تهکوک
194 stories
𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒎𝒆, 𝒊𝒇 𝒚𝒐𝒖 𝑫𝒂𝒓𝒆! ᵏᵒᵒᵏᵛ ᵃᵘ by AlHphBA
AlHphBA
  • WpView
    Reads 164,924
  • WpVote
    Votes 16,765
  • WpPart
    Parts 31
[Completed] خلاصه: جونگ‌کوک، معروف‌ترین دونده‌ی دانشگاه به‌خاطر تهیونگ از خیلی چیزهای زندگیش دست می‌کشه؛ اما آیا اون فقط یه دانشجوی ساده با گذشته‌ی نرماله؟ •وضعیت: تکمیل‌شده •کوکوی ایو •رمنس، ورزشی، انگست، اسمات Wr: Hb
𝐕𝐄𝐍𝐎𝐌 | ونــوم by Weirdnevis
Weirdnevis
  • WpView
    Reads 145,050
  • WpVote
    Votes 12,906
  • WpPart
    Parts 43
کیم تهـیونگ پسری که میتونه ذهـن بخونه، طی یک مـاموریت خاص و برای گرفتن انتقام یک کـینه قدیمی، با جئـون جونـگکوک یک افسر پلیس تازه کار وارد یک هتـل کاپـلی و مرموز میشه و چی میشه اگه پایان این مـاموریت جوری که می خواد پیش نره؟! قسـمـتی از فـیـک ونــوم : کیـنه یا درد چیزی بود که توصـیفش می کرد و به زندگـیش معـنا می بخشید. تـهیونگ عجیب بود و صادقانه، گاهی خودش هم از برق چـشم هاش وحـشت می کرد. _خوب نگاه کن جونـگکوک! این همون زهـریه که می خواستی مـزش کنی و حالا توی بـدن تو هم جـریان داره. تو مسمـوم میشی و من پـادزهرش رو ندارم اما قسم میخورم، اون لحظه خودم هم کنارت بمـیرم:)! 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞 : 𝚂𝚖𝚞𝚝 | 𝚏𝚊𝚗𝚝𝚊𝚜𝚢 | 𝚊𝚌𝚝𝚒𝚘𝚗 | 𝚛𝚘𝚖𝚊𝚗𝚌𝚎 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞 : 𝚃𝚊𝚎𝚔𝚘𝚘𝚔 | 𝚈𝚘𝚘𝚗𝚖𝚒𝚗 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 : 𝚆𝚎𝚒𝚛𝚍 𝐔𝐩 𝐭𝐢𝐦𝐞 : 𝚃𝚑𝚞𝚛𝚜𝚍𝚊𝚢𝚜
The fifth sense by EUGENIEandDANIYAR403
EUGENIEandDANIYAR403
  • WpView
    Reads 309,132
  • WpVote
    Votes 31,937
  • WpPart
    Parts 66
وضعیت: پایان یافته❤️ ⚫️کیم تهیونگ آلفای خون خالص و ۳۶ ساله پدری مجرده که یه پسر داره... تهیونگ روانشناس معروفی بوده، البته تا قبل از این که یکی از مریض هاش به بدترین شکل ممکن خودکشی کنه و تهیونگ برای همیشه دست از این کار بکشه... ⚫️جئون جونگکوک امگای ۲۱ ساله ای که بعد از تجاوز برادرش در حضور مادر ناتنیش تصمیم به خودکشی میگیره، اما نجات پیدا میکنه و حالا نیاز به یک روانشناس داره... و آیا تهیونگ این پرونده جدید رو قبول میکنه؟ به قلم: Daniyar& Eugenie #امگاورس 🐺 #عاشقانه❤️ #روانشناختی🧩 #تهکوک💜 #اسمات🔞 #ددی‌کینک🗿
Mr.kim's bad boy [taekook][Translated] by kimjeontkv
kimjeontkv
  • WpView
    Reads 76,761
  • WpVote
    Votes 4,974
  • WpPart
    Parts 38
<کامل شده> وقتی کیم تهیونگ معتاد به کار با پسر بدی به نام جئون جونگ کوک آشنا میشه چه اتفاقی می افته؟ نویسنده: @moonflower_9597 مترجم: راحیل زمان آپ:نامشخص این فیک ترجمه یک فیک خارجی هست و کاپلش تهکوک ⚠️همه نام ها، مکان ها و سازمان های این داستان ساختگی هستند. داستان ربطی به شخصیت های واقعی ندارد. 🚫هشدار: سرقت ادبی دزدی است. نظراتی که من آنها را نفرت انگیز یا آزاردهنده می دانم حذف خواهند شد. تمامی حقوق محفوظ است
+10 more
Sᴄᴇɴᴛ Oғ Hᴇᴀᴠᴇɴ | Vkook, Hopemin by and_rome_da
and_rome_da
  • WpView
    Reads 38,279
  • WpVote
    Votes 5,092
  • WpPart
    Parts 71
تهیونگ نگاهش رو به آب‌های ساکن دریاچه‌ی نقره‌ای دوخت. تصور نبودِ میخک سفیدش، زخم ریش شده‌ی روی قلبش رو می‌سوزوند. _همه‌چیز زندگی مربوط به اولین نفری هست که وقتی خبر خوبی می‌شنوی بهش اطلاع میدی؛ مشکل زندگی من همین جاست سنسه... اونی که من خبرای خوبم رو زودتر از بقیه بهش می‌گفتم دیگه نیست. غمِ صدای بم و گرفته‌اش، انگار دل تمام کائنات رو می‌لرزوند. سر برگردوند و به ذغالی رنگِ نگاه مرد جوانتر خیره شد. اون جدی بود و زیبا؛ ساکت اما پر از حرف‌های نگفته که می‌شد از چشم‌های تیره‌اش خوند. عطر خوش چوب تمشک وحشی مشامش رو پر کرد. _می‌بینی سنسه؟ من همون خدای آتشی‌ام که دست‌هام بند زنجیر نفرینِ زئوسه... با نوک انگشت‌های کشیده و استخوانیش محل استخوان جناغ سینه‌ش رو لمس کرد: _سینه‌ام به خاطر گناهم می‌سوزه...محکومم به درد کشیدن. فصل اول✨ (فصل دومش توی یه بوک دیگه آپ شده.) Nᴀᴍᴇ: Sᴄᴇɴᴛ ᴏғ Hᴇᴀᴠᴇɴ 1 Cᴏᴜᴘʟᴇ: ᴠᴋᴏᴏᴋ, ʜᴏᴘᴇᴍɪɴ Gᴇɴʀᴇ: ᴅʀᴀᴍ, ᴀɴɢsᴛ, ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ, sᴍᴜᴛ Wʀɪᴛᴇʀ: ᴀɴᴅʀᴏᴍᴇᴅᴀ Cʜᴀɴɴᴇʟ: @ᴘᴀᴘᴀᴄɪᴛᴀ01
CURSED║VKOOK by sufiland
sufiland
  • WpView
    Reads 108,149
  • WpVote
    Votes 17,375
  • WpPart
    Parts 33
«جونگکوک از لحظه‌‌ای که چشم باز کرد و فرق بین درست و غلط رو فهمید ، یک جمله رو بارها و بارها توی گوشش خوندن تا بهش بفهمونن که اون جفت پادشاه خون‌خوار این سرزمینه.» ❈نام‌اثر: |نــفرین‌شدگـان| کاپل: ویکوک‍ـ/ یونمین ژانر: امگاورس / اسمات / عاشقانه / طنزسیاه /دراما / پایان‌خوش وضعیت: [جمعه‌ها]-͟͟͞͞𖣘⁦ •این داستان تنها درجهت سرگرمی نوشته شده و هیچ ارتباطی با زندگی شخصی افراد ندارد ؛ لطفا جوگیر و تعصبی نباشید. •تمام حقوق این کتاب متعلق به نویسنده می‌باشد لطفا از انتشار آن در سایر پلتفرم‌ها و ایده‌ برداری از محتوا خودداری فرمایید.
𝐅𝐨𝐫𝐛𝐢𝐝𝐝𝐞𝐧 𝐋𝐨𝐯𝐞 by yeo_nabi7
yeo_nabi7
  • WpView
    Reads 14,924
  • WpVote
    Votes 1,202
  • WpPart
    Parts 47
𝐅𝐨𝐫𝐛𝐢𝐝𝐝𝐞𝐧 𝐋𝐨𝐯𝐞 "عشق ممنوعه" خلاصه‌ی داستان: ولیعهدی که بر خلاف رسم و قوانین جامعه عاشق همجنس خودش، یعنی یه پسر خیاط رعیت میشه. پسرک رو همراه خودش به قصر میبره و در نهایت قصه ی عشقشون لو میره. در لحظه آخر، وقتی در یک قدمی مرگ ایستاده بودند، قولی غمگین و در عین حال شیرین آینده‌شون رو تضمین میکنه... حالا بعد از سی سال معشوق گم شده پیدا شده، اما چه بد که خاطرات همراه انسان از جسمی به جسم دیگر پرواز نمیکنند... 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐇𝐢𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐜𝐚𝐥, 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐑𝐞𝐢𝐧𝐜𝐚𝐫𝐧𝐚𝐭𝐢𝐨𝐧, 𝐒𝐦𝐮𝐭 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤, 𝐘𝐨𝐨𝐧𝐦𝐢𝐧 𝐀𝐮𝐭𝐡𝐨𝐫: 𝐍𝐚𝐛𝐢 𝐔𝐩𝐝𝐚𝐭𝐞 𝐃𝐚𝐲𝐬: 𝐅𝐫𝐢𝐝𝐚𝐲𝐬
The Last Captive .. ⛓  by Dante_1997
Dante_1997
  • WpView
    Reads 4,188
  • WpVote
    Votes 860
  • WpPart
    Parts 13
ویکوک زمان آپ : سه شنبه ها آخرین اسیر نیز به خانه برگشت اما... دریغ از خاطراتی که مرده بود و ذهنی که تنها شکنجه گر روح بود و بس.
𝗦𝗵𝗮𝗺𝗲ⱽᵏᵒᵒᵏ ᵃᵘ by imdorin
imdorin
  • WpView
    Reads 274,830
  • WpVote
    Votes 30,763
  • WpPart
    Parts 29
|کامل شده| تهیونگ بخاطر یه شرط با جونگکوک وارد رابطه میشه! البته هیچوقت فکرشم نمیکرد که واقعا عاشقش بشه! چی میشه اگه جونگکوک از اون شرط مسخره باخبر بشه؟ "-تو دوست پسرمی جونگکوک!" "+معلومه! بالاخره تو شرط بسته بودی که دوست پسرت باشم!" 𝐍𝐚𝐦𝐞:𝐬𝐡𝐚𝐦𝐞 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞:𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞,𝐬𝐦𝐮𝐭,𝐟𝐚𝐤𝐞 𝐜𝐡𝐚𝐭,𝐬𝐩𝐨𝐫𝐭 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞:𝐤𝐨𝐨𝐤𝐯/𝐯𝐤𝐨𝐨𝐤
Livid Heart🖤🚬 | Vkook by LostJis
LostJis
  • WpView
    Reads 396,329
  • WpVote
    Votes 38,598
  • WpPart
    Parts 46
[Completed] [تمام شده] 𓄸 Name: Livid Heart | قلب کبود 𓄸 Genre: Smut, romance, mafia⛓️🚫 𓄸 Main Couple: Vkook 𓄸 Age category: +21⛔ 𓄸 Writer: Jisog 𓄸 Update: Weekly on Wednesday🚬 _____🖤_____ "رد دات" جایی که عشق و خطر به هم می‌رسن! جئون جونگ‌کوک، یک خلافکار خرده‌پا با زندگی‌ای پر از بدهی و بدبختیه که هیچ چیزی برای از دست دادن نداره. اما یک روز، سرنوشت در قالب یک پیشنهاد عجیب از سوی یک فرد ناشناس و ثروتمند بهش لبخند می‌زنه: اگر بتونه در عرض یک ماه وینسنت، صاحب بی‌رحم و مرموز گی‌کلاب "رد دات" رو عاشق خودش کنه، زندگی جهنمیش تبدیل به بهشتی رویایی میشه. اما چرا از بین این همه آدم، جونگ‌کوک انتخاب شده؟ و آیا وینسنت فقط یک صاحب کلاب ساده است؟ جونگ‌کوک وارد بازی خطرناکی می‌شه که نه تنها قلب، بلکه جونش رو هم به خطر می‌اندازه. آیا می‌تونه عشق وینسنت رو به دست بیاره، یا رازهای تاریک وینسنت و "رد دات" اون رو به نابودی می‌کشونه؟ "_ مطمئنی اولین بارته؟ + آره لعنتی! خواستگارم نیستی که راجع به همچین چیزی بخوام بهت دروغ بگم! _ معمولا یبوست داری؟ + آره. خب که چییی؟ _ یه اکسترنال هموروئید کوچیک اینجاست. + منظورت بواسیره؟ ته... من برای چکاپ ماهانه اینجا نیومدما! _ انقدر غر نزن! خب اگه اینجوری بکنمت دردت می‌‌گیره! "