taban_taherii's Reading List
5 stories
* فرشته* by army_bts_nazii
army_bts_nazii
  • WpView
    Reads 50,466
  • WpVote
    Votes 3,943
  • WpPart
    Parts 29
چی میشه اگه مافیای ترسناک قصه ما دل به همسر اجبارییش که ازش متنفر بود و اون رو عامل بدبختی هاش می دونست ببنده جوری که که با نبود اون اکسیژنی برای تنفس نداشته باشه کاپل : جینمین تاریخ شروع : 1402/3/27 تاریخ پایان :1403/9/30 ( زیادی طول کشید 😅) خشن ، مافیایی ،اجبار، لیتل، عاشقانه ، اندکی کمدی،بچه، هپی اند :] این داستان به هیچ وجه واقعی نیست و ساخته ذهن نویسنده می باشد.
Forest ♧ HopeMin ♧ by Razi_Moon
Razi_Moon
  • WpView
    Reads 107,340
  • WpVote
    Votes 20,148
  • WpPart
    Parts 50
هوسوک خون آشامی که صد ها سال تنها زندگی کرده یک روز با یک ماشین تصادف کرده رو به رو میشه و به جای اینکه بزاره نوزادی که توی آغوش مادر مرده اش گریه میکرد مثل خانوادش بمیره اون رو به کلبه ی خودش میاره و بزرگش میکنه... ژانر: سوپرنچرال - درام - رمنس نویسنده: Razi and Moonlike کاپل: hopemin
 FALL / سقوط by saharansari1381
saharansari1381
  • WpView
    Reads 73,122
  • WpVote
    Votes 8,704
  • WpPart
    Parts 63
من اصلا از مرگ نمیترسم،مرگ ی وسیله است برای پایان دادن ب درد و رنج من... چیزی ک منو میترسونه زندگیه! اما توی این همه سال عمری ک از الهه ماه گرفتم بهم یاد دادن ب خودم ترحم نکنم اونا بهم گفتن: "اگر ب خودت ترحم کنی زندگیت تبدیل ب کابوس میشه؟!" با این حال کنجکاوم تعریف اونارو از کابوس بدونم اخه از نظر من زندگی الانم خودش ی کابوس س بعدیه!!!! .................................... نام فیک:سقوط / FALL ژانر:امگاورس،اکشن،عاشقانه،تخیلی،روانشناسی کاپل:"seven some" سون سام (جیمین کلا باتم😪😝) خلاصه:پارک جیمین تنها بتای خانواده پارک...۲۵ ساله دوروغی رو با خودش حمل میکنه ک تمام محور زندگیشو تشکیل داده....اما زمان افشا شدن هویتش با ورود برادران کیم رسیده....اون قراره تمام چیز هایی رو ک با دوروغ ب چنگ اورده از دست بده... 🫡😉
that man / اون مرد " yoonmin" by rominaromina396
rominaromina396
  • WpView
    Reads 201,218
  • WpVote
    Votes 15,489
  • WpPart
    Parts 68
🔥برشی از داستان : " دوست دارم ببینم روابطشون در حد پدر پسریه یا .... با ضربه جین به شکمش خفه شد صورت همیشه خندون هیونگش اخمی بود " یااا ...هیونگ !!!! " نباید اینجوری پشتش حرف بزنی اون همسره یونگیه ! کوک پوزخند زد " ول کن هیونگ اون یه ازدواج صوری بود مطمئنن هیونگ حتی اسم اون پسرم یادش نیست !!!! کاپل : Yoonmin ژانر : مافیا / امگاورش / کمدی و غمگین / امپرگ / معمایی / پلیسی / هیجانی / خانوادگی خلاصه: _طبق وصیت عمه ..." اون " ..باید باهاش ازدواج می‌کرد... .اما ... چرا آخرین تصویرم ازش ...برای ۱۷ سال پیشه ! ...شاید ..نباید بهش میگفتم " دوست دارم " . . . نگاهی به صورت معصوم دو بچه روی تخت انداخت _ شما ...بوی اونو میدید .... نویسنده " رومی " شروع داستان ۱۲ /۳ / ۱۴۰۳ پایان : .....
Coshay / نامیرا by rominaromina396
rominaromina396
  • WpView
    Reads 341,925
  • WpVote
    Votes 30,654
  • WpPart
    Parts 128
فصل 1 احساس تنهایی خیلی خوبه ولی نه وقتی ۱۶ سال طول بکشه بلاخره یه جایی کم میاری ، کنجکاوی قلقلکت میده و دلو میزنی ب دریا و ...فرار میکنی ... ولی همیشه قرار نیست نتیجه ی یک اشتباه بد باشه شاید بشه شروع ی زندگی دوست‌داشتنی و پر ماجرا و شاید عجیب .... بخشی از داستان : پس من چی ؟ پسر کوچیک تر ب صورت مثل برف شوگا نگاه کرد هول شد .." .آلفا ! شوگا بیحرف همون دست جیمین رو سمت لباش برد و خورد . انگشتای عسلی جیمینم همراهش وارد دهنش شد و موج الکتریسیته ای وارد بدن امگا کرد. جیمین مسخ شده به چشمایی ک اگه اشتباه نمی‌کرد برق شیطنت از توش پیدا بود خیره شد.... کوک مثل بچه ها اعتراض کرد " هئونگگگگگ اون مال من بود ‌..من هنوز گشنمه ..!!! تهیونگ ک سیر شده بود به دیوار پشت سرش تکیه دادو دستی ب شکمش کشید ... " آخيش... چه خوب که من سیر شدم ! " کوک با غیض نیم خیز شد " میام میزنمتا ... تهیونگ با تخسی نگاهش کرد " جرئت داری بیا... فصل اول تمام شده😍🖖🏻 . . . فصل دوم در همین صفحه گذاشته میشه 😈🙈 داستان یه خانوادست ....اما ...آیا یه خانواده عادی ؟ ... . . . +میتونی تصور کنی از پدرت دو سال کوچیک تر باشی ؟! _ مطمئنی پدرته ؟! + اره ..... _ پس دیوونه شدی .. + نمیدونم ....شاید ... . . . زندگی مخفیانه یه خانواده ....و داستان های بینشون ... . . . هیجانی کمدی معمایی کاپل :