Hoorieh_malik's Reading List
11 قصة
freedom بقلم 1d-lize
1d-lize
  • WpView
    مقروء 8,671
  • WpVote
    صوت 1,040
  • WpPart
    فصول 22
همه چیز متفاوته حتی نفس کشیدن ها چون توی دنیای بلا باید برای نفس کشیدنش هم اجازه داشته باشه وگرنه....
Kidnapped بقلم hivah78
hivah78
  • WpView
    مقروء 842
  • WpVote
    صوت 66
  • WpPart
    فصول 10
این اولین داستانه منه امیدوارم خوشتون بیاد
Shadow Of Love (persian.Zayn Malik) بقلم Hoorieh_malik
Hoorieh_malik
  • WpView
    مقروء 6,166
  • WpVote
    صوت 656
  • WpPart
    فصول 19
زندگی همیشه اون جوری که میخوای پیش نمیره ... و یه چیزایی اتفاق میوفته که مجبوری خودت رو با اون شرایط وفق بدی ... و گاهی وقتا عشق نمیزاه اینا بهت آسیب بزنه و درمان دردهات میشه... ...گاهی وقتا که نه ... همیشه ...
the challenge [persian translate_by bahar] بقلم bahar_styles_
bahar_styles_
  • WpView
    مقروء 29,128
  • WpVote
    صوت 4,085
  • WpPart
    فصول 32
چیکار میکنی اگه خودت رو توی یه بازی پیدا کنی؟ ولی نه هر بازی ای... یه بازی از عشق. و، نمیتونی کدوم یکی رو انتخاب کنی تا برنده بشی! داستان راجب کتی هست. اون یه دختر جدیده. باهوش، زیبا و بی خیال. اون استعداد خودش رو توی موسیقی دید. کتی و مادرش خیلی جا به جا میشدن. و کتی مشتاق بود که توی انگلستان زندگی کنه. ولی اون خودش رو پیدا کرد در حالی که توی یه بازی گیر کرده بود. چالشی بین دو تا برادر. هری یه پسر جذاب و مشهور. و مارسل یه خوره ی با نمک! کی میتونه قلب اون رو برنده بشه؟
I'm a ghost(h.s) بقلم Hazstories
Hazstories
  • WpView
    مقروء 88,366
  • WpVote
    صوت 12,093
  • WpPart
    فصول 42
رزا دختری تنهاست که یک زندگی ساده داره اما همه چیز عوض میشه وقتی یه موجود خبیث وارد زندگیش میشه آیا اون واقعا یه روحه؟
Fire Revenge (Persian) بقلم Hoorieh_malik
Hoorieh_malik
  • WpView
    مقروء 6,910
  • WpVote
    صوت 581
  • WpPart
    فصول 17
سلام دوستای گلم.. داستان قبلی درباره ی زین جونم بود و این یکی دریاره ی داداش جونم هری هستش... امیدوارم ازش لذت ببرین.. نظر فراموش نشه.. بووووووووس
Half A Heart  (Persian) بقلم Hoorieh_malik
Hoorieh_malik
  • WpView
    مقروء 3,823
  • WpVote
    صوت 319
  • WpPart
    فصول 5
سلام.. نمیدونم چیشد دستم خورد داستان پاک شد.. دوباره گذاشتمش.. خخخخ.. راستی این داستان درباره ی زینه.. امیوارم لذت ببرید... بووووووووس
Forever (Persian) بقلم thisismahtab
thisismahtab
  • WpView
    مقروء 8,562
  • WpVote
    صوت 729
  • WpPart
    فصول 10
«متاسفم و...خدافظ.» لویی گفت و چشمش رو بست تا اشکش روی گونش بریزه. «خدافظ لویی.» «تا ابد نگهش میداری؟» اون ازم پرسید «تا ابد» اون لبخند ضعیفی زد و توی خیابون محو شد. تا ابد