یادم نمیره چقدر سرشون بی خوابی کشیدم🔥😭🪐✨
12 stories
"It's 2017" AU di Lililoxu
Lililoxu
  • WpView
    LETTURE 23,951
  • WpVote
    Voti 3,515
  • WpPart
    Parti 24
تهیونگ بعد از تلاش های فراوان موفق میشه که توئیتر ورژن جدید نصب کنه اما وقتی وارد برنامه میشه میفهمه که یه چیزی این وسط درست نیست! این تداخل زمانی چجوری پیش میره؟ -AU-
My you  di Vkookchild9597
Vkookchild9597
  • WpView
    LETTURE 482,345
  • WpVote
    Voti 62,248
  • WpPart
    Parti 60
_شانس آوردی آلفا، امگای قوی داری؛ با وجود شدت بالای ضربه، اما آسیب شدیدی بهش وارد نشده و مهم‌تر از همه اگه در حالت انسانی چنین آسیبی می‌دید درجا بچه‌اش رو از دست می داد؛ اما چون در حالت گرگینه... تهیونگ که تا اون لحظه با دقت به حرف‌های ساحره گوش می‌داد با شنیدن قسمت دوم جمله، ابروهاش جمع شد و حرف‌های ساحره رو قطع کرد. _یه لحظه یه لحظه، الان چی گفتی؟ _گفتم امگای قوی داری... _نه نه بعدش، قسمت دوم جمله‌ات... تـ... تو گفتی چی؟ بچه؟! ساحره ابرویی بالا انداخت و پلک زد. _نمی‌دونستی؟ امگات بارداره... Writer: Ashil Couple: Vkook, Hopmin, Taehi Genre: omegaverse, action, fantasy, romance, mpreg, smut
𝘽𝙡𝙪𝙚 𝘾𝙪𝙥𝙘𝙖𝙠𝙚𝙨 ▪︎𝘷𝘬𝘰𝘰𝘬▪︎ di AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    LETTURE 645,669
  • WpVote
    Voti 118,735
  • WpPart
    Parti 83
•کاپ کیک های آبی• - غش کردی. ندیده بودم یکی با دیدن خروس غش کنه! - به حیوونا عادت ندارم. - فوبیا داری؟ تهیونگ بی اختیار غرید: - عادت ندارم! ژانر: عاشقانه🍉روزمره🌊فلاف🧁طنز🧃 یه کوچولو انگست🌧هپی اند🐓 کاپل: ویکوک، هونهان( اسمات نداره💙) و بلو اول بود: #روزمره1 #تهکوک1 #هونهان1 #طنز1 Start: 4/6/00 End: 4/9/01
Somebody to love | persian translate di ycsmlms_wtp
ycsmlms_wtp
  • WpView
    LETTURE 247,038
  • WpVote
    Voti 30,993
  • WpPart
    Parti 48
|تکمیل شده| دو وکیل در قرن ۱۹ میلادی به هم دیگه علاقه مند میشن اما مشکلات زیادی سر راهشون قرار میگیره. هردوی اونها متاهلن و جامعه ی اون زمان، درکی از عشق بین دو همجنس نداره...
Desiree | Vkook | Completed di V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    LETTURE 1,750,180
  • WpVote
    Voti 130,122
  • WpPart
    Parti 44
خلاصه: دهه ی نود میلادی. بوی قهوه ی تلخ و کلاه های کج فرانسوی. پوستر تئاتر های شکسپیر در همه جای شهر. و پسری که توی اتاق واحدش در ساختمان هبیتیت مارسی نشسته و به عاشق بودن فکر میکنه... عشق به شوهر خواهرش که نوزده سال از خودش بزرگتره... آیا تهیونگ هم میتونست دل به عشق برادر زنش بده؟ کسی که از مارسی تا سئول رو طی کرده بود تا قلب شکست خورده اش رو ترمیم کنه... .................. _ تو گنج منی...نقطه ی ضعف منی...بهونه ی من...دلیل جنونم...دلیل خشمم...خوب خودت و ببین...تو اگه مال من باشی کارت زاره...دیوونت میکنم، چشم هرکسی که نگاهت کنه رو از کاسه در میارم، دست هرکسی که بخواد بهت بخوره رو قلم میکنم، نفس هرکسی که به پوستت بخوره رو میبرم... اینارو میگم چون خودم و میشناسم، چون تو نیمه ی پنهان منی...چون تو رو سخت به دست میارم ولی اگه به دست بیارم...دیگه راه برگشتی نداری...از یه جا به بعد مال منی...و هرکسی که بخواد تورو از من بگیره باید اول از کلتم اجازه بگیره... Desiree Wr: quake Main couple: Vkook Genre: Dram, Angst, Romance, Smut
The Powerful Mate (جفت قدرتمند- ورژن ویکوک) di ficswan
ficswan
  • WpView
    LETTURE 119,113
  • WpVote
    Voti 9,984
  • WpPart
    Parti 35
𝐍𝐀𝐌𝐄: The Powerful Mate (جفت قدرتمند) 𝐂𝐎𝐔𝐏𝐋𝐄: ویکوک 𝐆𝐄𝐍𝐑𝐄: Omegaverse, Paranormal, Angst, Ramance 𝐖𝐑𝐈𝐓𝐄𝐑: Lena Translator: Parmin (swan) 🦢 Telegram Channel: swanzone جونگکوک:"من یه آلفا رو به عنوان جفت نمی‌خوام! ترجیح میدم بمیرم تا با یکیشون باشم.."
تو منو دیوونه می‌کنی! di AtlasIsSoooDone
AtlasIsSoooDone
  • WpView
    LETTURE 122,068
  • WpVote
    Voti 14,929
  • WpPart
    Parti 36
خدای جهان زیرین، جئون جونگکوک که یه مدته ساکن جهان فانی انسان‌ها شده، یه روز با اتفاق غیرمنتظره‌ای تو خونه‌ش روبه‌رو می‌شه. یه مرد غریبه کف آشپزخونه‌ش لم داده و داره بستنی شکلاتی‌‌های مورد علاقه‌ی جونگکوک رو عین انسان‌های اولیه غارنشین، با پنجولاش از تو جعبه بیرون میاره و می‌خوره. عجیب‌تر اینکه این غریبه ظاهرا نمی‌تونه حرف بزنه ولی می‌تونه از عالم غیب گل و بوته ظاهر کنه! یا خدای بهار، پرسیفون، که چیزی از دنیای فانی انسان‌ها و فرم انسانی خودش نمی‌دونه یهو سر و کله‌ش تو خونه‌ی هادس، خدای جهنم، پیدا می‌شه و این جونگکوک بدبخته که انگار باید همه چیو یادش بده. خب... باز جای شکرش باقیه که سرعت یادگیریش بالاست! "تهیونگ، نمی‌تونی لخت و پتی بگردی، لباس از ضروریاته!" "تهیونگ ضروریات دوست نداشت!"
The fifth sense di EUGENIEandDANIYAR403
EUGENIEandDANIYAR403
  • WpView
    LETTURE 287,272
  • WpVote
    Voti 30,558
  • WpPart
    Parti 66
وضعیت: پایان یافته❤️ ⚫️کیم تهیونگ آلفای خون خالص و ۳۶ ساله پدری مجرده که یه پسر داره... تهیونگ روانشناس معروفی بوده، البته تا قبل از این که یکی از مریض هاش به بدترین شکل ممکن خودکشی کنه و تهیونگ برای همیشه دست از این کار بکشه... ⚫️جئون جونگکوک امگای ۲۱ ساله ای که بعد از تجاوز برادرش در حضور مادر ناتنیش تصمیم به خودکشی میگیره، اما نجات پیدا میکنه و حالا نیاز به یک روانشناس داره... و آیا تهیونگ این پرونده جدید رو قبول میکنه؟ به قلم: Daniyar& Eugenie #امگاورس 🐺 #عاشقانه❤️ #روانشناختی🧩 #تهکوک💜 #اسمات🔞 #ددی‌کینک🗿
وقتی که میمیری   /  Kookv di kimiikimi
kimiikimi
  • WpView
    LETTURE 203,469
  • WpVote
    Voti 27,589
  • WpPart
    Parti 40
من کیم تهیونگم یه خواننده مشهور با کلی دب دبه و کب کبه و خوب قضیه من از اونجایی شروع شد که من مُردم نه اشتباه نخوندی واقعا مُردم و از اونجایی که شانس عنی دارم به جای رفتن به بهشت و رسیدن به حوریای رنگا وارنگ با کون مبارک افتادم تو دنیای امگاورس-_- تمام شده
Ninety-nine di Badgalshookoo
Badgalshookoo
  • WpView
    LETTURE 215,127
  • WpVote
    Voti 22,550
  • WpPart
    Parti 102
📣خلاصه: تهیونگ‌ چیزهای زیادی از دانشکده‌ی حقوق یاد گرفته بود. ۹۹٪ از آموخته‌هاش، اون رو به جایگاه فعلی‌اش رسونده بودن و به یکی از جوون‌ترین و برجسته‌ترین وکیل‌های حال حاضر کشور تبدیلش کرده بودن. شاید از خودتون بپرسید که پس اون ۱٪ باقی‌مونده چی‌ می‌شه... خب، اون ۱٪، پنج‌سال پیش، بعد از کات کردن با دوست‌پسر سابقش از بین رفته بود! تهیونگ تا صبح امروز فکر می‌کرد دیگه هرگز قرار نیست اکسش رو ببینه؛ اما الان رو‌به‌روی اون پسر با موهای کوتاه مشکی و چشم‌های درشتش ایستاده بود و داشت به نیشخندی که روی صورتش بود، نگاه می‌کرد. جئون جونگ‌کوک هنوز هم مثل قبل بود و ذره‌ای تغییر نکرده بود، به‌جز اینکه این‌بار دستبندی به دست‌هاش زده بودن و پرونده‌ی اتهام به قتلش، زیرِ دستِ تهیونگ بود تا بعداز بررسی‌های لازم، به عنوان وکیلش ازش دفاع کنه! ⇶Update: روزهای فرد ⇶Genre: Criminal, Romance, Angst, Smut • Couple: KookV