my list -2-
77 stories
𝐇𝐀𝐈𝐑𝐎 by Dr_Runin
Dr_Runin
  • WpView
    Reads 332,735
  • WpVote
    Votes 38,119
  • WpPart
    Parts 32
«complete» جفت‌شدن با آلفای سیاه و داشتن مارک مرگبارش آخرین چیزی بود که کیم تهیونگ هیجده‌ساله از زندگیش می‌خواست؛ خبرنگار جوان وقتی برای ماجراجویی پاش رو داخل اون کلاب لعنتی گذاشت هیچ‌وقت تصورش رو هم نمی‌کرد قراره با جفت آینده‌اش مواجه بشه؛ جئون هاییرو، یاکوزایی که توی نگاهِ اول شیفته‌ی اون امگای مو فندقی شده بود.
𝐌𝐲 𝐊𝐢𝐭𝐭𝐲 by CallmeTVanilla
CallmeTVanilla
  • WpView
    Reads 139,157
  • WpVote
    Votes 12,773
  • WpPart
    Parts 23
[*کامل شده*] جونگکوک 18 ساله حتی فکرشم نمیکرد وقتی بخاطر دعواش و کات با دوست دخترش به شدت عصبانی بود و تصمیم گرفت توی بارون پیاده قدم برداره. با یه گربه‌ که خیس از اب شده روبه رو بشه. حتی خودشم از تصمیم ناگهانی که گرفت و گربه رو نگه داشت شکه بود ولی اون که نمیدونست همین گربه قراره در اینده خیلی شکه‌ش کنه و همینطور قراره خیلی چیزا با وجودش تغییر کنه :) _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. _. 𝙲𝚘𝚞𝚙𝚕𝚎: 𝚅𝙴𝚁𝚂 𝙶𝙴𝙽𝚁𝙴𝚂: 𝚁𝙾𝙼𝙰𝙽𝙲𝙴, 𝙵𝙻𝚄𝙵𝙵, 𝙷𝚈𝙱𝚁𝙸𝙳, 𝙷𝙰𝙿𝙿𝚈 𝙴𝙽𝙳𝙸𝙽𝙶 .................
𝐕𝐞𝐭𝐢𝐯𝐞𝐫🌱 [Kookv] by _Moonsan_
_Moonsan_
  • WpView
    Reads 483,547
  • WpVote
    Votes 56,267
  • WpPart
    Parts 41
࿐[کامل شده] داستانِ پسرک امگای شیرین و پدر آلفاش که قراره به دست دکتری جوان و کاربلد به نام کیم تهیونگ رقم بخوره؛ دکتری که با دل‌سوزی و مهربانیِ دل‌نشینش، جایگاه مهم و ارزشمندی در دل پدر و پسر ایجاد خواهد کرد!~ 𝀤𝀤𝀤 «جه‌هویا می‌دونه که آقا سفیده خیلی دوستش داره!» «تو نمی‌تونی این‌قدر تهیونگ رو دوست داشته باشی! من حسودی‌ام می‌شه.» «بابایی... اختاپوس توی کارتون باب‌اسفنجی خیلی شبیه توئه. «یعنی من... من شبیه اون دماغ‌گنده‌ام، وروجک؟!» ــــــــــــــــــــــــــــ༺Vetiver༻ــــــــــــــــــــــــــ ✤ganer: Omegaverse, Romance, smut ✤Couple: Kookv Telegram: @lunenoire_6 ~𝓜𝓸𝓸𝓷𝓼𝓪𝓷 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓼 𝔂𝓸𝓾♡
Queen Kim (KookV) by NyxJeon97
NyxJeon97
  • WpView
    Reads 304,272
  • WpVote
    Votes 30,382
  • WpPart
    Parts 22
ولیعهدی که در شب جشن تاج گذاری تصمیم به فرار گرفت و با پناه بردن به کشتی دزدان دریایی، سرنوشت خودش رو تغییر داد. [ رام کردن کاپیتان خون‌خوار دزدان دریایی، آخرین راه نجات برای رهایی از اسارت بود. ] رومنس/ اسمات کاپل: کوکوی/ کمی سُپ تمام شده.
WRC [Chanho] by IaAima
IaAima
  • WpView
    Reads 419
  • WpVote
    Votes 55
  • WpPart
    Parts 1
متاسفم که ازت بهترم- !خدای من! معذرت خواهیت با بوسه‌ اس؟- .نه، چون ازم متنفر بودی بوسیدمت- -oneshot-
Freesia | vkook by Aivavk
Aivavk
  • WpView
    Reads 282,506
  • WpVote
    Votes 33,036
  • WpPart
    Parts 30
[پایان یافته] جونگکوک با تهیونگ ، پسر خالش برای به عهده گرفتن ریاست شرکت پدربزرگشون رقابت داره و نمیخواد نقطه ضعفی دست تهیونگ بده! همه چیز تا زمانی خوبه که متوجه میشه رایحش به طرز عجیبی شیرین شده و فقط امگا ها رایحه شیرین دارن این اتفاق درحالی می افته که همه حتی خود پسر فکر میکردن که جونگکوک یه آلفاست! اولین کسی که این موضوع رو می‌فهمه تهیونگه! الان تهیونگ کمکش می‌کنه تا رایحشو مخفی کنه؟ یا با لو دادنش جای پای خودش رو توی شرکت محکم میکنه؟ آلفای خون خالص الان توی دوراهیه ولی مطمئنه که کاری رو انجام میده که به کمک جفتش ختم بشه! Genre: omegaverse , mpreg , romance , drama , smut , ...
Dead Boy by Seventeen_fiction
Seventeen_fiction
  • WpView
    Reads 25,243
  • WpVote
    Votes 4,788
  • WpPart
    Parts 49
[کامل شده] سونگچول با مشکلات روحی و زندگی غمگینش دست و پنجه نرم میکنه. با ورود به شهری جدید و آشنایی با افراد جدید، تغییراتی در زندگیش ایجاد میشه. ماجرا به اینجا ختم نمیشه، اتفاقات زیادی در محیط اطرافش در حال وقوع هستند. آیا اون شفا پیدا می‌کنه یا به سمت تباهی میره؟
معشوقه نرون | JC by SeungLa
SeungLa
  • WpView
    Reads 562
  • WpVote
    Votes 188
  • WpPart
    Parts 11
سونگچول برای پیدا کردن کتابی درباره روم باستان به کتابخونه عمومی سئول میره و با کتاب بامزه‌ای به اسم معشوقه نرون رو‌به رو میشه. اولش ،همه چیز طبیعی به نظر میرسید. تا اینکه، موقع خوندن کتاب به طور اتفاقی خودش رو جای شخصیت اصلی میبینه و بعد کم کم خود داستان رو زندگی میکنه.
INSEPARABLE | Verkwan | Persian by SourCottonCandy_
SourCottonCandy_
  • WpView
    Reads 1,875
  • WpVote
    Votes 318
  • WpPart
    Parts 20
[کامل شده ] هانسول خندید و دستای سونگکوان رو محکم گرفت و سونگکوان هم متقابلا دستش رو محکمتر گرفت. جمله «دلم برات تنگ شده بود» از دهن هانسول در رفت. انگار توی تاریکی احساساتش شجاع شده بودن. «من پیشتم» سونگکوان بهش گفت. «من همیشه پیشتم هانسولا» . . . داستانی درباره دخترا ، پسرا و گربه های زندگی هانسول و سونگ کوان، بهترین دوستش، که همیشه مهم ترینه. یا هانسول و سونگکوان دوستان چندین ساله ی هم اند اما هانسول فکر میکنه دوست پسر سونگ کوان لیاقت داشتن سونگ کوان رو نداره؟ ⊹کاپل: ورکوان ⊹ژانر : عاشقانه ، درام ، اسمات --این فیک با اجازه از نویسنده اش به فارسی برگردونده شده. -- پلی لیست پیشنهادی نویسنده رو توی این کانال گذاشتم اگه دوست داشتی گوش کنی : @Inseparable_Playlist
Hate You    𔘏 Woosan  𔘏 by mococo8343
mococo8343
  • WpView
    Reads 787
  • WpVote
    Votes 92
  • WpPart
    Parts 15
وقتی همه‌چیز به خون و گناه آلوده شد، تنها کسی که می‌تونست نجاتش بده همون کسی بود که بیش‌تر از همه ازش متنفره. زندگی کنار سان چیزی نبود که بخواد... اما شاید اون کابوس، تنها راه فرارش باشه