English book
198 stories
My Sweet Cherry 🍒   by faeze615
faeze615
  • WpView
    Reads 38,941
  • WpVote
    Votes 2,797
  • WpPart
    Parts 32
از یک «اجبار» شروع شد! از دو قلبِ دور و سرد... یا حتی از تنفر... اما زمان یادشان داد گاهی عشق آرام‌آرام متولد می‌شود... اسم فیکشن: ​ My Sweet Cherryآلبالوی شیرینم کاپل : تهکوک / یونمین ژانر: رومنس / امگاورس / اسمات / ازدواج اجباری
My Odet |Vkook | by arinh_456
arinh_456
  • WpView
    Reads 7,866
  • WpVote
    Votes 1,245
  • WpPart
    Parts 33
از اول تعریف کردن یعنی از اونجا که من یه نوجوون ناشی در کنترل قلبم باشم و تو هم یه منتقد هنر! حالا جالبیش به اینه ..آیا جرعت داری عشق من رو نقد کنی منتقد؟ «هر یک از ما میتونه جای همون شخصیت اصلی رو بگیره که تهیونگ هیونگ تو ی پرتره هاش برام توصیفش میکرد...هِه! جالبه اخه نقش من حتی احتیاجی به توصیف نداره ....فقط کافیه قهوه چشماش به زندگیم نگاه کنه...اونوقت که میبینه ...من فرقی با اودت بیچاره ندارم!» قسمتی از فیک: "+دیگه بهش نگاه نکن! -چرا؟! +چون توجهت باید مال من باشه! -فک کن من جای توباشم ..تو هم جای منی حالا بگو کیو بیشتر دوست داری؟ +چشمامو که فقط تو رو میدید شاهزاده قلب من! _____🦢___ شروع فیک: 99/12/13 پایان؛..؟ ⚠️Couple: vkook_+سکرت....... ⚠️ ژانر: رمنس-روزمره__اسمات🔞-درام-انگست_هپی اند Writer :arinh_456
My eternal love by zanboor
zanboor
  • WpView
    Reads 62
  • WpVote
    Votes 9
  • WpPart
    Parts 2
بعد از اومدن تو عمارت وی همچی عوض شد فکر نمی کردم قراره یه همچنین سرنوشتی داشته باشم زندگی همیشه در حال تغییر و ما فقط میتونیم باهاش منطبق بشیم کاپل:ویکوک نامجینا مینی فیک داستان یکم غمگینه و سد اند داره ولی مطمئنم ازش خوشتون میاد البته امیدوارم
Why?? dont you love me back - Vminkook - by dastanmarz
dastanmarz
  • WpView
    Reads 7,416
  • WpVote
    Votes 879
  • WpPart
    Parts 21
چرا؟؟ پس دوستم نداری 💔 نویسنده:dastanmarz کاپل:ویمینکوک ژانر:عاشقانه،امگاورس،اسمات،درام،تخیلی آپ:دوشنبه ها نه خودش راضی بود بره نه الفاش 'نباید بری ^باید برم ته،مجبورم 'مجبور نیستی،تو اون تهیونگ قدیم نیستی ^یه جوری حرف نزن انگار اون پیر مردو نمیشناسی،میدونم همونجور که من یادمه توام یادته اون روز چه اتفاقی برای امگات افتاد،پس باید برم
وحشی. Savage by simmarau
simmarau
  • WpView
    Reads 30,856
  • WpVote
    Votes 3,324
  • WpPart
    Parts 55
سال ۱۹۳۱ فرمانده انیگمای ژاپنی موفق به تصرف قسمت شمالی کره شد. در این بین یک اسیر وارد اردوگاهی که فرمانده در اون مستقر هست میشه. یک اسیر جزامی! اسیر جزامی که جفت مقدر شده فرمانده انیگما بود. اما واقعا اون پسر یک جزامی بود؟ پشت زندگی اون پسر چه رازهایی نهفته شده بود؟ .............. - خیلی سرکشی جئون + اعتراف کن فرمانده تو عاشق همین سرکشی‌هام شدی! ... + چشمات زیادی وحشیه فرمانده تا حالا کسی بهت گفته؟ - میترسی؟ + ادم هیچوقت از مکان امنش نمیترسه. 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾 : 𝒕𝒂𝒆𝒌𝒐𝒐𝒌 _ 𝒉𝒐𝒐𝒑𝒎𝒊𝒏 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾 : 𝑶𝒎𝒆𝒈𝒂𝒗𝒆𝒓𝒔𝒆، 𝒂𝒏𝒈𝒔𝒕, 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝒔𝒎𝒖𝒕 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋 : Asal-
Dilemma(vkook)  by mahi_kk
mahi_kk
  • WpView
    Reads 61,279
  • WpVote
    Votes 4,612
  • WpPart
    Parts 78
٭ دو راهی ٭ توی زندگی همه آدما دو راهی های زیادی هست، دو راهی هایی که آدم رو بین عقل و قلبش گیر میندازه ، وقتی که نمیدونی باید عقل و منطقت رو بچسبی یا احساسات و قلبت رو انتخاب کنی زندگی جونگکوک هم پره از این انتخاب ها ولی اون همیشه سر این دو راهی قلب خودش رو زیر پا میزاره و بجای خودش به بقیه فکر میکنه ؛ انگار فداکاری و از خود گذشتگی تنها چیزیه که بلده ولی چی میشه اگر یه روز یه جا بجای بقیه به قلبش فکر کنه و آگاهانه تصمیمی بگیره که منطقش میگه اشتباهه؟ یعنی میتونه از پس عواقب انتخابش بر بیاد و برای قلبش بجنگه؟ اصن توان و قدرت جنگیدن رو داره؟ میتونه تا ابد راز هاشو از بقیه مخفی نگه داره ؟! ★ ★ ★ ★ ★ ★ ★ ★ ★ ★ ★ ★ ★ ★ ★ +جونگکوک از من میترسی ؟ -نه +پس چرا قلبت اینقدر تند میتپه؟! -نمیدونم قربان +از من نترس ، من همچین آدم ترسناکی نیستم +حداقل برای تو ★ ★ ★ ★ ★ ★ ★ ★ ★ ★ ★ ★ ★ ★ ★ Couple : تهکوک Genre : اکشن، اسمات، مقداری انگست، اندکی کمدی، کمی مافیایی Upload start : 1403/01/14 Upload days:شنبه ها و سه شنبه ها ★این فیک کاملا ساخته ذهن نویسنده است و هیچ ربطی به گرایش و زندگی و شخصیت واقعی کارکتر ها نداره ★ #1 in boylove🥇
𓍯 Lalam's wife✧نقابدار جذاب🌌 by vkook3748
vkook3748
  • WpView
    Reads 65,255
  • WpVote
    Votes 6,174
  • WpPart
    Parts 40
عشق میتونه بدون لمس هم شروع بشه اگر خورشید بخواد کنار ماه باشه چی میشه کیم تهیونگ رئیس مافیایی که به خاطر مرگ مادرش سال هاست نمیتونه کسی رو لمس کنه چی میشه توی دیدار اول با پسر شریکش اون پسر رو اتفاقی ببوسه --------------------------- کی فکرش رو میکرد توی بعد مرگم توی زندگی جدیدم دوباره کنار تهیونگ قرار بگیرم انگار سرنوشت اینکه کنار تهیونگ باشم اما چرا هربار انقدر باید سختی بکشم ... جئون جونگکوگ و کیم تهیونگ از بچگی باهم ازدواج کردن از 3 سالگی اما هیچ علاقه ای بهم ندارم اما چی میشه که جونگکوگ خاطرات زندگی قبلیش با تهیونگ رو به یاد داشته باشه و هربار با دیدن همسرش کنار فرد دیگه ای عذاب بکشه کاپل:تهکوک ٬نامجین٬ سپ ... ژانر:مافیایی٬ازدواج لجبازی٬عاشقانه ٬تناسخ٬امپرگ٬ ((ارمی قول میدم از خوندش این فیک پشیمون نمیشی بهش ی شانس بده)) همراهم باش ارمی مهربون:)
𝐏𝐞𝐫𝐟𝐮𝐦𝐞 [𝐕𝐊𝐨𝐨𝐤] by Vernious
Vernious
  • WpView
    Reads 3,607
  • WpVote
    Votes 590
  • WpPart
    Parts 11
[Completed] ༄𝑃𝑒𝑟𝑓𝑢𝑚𝑒 • عطر، بوی خوش༄ 𝐶𝑜𝑢𝑝𝑙𝑒: 𝑉𝐾𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑒𝑛𝑟𝑒: 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒•𝐴𝑛𝑔𝑠𝑡 او بوی گل فریزیا و وانیل میداد... «وقتی برای اولین بار تو رو دیدم، صورتی رنگ بودی.» «من عطر شانه‌ی آبی رنگت رو نفس کشیدم و به خودم اجازه دادم که در وجودت غرق بشم و آغوش تو حسی مثل آرامش خونه رو برای من تداعی می‌کرد.» •ᴄʀᴇᴅɪᴛs ᴛᴏ "ᴇxᴜɪsɪᴛᴇs", ᴡʜᴏ ᴡʀᴏᴛᴇ ᴛʜɪs ᴘʀᴇᴄɪᴏᴜs sᴛᴏʀʏ.
His Wife by laxmipriya16
laxmipriya16
  • WpView
    Reads 186,507
  • WpVote
    Votes 10,807
  • WpPart
    Parts 55
"souls don't meet by accident"
Insanity[جنون]   by deniz13851385
deniz13851385
  • WpView
    Reads 212,995
  • WpVote
    Votes 27,166
  • WpPart
    Parts 91
[پایان یافته فصل 1و2] کاپل: VKOOK ژانر: امگاوورس_دارک رومنس_اسمات_انگست[کم] +18 [خلاصه] جونگکوک تنها پسر پادشاه که زیبایی وقدرتش زبانزد همه بود. یک دو رگه خوناشام و گرگینس که کسی جز خودش و مادرش از این راز خبر نداره اون تمام عمرش رو برای به دست اوردن تخت پادشاهی تلاش کرد و گرگ امگای درونش رو همیشه سرکوب کرده تا هیچکس متوجه نشه اون یه دورگهس.. تهیونگ تنها گرگ آلفای مشکی با چشمای طلایی و قوی ترین الفا در قبیله ی گرگینه هاس کسی جرعت مخالفت یا توانایی مقابله با اون رو نداشت تا اینکه خوناشام ها بهش خیانت میکنن.و با تنها جادوی سیاهی که برای هزاران سال پیش بود قدرتش رو مهر و موم میکنن و سلطنت رو ازش میگیرن. تهیونگ بعد از ازدست دادن خانواده و قدرتش به همراه گرگینه ها به دل جنگلهای تاریکی فرو میره و کم کم فراموش میشه ولی در تاریکی .. ____________________________ +چی ازم میخای؟ _من سر همچیز رقابت میکنم جونگکوک بجز عشق اگه میخای طرف من باشی همیجا منو ببوس منم دنیارو برات به اتیش میکشم! ______________________________ + نمیتونم تاریکی زندگیت رو کم کنم ولی میتونم منم باهات وارد تاریکی بشم تا تنها نباشی...