SA_tabasom's Reading List
5 story
Never بقلم Pegasus_97
Pegasus_97
  • WpView
    مقروء 6,942
  • WpVote
    صوت 957
  • WpPart
    أجزاء 6
(تکمیل شده) تهیونگ دسته صندلی چرخدار رو گرفت و جیمین به سمت خودش کشید به اطراف نگاهی کرد تا مزاحمی نباشه سرشو نزدیک برد و با صدای آهسته حرف زد "یعنی میگی همه دفع اول نمی تونن بیان؟ توهم اینجوری بودی؟" جیمین مثل تهیونگ صورتشو جلو برد و لحن صدای پسرو تقلید کرد "اره همه نمی تونن هیونگم بهم گفته. باید دستت بیاد چطوری بزنی هرکسی روی یه سری چیزا حساس تره" نیشخندی زد و ادامه داد "البته من کارم درسته همون بار اولی کلی کام شدم" ژانز: روزمره، رمنس، اسمات، برشی از زندگی، مینی فیک کاپل: ویمین(فعلا)- تهکوک
+13 أكثر
Teach me بقلم SetiSin
SetiSin
  • WpView
    مقروء 295,044
  • WpVote
    صوت 24,040
  • WpPart
    أجزاء 30
تهیونگ قراره با بهترین پسری که توی تمام زندگیش شناخته به زودی ازدواج کنه ولی تابحال هیچ چیزی رو جز بوسیدن با هوسوک تجربه نکرده و از طرفی هم میخواد توی رابطه با همسرش بهترین باشه. دوستش دکتری رو در همین زمینه بهش معرفی میکنه که توی این قضایا کمکش کنه. اما اتفاقاتی رخ میده که تمام معادلات بهم میریزه. Name: Teach Me Couple: Verse Translator: Seti Genre: Smut , Romance , Fluff
خون آبی ✥ نامجین؛ یونمین؛ ویکوک بقلم maedeh1
maedeh1
  • WpView
    مقروء 366,520
  • WpVote
    صوت 62,218
  • WpPart
    أجزاء 61
تو جامعه ای که رنگ خون تعیین کننده ی طبقه ی اجتماعیه نمیشه دنبال عدالت گشت. شعار مدرسه ی ما این بود... درد زیباست. - پارک جیمین
Desiree | Vkook | Completed بقلم V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    مقروء 1,748,340
  • WpVote
    صوت 130,084
  • WpPart
    أجزاء 44
خلاصه: دهه ی نود میلادی. بوی قهوه ی تلخ و کلاه های کج فرانسوی. پوستر تئاتر های شکسپیر در همه جای شهر. و پسری که توی اتاق واحدش در ساختمان هبیتیت مارسی نشسته و به عاشق بودن فکر میکنه... عشق به شوهر خواهرش که نوزده سال از خودش بزرگتره... آیا تهیونگ هم میتونست دل به عشق برادر زنش بده؟ کسی که از مارسی تا سئول رو طی کرده بود تا قلب شکست خورده اش رو ترمیم کنه... .................. _ تو گنج منی...نقطه ی ضعف منی...بهونه ی من...دلیل جنونم...دلیل خشمم...خوب خودت و ببین...تو اگه مال من باشی کارت زاره...دیوونت میکنم، چشم هرکسی که نگاهت کنه رو از کاسه در میارم، دست هرکسی که بخواد بهت بخوره رو قلم میکنم، نفس هرکسی که به پوستت بخوره رو میبرم... اینارو میگم چون خودم و میشناسم، چون تو نیمه ی پنهان منی...چون تو رو سخت به دست میارم ولی اگه به دست بیارم...دیگه راه برگشتی نداری...از یه جا به بعد مال منی...و هرکسی که بخواد تورو از من بگیره باید اول از کلتم اجازه بگیره... Desiree Wr: quake Main couple: Vkook Genre: Dram, Angst, Romance, Smut
House Of Cards  بقلم Bangtan_trans
Bangtan_trans
  • WpView
    مقروء 538,927
  • WpVote
    صوت 47,149
  • WpPart
    أجزاء 44
جونگکوک وارث بدنام ترین امپراطوری مافیا در سرتاسر سئول تهیونگ پلیس تازه کاری که از طرف تیمش برای نابودی این امپراطوری به عنوان مامورمخفی فرستاده شده "قانون رو بلدبودی و بازی کردی، دونستن اینکه مغلوب شدی دیوانه کنندست." ♤♡◇♧ نویسنده این داستان Sugamins هست و من فقط ترجمه کردم. 🔞اخطار داستان رو حتما بخونید. VMinKook