stray kiss
6 stories
𝑩𝒍𝒐𝒐𝒅𝒚 𝑪𝒉𝒐𝒄𝒐𝒍𝒂𝒕𝒆ও by rose8096w
rose8096w
  • WpView
    Reads 5,202
  • WpVote
    Votes 803
  • WpPart
    Parts 18
خلاصه: زمانی زندگی متوقف میشه که تو عاشق سربازی از کره ی شمالی بشی. توقفی اجباری فقط بخاطر فرار از تلخی روزگار به شیرینی شکلات، هر چند خونین. من یه پسر کشاورز ساده‌ی کره‌ی جنوبی هستم و تو یه سرباز زخم خورده‌ی کره ی شمالی، ما دشمن هم هستیم، این جرمه که عاشق هم باشیم. _و ما برای عشقمون جون میدیم. عشقی در سال 1950 میان جنگ و خون میان گرفتن نفس ها در همین بین نفس هایی که با بوسه همراهه، و زندگی دوباره سال 2025... . همه ی اون سادگی کنار گذاشته میشه و این عشق بار دیگه با شور و اشتیاق، قدرت، شهوت ادامه پیدا میکنه، رابطه ی نخست وزیر با بادیگاردش... نام: شکلات خونین ژانر: کلاسیک، غمگین، عاشقانه، اسمات نویسنده: رز آپ: پایان یافته نکته اول: یه چیزی که خیلی ها رو منصرف از خوندن این فیک میکنه اینکه توی ژانر زدم غمگین و همه فکر میکنن قراره پایان بدی داشته باشیم ولی اینطور نیست من هیچ وقت داستانی رو شروع نمیکنم که پایانش بد باشه، روند اول داستان غمگین هست ولی نه کلش، پس همینجا میگم پایان خوشه. نکته دوم: توصیه میکنم افرادی که روحیه بشدت حساسی دارن نخونن چیز خواستی نوشته نشده ولی یک سری چیزها هست که برای خودم وظیفه دونستم از قبل بگم پس اگر بشدت دل نازک و حساس هستید نخونید. چنل تلگرامم: @MinsungW2
Smell Of Death | بـــوے  ̶ م̶ر̶گ̶ــــ by w_crow
w_crow
  • WpView
    Reads 18,828
  • WpVote
    Votes 2,004
  • WpPart
    Parts 28
🚨‼️🔞دارای صحنە های باز و خشن - BDSM 🔞‼️🚨 ژانر ~ رازآلود ، روانشناسی با چاشنی درام ، مافیایی 🚨سد انده! و بوک مریضیه هشدارو جدی بگیرین👨🏻‍🦯 کاپل ها ~ چانجین ، مینسونگ کاپل های فرعی ~ چانمین ، هیونلیکس ـــ بوق ممتد توی سرش اجازە نمیداد صدای آژیرا و پلیسی کە میخواست از صحنه دورش کنە رو بشنوە. دهنش باز مونده بود و پشت سر هم پلک‌ میزد تا اشکایی که جلوی دیدشو گرفته بودن رو پس بزنه. یا شایدم انتظار داشت با پلک زدن صحنهٔ جلو روش عوض بشه و یه بار دیگه لبخند پسر رو موقع دیدن خودش ببینه. وقتی دوتا از پلیسا بازوشو گرفتن کلمۀ 'نە' رو داد کشید ؛ بدون اینکه ثانیه‌ای از پسرش چشم برداره دستای اون دو مرد رو پس زد ، اسمشو داد زد و منتظر جواب موند. ولی سکوت جنازە کرکنندەتر از اونی بود کە بتونە صدای دیگەای بشنوە. آروم رو زانوهاش افتاد ، سرشو سمت شونۀ راستش کج کرد و بە روبەروش زل زد. با دقت خیرە شد... برای چند دقیقە جز خودشو پسری کە بە دیوار آویزون بود چیزی ندید. ینی پسرش درد کشیدە بود؟ لمس دستی که رو شونش نشست ، انگار تلنگری برای جلوگیری از باور حقیقت بود...با سرعت سرشو برگردوند و رو به پلیسی که بالا سرش بود لب زد: "نمردە ، اون خوابیدە..."
  ‌𝑨𝘶𝘳𝘰𝘳𝘢 by Theaurrora
Theaurrora
  • WpView
    Reads 145,496
  • WpVote
    Votes 21,199
  • WpPart
    Parts 75
<<کامل شده>> مینهو خوناشام نود ساله که طلسم شده و تنها راه شکستن طلسمش، نوشیدن خونِ شاهرگ معشوقشه تا جایی که معشوقش جونشو از دست بده. پس مینهو قلبشو قفل و زنجیر میکنه تا هیچ وقت دلبسته کسی نشه. اما آیا سرنوشتش اینجوری رقم میخورد؟ شاید یک پسربچه عجیب وارد زندگیش بشه و قلب خوناشام سرد و غم دیده قصه رو به اسارت چشم های آبیش در بیاره! و این شروعی هست برای اغازِ این عشق بی ثمر، بین یک خوناشام طلسم شده و انسان. -"برای من برقص جیسونگ..بذار با هر تکونی که به پاهای زیبا و دست های ظریفت میدی بپرستمت..مثل مسیحی که خداشو میپرستید" و حالا مینهو رو به روش فقط یک قوی زیبا میدید که روی موج های کوچیک دریاچه میرقصید. مثل فرشته بی بالی بود که با هر چرخش میخواست پرواز کنه اما بال هاشو چیده بودن. اون پسر چی تو وجودش داشت که با اینهمه کبودی روی بدنش، هنوزم دلفریب و زیبا به نظر میرسید؟ Fic Name : Aurora Couples : MinSung , HyunLix Genre : vampire, Romance , Slice of Life, School life ,ballerina , Smut, Happy end Writer : Aurora
𝐶ℎ𝑢𝑟𝑐ℎ⛪ by rose8096w
rose8096w
  • WpView
    Reads 52,918
  • WpVote
    Votes 6,237
  • WpPart
    Parts 32
تصور اینکه جیسونگ یه پسر گناهکار باشه و مینهو یه کشیش در حال آموزش.. فقط یه چیز می‌تونه اونا رو به هم نزدیک کنه 'گناه' همه چیز از وقتی شروع میشه که جیسونگ با کت و شلوار قرمزی وارد کلیسا میشه و... فیک: 𝐶ℎ𝑢𝑟𝑐ℎ⛪کلیسا نویسنده: رز کاپل : مینسونگ، چانمین ژانر: درام، اسمات، رمانتیک (اندکی معمایی و کمدی) وضعیت: پایان یافته #نکته1 این فیک فقط جنبه سرگرمی داره و قصد توهین به هیچ ادیانی رو ندارم #نکته2 اسمات یکی از ژانرای فیکه پس اگر دوست ندارید توصیه میکنم نخونید چنلی که کارامو میزارم با هشتگ #Rose @MinsungW2
The Gate: 𝗕𝗿𝗲𝗮𝗸𝗮𝘄𝗮𝘆 | Hyunlix by Noctsin
Noctsin
  • WpView
    Reads 13,344
  • WpVote
    Votes 1,133
  • WpPart
    Parts 24
دریچه‌: «جدا شده» پسری که بعد از کشته‌ شدن دوست‌دخترش به شغل سابقش برمی‌گرده و مأمور گردآوری و جاسوسی اطلاعات برای یه شرکت مرموز می‌شه تا انتقامش رو بگیره. در طرف دیگه، پسرِ رئیس شرکت رقیب که دنبال جواب برای معمای قتل مادرشه. در حالی که هر دو در خلسه‌ی فراق به سر می‌برن، دیری نمی‌گذره که می‌فهمن اتفاقات اخیر زندگیشون تیکه‌هایی از یک پازل‌ بوده که همدیگه رو تکمیل و اونا رو وا خواهد داشت تا سؤال کنن: "بهای دونستن حقیقت‌ها چیه؟" * * _"اگه باور داری فقط یه بار اتفاق می‌افته، خوش به حال کسی که تو قراره کلمه‌ی عشق رو متعلق‌ش بدونی" _"خوش به حالت..." * * _"من و تو از یه جا زخمی شدیم، حتی نمی‌دونم می‌تونیم همدیگه رو خوب کنیم یا قراره بیشتر مسموم بشیم؛ ولی تو بی‌رحم‌ترین، همزمان قشنگ‌ترین جنگی می‌شی که من نمی‌تونم پیروزش بشم..." Genre: معمایی- رمنس- اکشن- انگست- ماجراجویی- جنایی- اسمات Couple: Hyunlix - ?
teach me to love┊ °❀ [ minsung ] by neptuniez
neptuniez
  • WpView
    Reads 45,035
  • WpVote
    Votes 893
  • WpPart
    Parts 10
♡ [ COMPLETED ] ♡ « In which Minho comes up with a revenge plan against Jisung, Felix's younger brother, as a means to make him pay for tormenting him, only to mistakenly get addicted to him. » »»----- ⋆ -----«« ┊- ❝ It was a flawless plan, Minho decided. ⋆ As payback for the shit Jisung has put him through for the past week, Minho would give him everything and more, just so he could strip it from him to prove a point. ⋆ If only Jisung wasn't so fucking irresistible. ❞ - ┊ »»----- ⋆ -----«« ╰┈➤ CONTAINS: ·˚ ༘ mature content / smut ·˚ ༘ internalized/referenced homophobia ·˚ ༘ strong language