دارک😶
3 story
REVERA بقلم HUBERT97JK
HUBERT97JK
  • WpView
    مقروء 270
  • WpVote
    صوت 37
  • WpPart
    أجزاء 7
در شهری که عشق را گناه می‌شمارد، دو انسان که روزی برای هم همه‌چیز بودند، اکنون روبه‌روی هم ایستاده‌اند؛ زخمی از گذشته‌ای مشترک و گرفتار در تاریکیِ تقدیری که سیاست و پول برایشان رقم زده است. یکی از آنان جهانی شکسته را در خود حمل می‌کند و چشمانش دو فصل ناهمخوان‌اند ، حتی وجودش هم از این دوگانگی مستثنا نیست؛ نیمی روشن و پر امید و نیمی دیگر تاریک و فرسوده. او در حصاری از تحقیر و اجبار زیسته و تنها رویای رهایی او را سر پا نگه داشته است. دیگری در سایه‌ها زندگی می‌کند؛ کسی که کینه را همچون سلاحی در مشت می‌فشارد، بی‌آنکه بفهمد این انتقام پیش از هرکس جان خودش را سوزانده است. میان آن‌ها گذشته‌ای سنگین آویخته است، پر از نگاه‌های نخستین و خیانتی که همچنان در عمق جانشان می‌خارد. گذشته‌ای که نه می‌توان از آن گریخت و نه می‌توان بدان بازگشت. اکنون کسانی که باید پشتیبانشان باشند، خانواده، قدرت و صاحبان پول، هر دو را به مهره‌هایی در بازی خود تبدیل کرده‌اند. این‌ها رشته‌های همان توری‌اند که تقدیر را به دورشان تنیده است. در حالی که هر یک بر لبه‌ی انتخابی تلخ ایستاده است، جرقه‌ای از عشق که بارها در آتش تقدیر سوخته بار دیگر در دل خاکسترها جان می‌گیرد. Couple : Vkook, Yoonmin Genre : Romance, Criminal, Angst, Smut, Action, Drama Writer : Huber
𝗗𝗲𝘀𝘂𝗹𝘁𝗼𝗿𝘆 بقلم vk_dusk
vk_dusk
  • WpView
    مقروء 44,883
  • WpVote
    صوت 3,883
  • WpPart
    أجزاء 20
• خـلاصـه: درست موقعی که با خودمون زمزمه می‌کنیم "دیگه از این بدتر نمی‌شه" صدای خنده‌ی تمسخرآمیز سرنوشت توی گوش‌هامون زنگ می‌زنه. حالا جونگ‌کوک هم توی اون موقعیت قرار داشت. یک شبه از دیوار بلند حقیقت به پایین پرت شد و اجباراً روی صندلی ریاستی که هنوز میزبان لکه‌های خون پدرش بود، نشست. حالا باید اون امپراطوری بزرگ رو اداره می‌کرد و به گرگ‌های زخمی و عصبانی مقابلش آرامش می‌بخشید؛ اما می‌تونست؟ می‌تونست با افراد پدرش که به‌خاطر گونه‌ی خاصش میون گرگ‌ها، مخالف امپراطوریش بودن و نقشه‌ی قتلش رو می‌چیدن، مبارزه کنه و همچنان روی صندلی ریاست بشینه؟! • بـرشی از داسـتان: - تو تبدیل می‌شی به عروسک خیمه‌شب‌بازیِ من و میون انگشت‌هام به حرکت درمیای. کاری رو می‌کنی که من می‌خوام، چیزی رو به زبون میاری که من می‌گم. حتی اجازه‌ی نفس‌ کشیدنت باید از بین لب‌های من صادر بشه. - و تو؟ تبدیل می‌شی به کسی که توسط یه عروسک خیمه‌شب‌بازی کنترل می‌شه. ⋄ 𝐍𝐚𝐦𝐞: Desultory ⋄ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: KookV / VKook (Vers) ⋄ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: Omegaverse, Crime, Smut, Harsh ⋄ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: Silvana
𝑻𝒉𝒆 𝑾𝒆𝒂𝒑𝒐𝒏(𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌) بقلم RAHILRad2
RAHILRad2
  • WpView
    مقروء 1,553,305
  • WpVote
    صوت 69,051
  • WpPart
    أجزاء 56
_اسـلـحـه_ نویسنده: راحیل کاپل: ویکوک ژانر: جنایی، دارک، اکشن، انگست، ماجراجویی، اسمات، رمنس خلاصه: فرمانده تهیونگ، عاشق دل شکسته ای که برای گرفتن انتقام قتل دوست‌پسرش تراشه ای رو می سازه که عاقبت همه‌اشون رو نامعلوم میکنه و جئون‌ جونگ‌ کوکی که ادعا میکنه فقط یک کافه‌داره و دوست دبیرستان تهیونگه وارد زندگیش میشه اما آیا واقعا جونگ‌کوک همونیه که نشون میده یا چیزهای دیگه ای توی فکرش داره؟
+22 أكثر