Chanbaek2
33 stories
☾✰ The Night We Met  ☾✰ by I_am_youko
I_am_youko
  • WpView
    Reads 17,479
  • WpVote
    Votes 3,938
  • WpPart
    Parts 20
✭ Couple: Chanbaek ✭ Side Couple: Woosan ✭ Genres: Romance, Slice of life, Omegaverse, Thriller 🔞 شبی که با دیدنت، همه‌چیز تغییر کرد. قلبم محکم‌تر کوبید و مخملی از گرما، روحم رو در آغوش گرفت. چه چیزی توی اون نگاه وجود داشت که ادامه دادن رو بدون چشم‌هات برام سخت کرد؟
🧸𝑻𝒆𝒅𝒅𝒚🧸 by Rubyl10
Rubyl10
  • WpView
    Reads 19,151
  • WpVote
    Votes 3,441
  • WpPart
    Parts 13
پارک چانیول آلفایی بود که قلبش رو متعهد به هیچکسی نمی‌دونست. درسته که بدجوری از امگاها خوشش میومد اما اون‌ها رو فقط برای یک شب می‌تونست تحمل کنه نه بیشتر...درست در بین ریتم بهم ریخته‌ی زندگیش، یک روز و کاملا ناگهانی خودش رو وسط ماجرایی دید که هیچ راه فراری براش وجود نداشت. و منشا این دردسر هم امگا کوچولویی با رایحه‌ی شیرین بیسکوئیت بود. 🧸🍪🧸🍪🧸🍪🧸 فیک: تدی کاپل: چانبک، هونهان ژانر: امگاورس، روزمره، رمنس، اسمات
 ۞Between Heaven And Hell [ChanBaek]۞ by ItzLotus
ItzLotus
  • WpView
    Reads 488,772
  • WpVote
    Votes 98,875
  • WpPart
    Parts 95
بکهیون چانیول رو دوست داشت. حاضر بود خودش رو به خاطرش فدا کنه و هفت سال بعد تنهایی به خاطرش درد بکشه. فکر میکرد چانیول هم اون رو دوست داره و به خاطر کارایی که براش کرده ازش ممنونه. هر چند وقتی دوباره همو میبینن، چانیول شروع میکنه به اسیب زدن بهش. اون بابت هیچ چیز ممنون نیست و بکهیون از این که یه زمانی دوستش داشته متنفره. •••🎴•••🎴••• چانیول از بکهیون کینه داره. نه میتونه اون رو ببخشه و نه میتونه رهاش کنه، تنها کاری که میتونه بکنه اینه که کنار خودش نگهش داره و با دیدن اینکه هر بار بعد از اسیب زدن بهش، چقدر درد میکشه، خودش هم اسیب ببینه. ✤Between Heaven And Hell✤ Author: Nil Couple: Chanbaek, Sulay Genre: Romance, Drama, Criminal هشدار: فضای فیکشن دارکه و صحنه های خشونت امیز داره، اگه حساسین یا سنتون کم تر از ۱۵ ساله، نخونینش.
Magic Of Your Voice by AmorTeam
AmorTeam
  • WpView
    Reads 14,032
  • WpVote
    Votes 3,407
  • WpPart
    Parts 14
پارک چانیـول دانشجـوی ممتازِ دانشکـده هنـر، یـه پلی‌بـویِ هاتـه که بـه داشتـن رابطٍه های یه شبـه با دخترا معروفـه و عشق بـراش یه چیـز بی معنیـه... اما وقتی برای پایان نامـش دنبال ووکالیستی میگرده که بتونه قطعه‌ی نوشته شـدش رو بخونـه...! به خودش میاد و میبینه عاشق صدایی شده که هر روز از پشت درهای بسته میشنوه و هیچ ایده ای نداره صاحب اون صدا کی میتونه باشه. 🖇سلف‌هارم به معنای آسیب زدن به خود میباشد. مثل زخم کردن بدن با تیغ یا هر گونه شکنجه‌ی فیزیکی دادن به خود. 🥀کاپل: چانبک، کایلو 🍂ژانر: انگست، درام، اسمات 🌺مترجم: Tina
EGO by CynthiaPaul2002
CynthiaPaul2002
  • WpView
    Reads 62,536
  • WpVote
    Votes 14,589
  • WpPart
    Parts 35
ایگو به معنی «خود» 𖤐⃟🕸️Fɪc: EGO 𖤐⃟🕸️Gᴇɴʀᴇ: Cʀɪᴍɪɴᴀʟ, Rᴏᴍᴀɴᴄᴇ, Aɴɢsᴛ, Smut, 𖤐⃟🕸️Cᴏᴜᴘʟᴇ: CʜᴀɴBᴀᴇᴋ
𝕊𝕦𝕟𝕤𝕙𝕚𝕟𝕖 by Thechippedcup
Thechippedcup
  • WpView
    Reads 4,333
  • WpVote
    Votes 915
  • WpPart
    Parts 21
همه از زیبایی ماه میگن، دوربین هاشون رو در میارن و با عکس گرفتن ازش می‌پرستنش.ولی کسی حواسش به خورشید هست؟ اونی که بی صدا می‌سوزه ، می‌جوشه و در نهایت می‌میره؛ فقط برای زنده موندن آدم هایی که حتی طاقت لحظه ای نگاه کردن بهش رو هم ندارن. شاید زیبا ترین چهره ها..دیده نشده ترین باشن. بکهیون هیچوقت فکر نمی‌کرد که ممکنه تمام مسیر زندگیش به خاطر نشستن توی یه کافه‌ی عادی و گره خوردن نگاهش به صندوقدار کافه، عوض شه. تقدیر نقاش پارک و نویسنده بیون، فرای هر تصویر و نوشته، به هم گره خورده بود.
My Dearest Taboo! by evie_TM
evie_TM
  • WpView
    Reads 2,444
  • WpVote
    Votes 410
  • WpPart
    Parts 11
- تابوی عزیز من! گه‌گداری که به پشت سرم نگاه می‌کنم، چیزی جز ابرهای سرد و خاکستری نمی‌بینم، شاید بتونم جواب تیزی و گستاخی روزهای سرد رو بدم اما باهات عهد بستم که زیر پای سیب‌های پرنس‌چارمینگ قلبم مخفی‌ات نکنم. این یه قرار مخفیانه بین من و توعه، چون می‌خواستم بگم، هر موقع که دست‌هاش روی جسممه حسش می‌کنم، تپش قلبم رو می‌گم! که وقت و بی‌وقت بهم یاد‌آوری می‌کنه چقدر برای دنیا بزرگ و عجیب و غریب هستم. مثل یه تابوی بزرگ وسط میدان راه می‌رم و به خودم مدام می‌گم چیزی نشده، از پس این هم می‌تونی بر بیای. فقط باید با کروزرت و زمزمه‌های قشنگ مرد تماشاگرت به مقصد برسی. راستش تابوها توی جامعه طبقه‌بندی شده نیستن؛ اما همیشه با بی‌رحمی به گونه‌هام سیلی زدن تا مثل آدم‌بزرگ‌ها رفتار کنم. ولی تابوی عزیز من، قول می‌دم از این به بعد خوب ازت مراقبت کنم. یک‌جای دنج بذارمت و اجازه بدم دست نوازش اون انگشت‌های باریک روی سر جفتمون بشینن و از دنیا، بزرگی و زشتی‌اش، توی دنیای تخیلی و دارچینی‌اش غرق بشیم. راستش رو بخوای حتی نمی‌تونم این نامه‌ی بین خودمون رو به ددی نشون بدم. نپرس چرا، این فقط یه رازه بین من و تو... Fiction Name: My Dearest Taboo! Genre: Romance, Fluff, Daddy Kink, Smut, R Couple: Baekyeol ~ Status: On going~ By Evie Frye~
𝖣𝗋𝖾𝖺𝖬𝖾𝗋 by itsmuk
itsmuk
  • WpView
    Reads 1,735
  • WpVote
    Votes 306
  • WpPart
    Parts 19
𝖭𝖺𝗆𝖾: 𝖣𝗋𝖾𝖺𝖬𝖾𝗋 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾 , 𝖣𝗋𝖺𝗆𝖺 , 𝖲𝗅𝗂𝖼𝖾 𝗈𝖿 𝗅𝗂𝖿𝖾 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: 𝖢𝗁𝖺𝗇𝖻𝖺𝖾𝗄 , 𝖧𝗎𝗇𝗁𝖺𝗇 𝖳𝗒𝗉𝖾: 𝖡𝖺𝖾𝗄𝗒𝗎𝗇 (𝖨𝗇𝖿𝗉) , 𝖢𝗁𝖺𝗇𝗒𝖾𝗈𝗅 (𝖤𝗌𝗍𝗉) 𝖨𝗇𝗍𝗋𝗈𝖽𝗎𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇: «اگر خدایِ میانکو برایمان اسمی میگذاشت قطعا بغض و نبض بود. ما ِدر اوجِ شباهت، به اندازه‌ی جابه‌جایی دو حرف، کیلومتر ها تفاوت داریم.» درحقیقت؛ ما متعلق به جایی، در عمقِ رویا هستیم. چی می‌شه اگر یکی از ما، به اسم بیون بکهیون، برای نجاتِ خودش قدم با آدمی برداره که از قضا بازوهای مناسبی هم داره؟
Dust and Ashes  by fatiiiima_bs
fatiiiima_bs
  • WpView
    Reads 3,005
  • WpVote
    Votes 521
  • WpPart
    Parts 16
بهشت و زمین ممکن است روزی به پایان برسند اما غم و پشیمانی جدا شدن از تو بی پایان است «bai juyi» زمانی که دربار پر از دسیسه، جنگ و حیله‌های اشراف و خواجه‌هاست، سرنوشت دو نفری را که سال‌ها از هم دور بوده‌اند، به هم نزدیک می‌کند؛ این بار با خشم و انتقام گذشته، مسیرشان دوباره به هم می‌رسد. ❄️فیکشن : Dust and ashes ❄️کاپل: چانبک ❄️ژانر: درام، تاریخی، عاشقانه ❄️محدودیت سنی: +18 ❄️وضعیت: درحال آپ
cats love weather  by MiyunaBBH
MiyunaBBH
  • WpView
    Reads 6,357
  • WpVote
    Votes 1,330
  • WpPart
    Parts 12
عاشق بودن یعنی گربه بود. یعنی خسته و خوابالو یه قلب پیدا کنی و خودت رو توش بچپونی تا بخوابی. یعنی هرکی به قلبت نزدیک شد براش پنجول بکشی و زبون کوچولوت رو بکشی رو قلب خوشگلت تا مثل یاقوت براق بشه. چانیول، گربه‌ی سیاهی بود. کلا سیاه بود. اگه ازش می‌پرسیدی خورشید چه رنگیه؟ گیج نگاهت می‌کرد و پلک‌هاش از چشم‌های درشتش دور میشد و می‌گفت سیاهه؟ آخه یه گربه که براش مهم نبود خورشید چه رنگیه!! البته یه رنگ دیگه هم دوست داشت ولی اون رنگِ قرمز ملوس شده یا سفیدِ درحال جیغ زدن یا بنفشِ خوابیده، هیچ کجای کهکشون‌ها به جز لمیده و درحال خُرخُر بین بازوهای اون پیدا نمیشد!!! و بله این زندگی اون‌ها بود. یه آسمون شب با ستاره‌های صورتی تو سرزمین خواب‌های پشمکی و عشق‌های نباتی! #آب‌وهوای‌عشق‌گربه‌ها ɢᴇɴʀᴇ: hybrid, fluff, romance, smut ᴀᴜᴛʜᴏʀ: Miyuna ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: chanbaek