𝐚𝗺𝐞 by hyunnxx00
hyunnxx00
  • WpView
    Reads 489
  • WpVote
    Votes 97
  • WpPart
    Parts 5
❞در دنــیایــی کــه خــاطـره‌ها مــی‌تونـن اسـلــحه بـاشـن، جـادو قـانـون‌مــحور نیســت... لــی‌فلــیکس، وارث قــدرتی فــرامـوش‌شــده، نـاخــواســته وارد جـنگــی می‌شـه کــه بیــن ذهـن، قلــب و زمــان در جــریانه. در کــنار هــیونجــین، نگــهـبان سـاکت امــا زخــمی، بایــد حقیــقت گذشتــه‌اش رو کشــف کــنه-پــیش از اینــکه جــیسونــگ، جــادوگـر خـاطـره، آیــنده‌شـو بــرای هـمیشـه پــاک کنــه. آیا عشق می‌تونه حتی درون تاریک‌ترین ذهن‌ها، شعله بکشه؟𓍯 • Genre: Fantasy,Romance,Angst,Mystery • Couple: hyunlix
𝐁𝐋𝐀𝐂𝐊 𝐖𝐎𝐋𝐅 by liansmoon
liansmoon
  • WpView
    Reads 14,948
  • WpVote
    Votes 1,765
  • WpPart
    Parts 26
گرگ‌سیاه قدرتمند‌ترین و خطرناک‌ترین آفریده‌ی الهه ماه هستند. چیز متفاوت از هر موجودی که افریده. اون‌ها غیرقابل کنترل و با خوی وحشی ، به تمام دنیا فرمانروایی میکنند...چه در رعب و وحشت و چه در خوشی و عدالت در قدرت حرف اول رو میزنن. هوانگ‌هیونجین‌سومین‌گرگ‌سیاه‌‌شاهزادهِ توالایت که از بچگی همه ازش وحشت داشتند در نوجوانی به دلیل وجود خطرناکش به طور پنهانی از سلطنت طرد شد و با گذشت زمان و دلایلی قبیله ی خودش رو تاسیس کرد و تمام دنیا رو تصرف کرد. با وجود قدرت و چیز هایی که داشت اون راضی نبود‌..چون فقط یک چیز میخواست《امگاش!》 و حالا پس از گذشت چندسال... بخاطر حس انتقام و جنونی که نسبت به امگاش داشت سرزمین‌مون‌استارک رو توی مشت های خودش گرفت و از همه مهمتر امگای‌دوردونه‌اش رو.. . "..فرار‌کنید‌سرورم قلبش‌از‌‌اضطراب‌محکم‌به‌قفسه‌ی‌سینه‌اش‌میکوبید:چی‌شده؟ ...جون‌خودتون‌رو‌نجات‌بدین..." "‌اون‌زیبا‌ترین‌امگا‌روداره. همانطور‌که... برازنده‌ی‌یک‌گرگ‌سیاه‌عه!" "ازت‌متنفرم‌هوانگ‌هیونجین...از‌اینکه‌امگای‌تو‌باشم‌متنفرم..متنفرم!" ‌𝐂𝐎𝐔𝐏𝐋𝐄: 𝐇𝐘𝐔𝐍𝐋𝐈𝐗_𝐌𝐈𝐍𝐒𝐔𝐍𝐆