Changjin
34 cerita
'The Blot, oleh meow_hera
meow_hera
  • WpView
    Bacaan 6,515
  • WpVote
    Undian 1,265
  • WpPart
    Bahagian 31
*Name: The Blot [درحال آپ] *Couple: ChanLix, ChangJin, Minsung *Genre: Romance, Angst, Mystery, Psychological, Smut چه حسی داره وقتی چشم هاتو برای اولین بار به روی دنیا باز میکنی و حتی از همون ثانیه اول، هرچند ذره ای ناچیز، متوجه بشی که توی یه جسم اشتباهی گیر افتادی؟ شبیه قفسی که هرچقدر سعی کنی مثل همه ادم های شبیهت بپذیریش و دوستش داشته باشی فقط خسته و عصبی تر میشی. چون این جسم لعنتی فقط برای تو یه قفسه! برای همه هم نوعات یه هویته! وقتی یه قطره سیاه میفته روی یه لباس سفید وقتی اون نقطه قهوه ای رنگ حاصل از زخم و سوختگی میمونه روی یه پوست صاف و سفید و بی نقص وقتی بعد از ساعت ها تلاش و انرژی، بوم رنگی ای رو به وجود میاری که بی نقص بودنش میتونه روحتو ارضا کنه اما یه لکه...یه لکه‌ی غیر منتظره، مزاحم و احمقانه‌ و زشت گند میزنه به هرچی که ساخته بودی حالت ازش بهم میخوره، عصبانیت میکنه میخوای پاکش کنی اما پاک نمیشه با هر روشی که جلو بری ردی ازش میمونه حتی اگه کامل پاک شه حسابی اون بوم و پوست و پیراهن رو ازار دادی اون لکه...من بودم...یه لکه‌ ننگ!
Blood and Ash | Sope سپ oleh sopehobisope
sopehobisope
  • WpView
    Bacaan 16,824
  • WpVote
    Undian 3,480
  • WpPart
    Bahagian 32
مین یونگی افسر پلیس فدرال، به همراه اعضای تیمش مامور می‌شن تا یک مامور مخفی پلیس رو که داخل یک کارتل مواد مخدر به سر می‌برده، از ماموریتش بیرون بکشن. اونا وقت زیادی ندارن و هیچ اطلاعاتی از مامور مخفی‌ای که باید نجاتش بدن در اختیارشون نیست بجز یک محل ملاقات. همه چیز صرفا یک ماموریت کاریه تا زمانی که یونگی اونجا یک چهره آشنا می‌بینه. کسی که یونگی ازش نفرت داره. کسی که زخم خنجر خیانتش هنوز بعد از چند سال روح خستش رو خراش می‌ده: دوست پسر سابقش، جانگ هوسوک. چی می‌شه وقتی با رویاروییشون، کدورت‌ها شعله‌ور بشن و احساسات قدیمی دوباره زبونه بکشن؟ به نظر می‌رسه رابطه آشفته‌ای که زمانی به فاجعه ختم شد، بار دیگه داره همون مسیر رو طی می‌کنه. ♡عنوان: خون و خاکستر ♡کاپل: سپ ♡ژانر:جنایی، اکشن، اجتماعی، انگست، رمنس، اسمات، رازآلود، درام
💦🔥Fanart🔥💦 oleh auvxyik
auvxyik
  • WpView
    Bacaan 832,591
  • WpVote
    Undian 40,727
  • WpPart
    Bahagian 181
سلام به همگی😍 این بوک رو فقط میخوام به فن آرت های کاپل های بی تی اس اختصاص بدم. 🚫از تموم کاپل ها میزارم🚫 میخوام کاری کنم کف و خون قاطی کنین😂🔥اصن اوففففف و اینکه هر موقع ی فن آرت جدید یافتم میام براتون میزارم❤ خلاصه که ببینین و فیضضضض ببرین😉🤍
Breathe oleh faty_kuzco
faty_kuzco
  • WpView
    Bacaan 137
  • WpVote
    Undian 22
  • WpPart
    Bahagian 5
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ · · ─────── ·𖥸· ─────── · ·⠀⠀ "بعضی زخم‌ها تو رو از پا درمیارن، بعضیا قوی‌ترت می‌کنن. بعضی اون‌قدر عمیقن که روحت رو از بدنت بیرون می‌کشن و تو رو توی کالبد خالیِ جسمت تنها می‌ذارن. بعضی زخم‌ها نفست رو می‌برن. اما گاهی، وسط همون دردها، یه نفر میاد و بهت یاد می‌ده چطور دوباره نفس بکشی." ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌· · ─────── ·𖥸· ─────── · · ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ drama, romance, angst Writer: Kuzco ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌╰──╮ ╭──╯ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌Changjin • Minsung on going. each Friday.
Sir (changjin) oleh AKUMA_GCFtokyo
AKUMA_GCFtokyo
  • WpView
    Bacaan 929
  • WpVote
    Undian 99
  • WpPart
    Bahagian 1
- do as i said + teach me Changjin
I'm Just tired (Changjin) oleh chagi1385
chagi1385
  • WpView
    Bacaan 2,055
  • WpVote
    Undian 258
  • WpPart
    Bahagian 4
(من فقط خسته ام) یه چند شاتی گوگولی(قراره به خاک برید با اشک) با کاپل چانگجین یکمم مینسونگ و چانلیکس قاطیش داره امیدوارم لذت ببرید😁
⇢ᴄʀɪᴍɪɴᴀʟ (Skz ver) oleh Axel_lee88
Axel_lee88
  • WpView
    Bacaan 5,728
  • WpVote
    Undian 793
  • WpPart
    Bahagian 14
+آدما عروسک هایی برای ارضای هوس های تو نیستن!چرا نمیتونی اینو بفهمی؟ -من هیچ وقت آدم هارو عروسک هایی برای بازی کردنم تصور نمیکنم! این خود آدمان که دوست دارن بازیچه ی من بشن!... من هیج وقت کسیو مجبور نمیکنم!...م ن فقط چیزی رو بهشون نشون میدم که دلشون میخواد!...اینکه به من اعتماد میکنن و خودشونو از دست میدن انتخاب خودشونه... چرا من رو گناهکار میدونی؟ +تو یه آشغالی اینو میدونی؟ -من آشغال نیستم!...این تو بودی که برای تصاحب تن من له له میزدی و به کسی که عاشقت بود خیانت کردی!..حماقت تو،حماقت توعه!...مشکل من نیست! روز آپ: پنجشنبه
Art oleh Fluffykitty17_
Fluffykitty17_
  • WpView
    Bacaan 242
  • WpVote
    Undian 49
  • WpPart
    Bahagian 6
-هی من زودتر انتخابش کردم پس اون مال منه! مرد با لجبازی نگاهی بهش انداخت و بیشتر گلدون گرون قیمت و سمت خودش کشید. -تو حتی خودتم مال منی آرتیست. Couple:CHANGJIN, CHANLIX, MINSUNG
🌸Little bloom 🌸 oleh moodypuppy1383
moodypuppy1383
  • WpView
    Bacaan 14,784
  • WpVote
    Undian 2,530
  • WpPart
    Bahagian 13
زمانی که جیسونگ برای اینکه کراشش رو ببینه مجبورش کرد به مهمونی که اعضای دانشگاه هنر ترتیب داده بودن بیاد ، فکرشم نمیکرد عشق زندگیشو اونجا ببینه ! نمیدونم .ولی تا به خودم اومدم دیدم ازت خوشم میاد وحتی شاید عاشقت شدم ؟ نمیدونم . شاید برات عجیب باشه ... چطور یه نفر میتونه تو این مدت کم عاشق بشه . ولی من تو این مدت کم عاشقت شدم . عاشق نوع حرف زدنت ، عاشق چشمات و نوع نگاه کردنت ، عاشق لمس هات ، عاشق طرز لباس پوشیدنت ، عاشق اینکه موهاتو به بالا مدل میدی ، عاشق مهربونیت ، عاشق اینکه به همه اهمیت میدی . توی این مورد یک کم حسودی میکنم چون تمام توجه تورو برای خودم میخوام . من حتی عاشق طرز راه رفتنت هستم و آره ... انقدر عاشقتم که تو این مدت کم به همه اینا توجه کردم کاپل : چانگجین 💙مینسونگ 💜 ژانر: امگاورس 🌈 امپرگ 👶 فلاف ☁️ اسمات🙈
دوران سرکشی  oleh user20576447
user20576447
  • WpView
    Bacaan 7,153
  • WpVote
    Undian 920
  • WpPart
    Bahagian 40
کاپل : چانگجین ، مینسونگ ، سونگمین ژانر : امگاورس کامل شده هیونجین به اطراف نگاه کن ، امگاها ترسیده با مردمک های لرزون به کسایی نگاه میکردن که مثل گرگ های گرسنه برای دریدن شون چشم دوخته بودن به اونا : زود باش امگا گرگت رو نشون بده . نیشخندی روی لب هیونجین نشست : چرا باید این کار رو بکنم . ابروهای مرد بالا رفت : چون باید مشخص بشه که میتونی به آلفات خدمت کنی یا باید بفرستنت توی کلوپ برای خدمت به بقیه . خشم توی قلب هیونجین شعله کشید : چرا این مراسم برای آلفاها انجام نمیشه ... چرا فکر میکنین فقط امگاها هستن که امکان داره گرگ وجودشون بیرون نزنه . همه ی نگاه ها به سمت هیونجین بود هانی از خشم داشت منفجر میشد ، کم توی نگرانی بود که این امگا داشت اوضاع رو بدتر میکرد ، آقای لی پر صدا خندید : تو خیلی جسارت داری امگا ... اما باید بدونی هیچ آلفایی نیست که نقص داشته باشه ، آلفاها قدرتمندن و به راحتی میتونین گرگ شون رو نشون بدن . اینبار این هیونجین بود که خندید ، خنده ای که مثل گلوله توی صورت تموم اون آلفاها کوبیده شد : اما من میشناسم آلفاهایی که گرگی ندارن . آقای لی عصبانی شد ، این امگا چطور جرات میکرد به نوع قدرتمند جامعه توهین کنه : گرگت رو نشون بده . دست پسر مشت شد : من چیزی برای نشون دادن ندارم . فک هانی منقبض شد که آقای لی رو