یادم نمیره چقدر سرشون بی خوابی کشیدم🔥😭🪐✨
15 قصة
𝑷𝒂𝒊𝒏𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒇 𝑻𝒉𝒆 𝑵𝒊𝒈𝒉𝒕 𝑺01 •𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌• [𝑪𝒐𝒎𝒑𝒍𝒆𝒕𝒆𝒅] بقلم vk_vita
vk_vita
  • WpView
    مقروء 794,735
  • WpVote
    صوت 28,968
  • WpPart
    فصول 149
Painter Of The Night Season one • Vkook • جئون جونگکوک، پسری که از زمان تولدش استعداد بی نظیری توی کشیدن نقاشی های منحرفانه داشت. بخاطر همین با اسم مستعار چندین کتاب از نقاشی هاش منتشر کرده بود. کیم تهیونگ، نجیب زاده عوضی و منحرفیه که به شهوت بی نظیرش معروفه، مکان و زمان براش اهمیتی نداره و همیشه مشغول کثافط کاری هاشه، وارد زندگی جونگکوک میشه و مجبورش میکنه تا نقاش خصوصیش بشه. جونگکوک فکر میکرد که استخدام شدنش به عنوان نقاش مخصوص یه منحرف جنسی، به اندازه کافی بد هست اما خبر نداشت که سرنوشت چه نقشه هایی برای آینده ـش کشیده.... Couple: Vkook🔥 Genre: Historical, Smut🔞 Editor: @Vk_vita Author: /Byeonduck ❌❌ میتونین ورژن بدون سانسور رو از چنل تلگرام @TaekookShineدنبال کنید❌❌
The Scales of Balance[دو سوی ترازو] بقلم Qujkv_
Qujkv_
  • WpView
    مقروء 84,292
  • WpVote
    صوت 10,760
  • WpPart
    فصول 33
زمانی که چرخه‌ی گرگ‌ها به همین منوال می‌گذشت، همه‌چیز جایگاه مشخصی داشت. امگاها زیر سلطه‌ی بتاها و آلفاها بودند. بتاها از آلفاها فرمان می‌بردند. آلفاها در برابر آلفاهای خون‌خالص سر خم می‌کردند. و آلفاهای خون‌خالص، تنها در برابر انیگماها زانو می‌زدند. نظم جهان کامل به نظر می‌رسید؛ نظمی که قرن‌ها پابرجا مانده بود. اما الهه‌ی ماه انگار از سکون خوشش نمی‌آمد. برای نخستین بار در تاریخ گرگ‌ها، یک انیگما و یک خون‌خالص با یکدیگر پیوند جفتی بستند؛ دو مرد که هرگز قرار نبود بتوانند فرزندی داشته باشند. با این حال، الهه‌ی ماه قوانین خود را شکست. و آن‌گاه معجزه‌ای رخ داد. یک خون‌خالص مرد باردار شد. ماه‌ها بعد، کودکی پا به دنیا گذاشت که قدرتش فراتر از هر آن چیزی بود که گرگ‌ها تاکنون دیده بودند؛ موجودی که حتی نامش زمزمه‌ی ترس را در دل قدرتمندترین‌ها می‌انداخت. اما قدرتی چنین عظیم، تعادل جهان را برهم می‌زد. و الهه‌ی ماه بهتر از هر کس می‌دانست که هیچ کفه‌ای از ترازو نباید سنگین‌تر از دیگری باشد. پس در نقطه‌ای دیگر از جهان، سرنوشت نخ دیگری بافت. از پیوند یک آلفای معمولی و یک امگای خون‌خالص، پسری متولد شد؛ پسری که گویی هرگز قرار نبود به این دنیا قدم بگذارد. پسری که نه کاملاً آلفا بود و نه امگ
🌱 Sexual harassment_VKOOK🌱 بقلم Sonya_vkooker
Sonya_vkooker
  • WpView
    مقروء 1,537,007
  • WpVote
    صوت 216,759
  • WpPart
    فصول 159
[مزاحم سکسی] کیم تهیونگ..آیدل معروف و عضو بوی بند بزرگ بی تی اس...شبا چیکار میکنه؟🦋 درسته اون یه منحرفه.. جونگ کوک فن وفادار کیم تهیونگ که عاشقانه دوسش داره🌱✨ قرار نبود اینجوری عاشق بشن..قرار بود؟! *** Couple: Vkook - Yoonmin - Namjin *** Unknown:تو خیلی هورنی هستی..البته بگم که به تهیونگم خیانت نمیکنم..پس گمشو. *** وضعیت← تمام شده🍃
+22 أكثر
"It's 2017" AU بقلم Lililoxu
Lililoxu
  • WpView
    مقروء 37,985
  • WpVote
    صوت 5,524
  • WpPart
    فصول 24
تهیونگ بعد از تلاش های فراوان موفق میشه که توئیتر ورژن جدید نصب کنه اما وقتی وارد برنامه میشه میفهمه که یه چیزی این وسط درست نیست! این تداخل زمانی چجوری پیش میره؟ -AU-
My you  بقلم Vkookchild9597
Vkookchild9597
  • WpView
    مقروء 565,425
  • WpVote
    صوت 71,010
  • WpPart
    فصول 68
_شانس آوردی آلفا، امگای قوی داری؛ با وجود شدت بالای ضربه، اما آسیب شدیدی بهش وارد نشده و مهم‌تر از همه اگه در حالت انسانی چنین آسیبی می‌دید درجا بچه‌اش رو از دست می داد؛ اما چون در حالت گرگینه... تهیونگ که تا اون لحظه با دقت به حرف‌های ساحره گوش می‌داد با شنیدن قسمت دوم جمله، ابروهاش جمع شد و حرف‌های ساحره رو قطع کرد. _یه لحظه یه لحظه، الان چی گفتی؟ _گفتم امگای قوی داری... _نه نه بعدش، قسمت دوم جمله‌ات... تـ... تو گفتی چی؟ بچه؟! ساحره ابرویی بالا انداخت و پلک زد. _نمی‌دونستی؟ امگات بارداره... Writer: Ashil Couple: Vkook, Hopmin, Taehi Genre: omegaverse, action, fantasy, romance, mpreg, smut
𝘽𝙡𝙪𝙚 𝘾𝙪𝙥𝙘𝙖𝙠𝙚𝙨 ▪︎𝘷𝘬𝘰𝘰𝘬▪︎ بقلم AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    مقروء 724,434
  • WpVote
    صوت 126,056
  • WpPart
    فصول 84
•کاپ کیک های آبی• - غش کردی. ندیده بودم یکی با دیدن خروس غش کنه! - به حیوونا عادت ندارم. - فوبیا داری؟ تهیونگ بی اختیار غرید: - عادت ندارم! ژانر: عاشقانه🍉روزمره🌊فلاف🧁طنز🧃 یه کوچولو انگست🌧هپی اند🐓 کاپل: ویکوک، هونهان( اسمات نداره💙) و بلو اول بود: #روزمره1 #تهکوک1 #هونهان1 #طنز1 Start: 4/6/00 End: 4/9/01
Somebody to love | persian translate بقلم ycsmlms_wtp
ycsmlms_wtp
  • WpView
    مقروء 263,014
  • WpVote
    صوت 32,010
  • WpPart
    فصول 48
|تکمیل شده| دو وکیل در قرن ۱۹ میلادی به هم دیگه علاقه مند میشن اما مشکلات زیادی سر راهشون قرار میگیره. هردوی اونها متاهلن و جامعه ی اون زمان، درکی از عشق بین دو همجنس نداره...
Desiree | Vkook | Completed بقلم V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    مقروء 1,908,727
  • WpVote
    صوت 136,673
  • WpPart
    فصول 44
خلاصه: دهه ی نود میلادی. بوی قهوه ی تلخ و کلاه های کج فرانسوی. پوستر تئاتر های شکسپیر در همه جای شهر. و پسری که توی اتاق واحدش در ساختمان هبیتیت مارسی نشسته و به عاشق بودن فکر میکنه... عشق به شوهر خواهرش که نوزده سال از خودش بزرگتره... آیا تهیونگ هم میتونست دل به عشق برادر زنش بده؟ کسی که از مارسی تا سئول رو طی کرده بود تا قلب شکست خورده اش رو ترمیم کنه... .................. _ تو گنج منی...نقطه ی ضعف منی...بهونه ی من...دلیل جنونم...دلیل خشمم...خوب خودت و ببین...تو اگه مال من باشی کارت زاره...دیوونت میکنم، چشم هرکسی که نگاهت کنه رو از کاسه در میارم، دست هرکسی که بخواد بهت بخوره رو قلم میکنم، نفس هرکسی که به پوستت بخوره رو میبرم... اینارو میگم چون خودم و میشناسم، چون تو نیمه ی پنهان منی...چون تو رو سخت به دست میارم ولی اگه به دست بیارم...دیگه راه برگشتی نداری...از یه جا به بعد مال منی...و هرکسی که بخواد تورو از من بگیره باید اول از کلتم اجازه بگیره... Desiree Wr: quake Main couple: Vkook Genre: Dram, Angst, Romance, Smut
The Powerful Mate (جفت قدرتمند- ورژن ویکوک) بقلم ficswan
ficswan
  • WpView
    مقروء 138,715
  • WpVote
    صوت 11,366
  • WpPart
    فصول 35
𝐍𝐀𝐌𝐄: The Powerful Mate (جفت قدرتمند) 𝐂𝐎𝐔𝐏𝐋𝐄: ویکوک 𝐆𝐄𝐍𝐑𝐄: Omegaverse, Paranormal, Angst, Ramance 𝐖𝐑𝐈𝐓𝐄𝐑: Lena Translator: Swan 🦢 Telegram Channel: swanzone جونگکوک:"من یه آلفا رو به عنوان جفت نمی‌خوام! ترجیح میدم بمیرم تا با یکیشون باشم.."
تو منو دیوونه می‌کنی! بقلم AtlasIsSoooDone
AtlasIsSoooDone
  • WpView
    مقروء 175,318
  • WpVote
    صوت 19,328
  • WpPart
    فصول 36
خدای جهان زیرین، جئون جونگکوک که یه مدته ساکن جهان فانی انسان‌ها شده، یه روز با اتفاق غیرمنتظره‌ای تو خونه‌ش روبه‌رو می‌شه. یه مرد غریبه کف آشپزخونه‌ش لم داده و داره بستنی شکلاتی‌‌های مورد علاقه‌ی جونگکوک رو عین انسان‌های اولیه غارنشین، با پنجولاش از تو جعبه بیرون میاره و می‌خوره. عجیب‌تر اینکه این غریبه ظاهرا نمی‌تونه حرف بزنه ولی می‌تونه از عالم غیب گل و بوته ظاهر کنه! یا خدای بهار، پرسیفون، که چیزی از دنیای فانی انسان‌ها و فرم انسانی خودش نمی‌دونه یهو سر و کله‌ش تو خونه‌ی هادس، خدای جهنم، پیدا می‌شه و این جونگکوک بدبخته که انگار باید همه چیو یادش بده. خب... باز جای شکرش باقیه که سرعت یادگیریش بالاست! "تهیونگ، نمی‌تونی لخت و پتی بگردی، لباس از ضروریاته!" "تهیونگ ضروریات دوست نداشت!"