Vjk_84's Reading List
Истории 25
Hypoxia на Veritas_98
Veritas_98
  • WpView
    Прочтений 36,764
  • WpVote
    Голосов 6,049
  • WpPart
    Частей 29
🌊هیپوکسی : کمبود اکسیژن در بافت های بدن بر اثر خفگی. وضعیت: اتمام یافته کاپل: کوکوی ژانر: روزمره، رمنس، اسمات #HYPOXIA
Desiree | Vkook | Completed на V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Прочтений 1,793,146
  • WpVote
    Голосов 131,578
  • WpPart
    Частей 44
خلاصه: دهه ی نود میلادی. بوی قهوه ی تلخ و کلاه های کج فرانسوی. پوستر تئاتر های شکسپیر در همه جای شهر. و پسری که توی اتاق واحدش در ساختمان هبیتیت مارسی نشسته و به عاشق بودن فکر میکنه... عشق به شوهر خواهرش که نوزده سال از خودش بزرگتره... آیا تهیونگ هم میتونست دل به عشق برادر زنش بده؟ کسی که از مارسی تا سئول رو طی کرده بود تا قلب شکست خورده اش رو ترمیم کنه... .................. _ تو گنج منی...نقطه ی ضعف منی...بهونه ی من...دلیل جنونم...دلیل خشمم...خوب خودت و ببین...تو اگه مال من باشی کارت زاره...دیوونت میکنم، چشم هرکسی که نگاهت کنه رو از کاسه در میارم، دست هرکسی که بخواد بهت بخوره رو قلم میکنم، نفس هرکسی که به پوستت بخوره رو میبرم... اینارو میگم چون خودم و میشناسم، چون تو نیمه ی پنهان منی...چون تو رو سخت به دست میارم ولی اگه به دست بیارم...دیگه راه برگشتی نداری...از یه جا به بعد مال منی...و هرکسی که بخواد تورو از من بگیره باید اول از کلتم اجازه بگیره... Desiree Wr: quake Main couple: Vkook Genre: Dram, Angst, Romance, Smut
GOD IN DISGUISE | Vkook на V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Прочтений 312,182
  • WpVote
    Голосов 28,562
  • WpPart
    Частей 100
Disguise ⛓🥀 جونگکوک، وارث گروهِ جئون. کسی که به اجبار پدربزرگش باید سر قرار‌های از پیش تعیین شده می‌رفت تا با ازدواجش بتونه به دنبال خودش وارث جدیدی بیاره! اما همه چیز وقتی بهم خورد که برای فرار از این ازدواج به دروغ گفت: "من گِــــی ام!" و حالا تهیونگ، پسر سرد و بی‌احساسی که اتفاقی توی رستوران باهاش دعوا کرد، کسی بود که در ازای پول باید نقش دوست‌پسرش رو بازی می‌کرد! Couple: Taekook - Secret Genre: Smut - Comedy - Criminal Writter: YASNA Channel: V_kooki
+ еще 14
In The Colour Of Acacia на Annil_o
Annil_o
  • WpView
    Прочтений 615,158
  • WpVote
    Голосов 57,017
  • WpPart
    Частей 57
- این گرگ یاغی‌ شغال‌صفت، زیادی برای تو رام و دست‌پرورده‌ست که این‌قدر جنم پیدا کردی؛ وحشیم نکن تهیونگ. - وحشیت هم کاری به کارم نداره یاغی. - زخمات این رو نمی‌گن! - بوسه‌هات چی؟ 𝗡𝗮𝗺𝗲: In The Colour Of Acacia 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲:‌ Sport, Romance, Smut, Supernatural ،Fantasy 𝗨𝗽: کامل شده «این فیکشن، امگاورس نیست»
𖧷IDEAL CHROMANDA𖧷 на purplimmo
purplimmo
  • WpView
    Прочтений 4,959
  • WpVote
    Голосов 849
  • WpPart
    Частей 3
شایعه‌ها رو باور نکنید! کروماندای حقیقی اینه، کروماندای ایده‌آل... 𖧷 NAME : IDEAL CHROMANDA 𖧷 WRITER : IMMO 𖧷 GENRE : FLUFF, FANTASY
Signor Ex (Kookv) на Chihiro_D
Chihiro_D
  • WpView
    Прочтений 239,924
  • WpVote
    Голосов 30,588
  • WpPart
    Частей 22
←⁩ آقای اکس تمام‌شده. ✔️ تهیونگ روی هم‌دانشگاهیش کراش داشت؛ اما برای اعتراف زیادی خجالتی بود و چه کسی بهتر از دوست‌پسر قبلی اون دختر می‌تونست بهش کمک کنه؟ +خیلی‌خب آقای اکس، حالا چکار کنم؟ _برای شروع، دو قدم بیا جلوتر پتال! کاپل: کوکوی ژانر: عاشقانه، کمدی، اس.مات، فلاف
Insolent | گستاخ на meshimara
meshimara
  • WpView
    Прочтений 105,376
  • WpVote
    Голосов 10,092
  • WpPart
    Частей 30
| رمنس | اسمات | آرتیستیک | راز آلود | وقتی قراره نقاش مخصوص معروف ترین گالری دار هنری نیویورک باشی و یک مجموعه نقاشی نود از خود صاحب گالری نقاشی کنی... تهیونگ نگاه دقیقی به صورت خونسردش کرد و گفت: _ با نگاه کردن به تن لخت مردها که مشکلی نداری؟ جونگ کوک پوزخندی زد و جواب داد: _موقع نگاه کردن به سوژه با چشمام باهاش عشق بازی میکنم ، تو چی؟ تو مشکلی با این موضوع نداری؟ Vkook | kookv تمام شده 🫀 Shinara✨
Van Gogh was his god! • [Completed] на amaraaa_7
amaraaa_7
  • WpView
    Прочтений 95,928
  • WpVote
    Голосов 15,777
  • WpPart
    Частей 45
•Name: Van Gogh was his god! •Couple: Vkook •Sub couple: Hopemin •Writer: Amara •Genre: Romance, Angst, smut •Channel: @papacita01 ~•Teaser: _چرا هیچ وقت از ته دلت نمیخندی؟ از اون لبخند‌هایی که به چشمات میرسن و برق خوشحالی رو توشون روشن میکنن! سرش رو تکون داد و از پنجره به زمستونی که سفره‌ی سفیدی و غم‌هاش رو روی سر شهر پهن کرده بود، خیره شد: _من تفاله‌های باقی مونده از تنهایی‌های یک نقاش دیوانه‌م... حاصل مرگ بی‌رحمانه‌ش توی تنهایی... چطور میتونم بخندم یا اشک بریزم وقتی فراموش کردم که چطوری باید زندگی کنم؟ من همه چیز رو فراموش کردم، دوست داشتن رو، فکر کردن، نقاشی کردن و حتی فریاد زدن... خیلی وقته مردم... مرده‌ها که لبخند نمیزنن!
Mondlicht Kookv на llTARAll
llTARAll
  • WpView
    Прочтений 82,372
  • WpVote
    Голосов 14,214
  • WpPart
    Частей 11
قبیله‌ی انیگماها با هر رهبر جدید، برای صلح و دوستی با سرزمین‌ یوآن ازش شاهزاده‌ای رو به‌عنوان پیشکش طلب می‌کردن. اما رهبر جدید برخلاف پیشکشی که پادشاه یوآن براش درنظر گرفته بود، برادر اون پسر رو می‌خواست. شاهزاده‌ی‌ اول که مردم یوآن به‌عنوان یه بدکاره می‌شناختنش. «این یکی رو می‌خوام،چشمم رو گرفته. دوست دارم توله‌هام همچین چهره‌ای داشته باشن.» ‌ ژانر: امگاورس، تاریخی، ازدواج اجباری، اسمات، امپرگ. کاپل: کوکوی.
+ еще 17
ÁSVALDUR | VKOOK 'Completed  на toskafic
toskafic
  • WpView
    Прочтений 5,911
  • WpVote
    Голосов 873
  • WpPart
    Частей 25
وضعیت؛ پایان یافته✓ _همین‌جا بمون، نزدیک به من، کنارِ من. می‌خوام به هرجایی‌که قدم برمی‌دارم عطرت رو حس کنم. _تا کجا می‌خواید ادامه‌اش بدید ولیعهد؟! نزدیک نگهداشتن دشمنتون رو... نگهداشتن من رو، تا کجا پیش می‌برید؟ _انقدر که حس کنم از رگ گردنم هم بهم نزدیک‌تری! ~☆ نمایندگانی به‌ آوازه‌ی "شاه" از سوی خدایان با پرندگان بزرگی به زمین آمدند و راه و رسم زندگی را به مردم آموختند... آن‌ها وارث اژدها بودند و قدرت در رگ‌هایشان می‌جوشید! «مهم نیست چند کالبد و چند زندگیِ جدید رو تجربه کنم. انتهای تمامی داستان‌های من، به زندگی و مرگ همراه با تو گره می‌خوره.» این افسانه، یک تاریخچه‌ی کوچک از مردمانی‌‌است که بر سر وارثانِ خون، دلدادگی‌های ممنوعه، نفرت و جنون جنگیدند. _چشمهات عجیبن سیَه‌مو. جمله‌ای کوتاه با قصه‌ای بلند. چشمانش را پیش کشید، سکوت کرد و به تماشا نشست. مردِ مشکین‌مو قائده را با پیش کشیدن چشم‌های آران، پیش برد: _و تو... چشم‌های یک اژدها رو داری آران. -ÁSVALDUR- ازوالدور Epic-Fantasy, Adventure, Romance, Action, Angst, Smut. Written by.Dmitri