بوی نم بارون و عطر نارنگی، تند تر تپیدن قلبم و بال شکسته اون موجود کوچک، تنها چیزی که هیچوقت از یادم نمیره.
---
🔸داستان و ادیت متعلق به من نیست و من تنها کار ترجمه رو به انجام می رسونم. این داستان متعلق به Affordance_ARMY@ هست و می تونید کار های ایشون رو داخل توییتر دنبال کنید! ^^🔸