خلاصه:
"اینجا یه شهربازی وسط یه اقیانوسه!
آدمایی که واردش میشن برگشتشون دست خودشون نیست جیسونگ.
اونا یا غرق میشن یا تا ابد داخل این آتلانتیسِ لعنتی محبوس میشن.
و حالا تو اینجایی...تو ی آتلانتیس من"
ژانر:رمنس،معمایی،انگست
کاپل اصلی:مینسونگ
کاپل های فرعی:هیونلیکس،هیونین
نویسنده:هیونا🌼~
˓˓ دلال عشقِ کوچولو ˒˒
ژانر: انگست، رمنس، درام
کاپل: مینمین
خلاصه:
"چرا؟ چرا تو جای اون نمردی؟ اینجوری...اینجوری شرایط آسونتر میشد، اگه تو میمردی میتونستم با خیال راحت برات اشک بریزم، کمی برات دلتنگی کنم، خاطرههای شیرینی که ته مزهی تلخی میدادو مرور کنم و بعد به زندگیم برسم؛ اگه فقط تو میمردی همه چی راحتتر بود سونگمین."
فلیکس 17 ساله برای اینکه بتونه کراشش رو تحت تاثیر قرار بده، از دوست صمیمی برادر بزرگش میخواد تا بهش یاد بده چطوری اون پسر رو خوب ببوسه.
Couple: Hyunlix
Genre: Fluff, Smut
«خواستنی شدی کریستوفر... ازش متنفرم.»
«چرا؟ اگه یه خیکی داغون بودم، حس بهتری نسبت به جداییمون پیدا میکردی و با خودت میگفتی چه بهتر که ازش جدا شدم؟»
Love Off Script | عشق خارج از فیلمنامه
genre: omegaverse, smut, romance, mpreg
writer(s): asteria, drk angel
Completed
مهم نبود که هیچچیز تقصیر خودش نبوده. مهم نبود که حتی اسم پسری که توی بغلشه رو هم نمیدونه و مهم نبود که احتمالا فردا صبح توی مدرسه، به جای این پسر کتک میخوره. تنها حسی که داشت تاسف بود. یه تاسف عمیق و واقعی.
warning: this story contains school violence and may make you uncomfortable
name: see me please
couple: hyunho
genre: angest, school life, romance, smut
Completed
"متاسفم که این رو میگم اما شما..."
مینهو نمیتونست چیزی که شنیده رو هضم کنه. سردردی که چند وقتی بود گرفتارش شده بود دوباره برگشت و باعث شد گوشی از دستش بیوفته. انگشتهاش رو به دیوار تکیه زد تا تعادلش رو حفظ کنه اما آخر سر پاهاش کم آوردن و روی زمین نشست. درست شنیده بود؟
میتونست صدای زن رو از پشت گوشی بشنوه اما توانایی صحبت کردن و جواب دادن بهش رو نداشت. فقط جملهای که شنیده بود توی سرش زنگ میخورد. سه ماه؟ فقط... سه ماه؟
name: Bucket list
couple: chanho
genre: heavy angest, romance, slice of life, omegaverse
Completed
به افکارش پوزخند زد و وقتی سردی فلز نوک اسلحه رو پشت سرش حس کرد، ثابت ایستاد. جواب سوالش کاملا واضح بود. لی مینهوی قدیمی عاشق شده بود و به خاطر ناراحتی از دست معشوقهاش چند شب نخوابیده بود و حالا هم نزدیک بود به همین خاطر بمیره. شبیه یه پایان پوچ به نظر میرسید. مخصوصا وقتی کسی که قرار بود بهش شلیک کنه، کریستوفر نبود
°°°
نگاه کریستوفر به ماشهی تفنگ سرباز خورد که در حال فشرده شدن بود. مردمکهاش با ترس گرد شدن و چشمهاش رو به صورت آروم مینهو داد. مرد کوچکتر چشمک کوتاهی براش زد و بعد با لبخند گفت:
"شلیک کن فرمانده، میخوام برات برقصم"
name: dance under bullets
couple: chanho, hyunsung
genre: romance, angest, thriller, smut