تهکوک ولی هنوز یا نخوندم یا کامل نکردم😢😪
121 stories
ℝ𝕒𝕧𝕖𝕟 ℚ𝕦𝕖𝕖𝕟 / VKOOK by AMY__VK
AMY__VK
  • WpView
    Reads 2,473
  • WpVote
    Votes 357
  • WpPart
    Parts 15
+بی رحم نباش میستارا... _احساسی دَرت نمیبینم که بخوام باورت کنم!! ☆_____☆ «بدبختی! کلمه ای که توی ذهن جونگکوکه امگا میچرخید و فقر ولش نمیکرد..فقر احساس! تمامی اطرافیانش یکی پس از دیگری میمیردن و در راه پیدا کردن حقیقت بیچاره بودنش در بچگی به دست استاکر روانیش میوفته..ولی داستان فقط به یه استاکری معمولی خطم میشه..؟» 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐕𝐊𝐎𝐎𝐊 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭،𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬𝐞 ، 𝐚𝐦𝐩𝐞𝐫𝐠 ، 𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞 ، 𝐒𝐦𝐭 در حال آپ..🪼
Dark sky/Vkook by sad-moon102938
sad-moon102938
  • WpView
    Reads 704,037
  • WpVote
    Votes 69,494
  • WpPart
    Parts 54
⛓برده تهیونگ بودن گردن کج میخواد و زبون کوتاه! ⛓چیزی که جونگکوک نداره... ---------------------------- - پس شاه دزد تویی! به کاهدون زدی... من هیچی ندارم! + تمام چیزی که میخوام رو به رومه... شاه دزد؟ گوشای من فقط باید کلمه ددی رو از زبون تند و تیزت بشنوه جونگکوک... --------------------------- + وقتی میخوای به یکی بگی خیلی درگیرشی چی میگی؟ جونگکوک نگاهشو از لب های تهیونگ گرفت و با صدای خماری لب زد - میگم نَسَخِتم... ژانر : جنایی / مافیایی / اسمات / رومنس / ددی کینک / درام کاپل : ویکوک / نامجین / یونمین
I'M A BAD BOY (من پسر بَدیم)  by LiamSfer
LiamSfer
  • WpView
    Reads 27,884
  • WpVote
    Votes 1,631
  • WpPart
    Parts 17
🔞این فیک حاوی صحنه های باز و خشن است🔞 "اون فقط یک ابزار جنسی برای منه همین" "مطمئن نیستم" "تو هیچی از عشق نمیفهمی !!" Couple : Vkook, Yoonmin Genre : Schoollife, Romance, Crime, smut +18 Translate : LiamSfer
<♡Dream truck♡>[vkook] by SELINAarmyy
SELINAarmyy
  • WpView
    Reads 3,429
  • WpVote
    Votes 380
  • WpPart
    Parts 6
چی میشه اگه جونگکوک به اشتباه داخل کامیونی بره که به خونه تهیونگ میرفت؟:) متوقف شده:( couple:vkook Genre:romance_daddyking_smut_bdsm writer:Tao
 𝒖𝒏𝒆𝒙𝒑𝒆𝒄𝒕𝒆𝒅 𝒍𝒐𝒗𝒆 (𝒗𝒌𝒐𝒐𝒌) by b_kooki
b_kooki
  • WpView
    Reads 106,167
  • WpVote
    Votes 11,481
  • WpPart
    Parts 33
_دوست داشتن من عواقب داره! +چه عواقبی؟! _مثلا باید تمام و کمال مال من باشی! "عشق بین یک پسرِ نوجوان و یک رئیسه مافیا؟!" ژانر: اکشن، اسمات، عاشقانه، مافیایی کاپل اصلی: ویکوک کاپل های فرعی: سپ، نامجین نویسنده : black angel ❌ورژن کوکوی هم توی همین پیج آپ میشه..
Kookv You are my tears by foxsism
foxsism
  • WpView
    Reads 215,174
  • WpVote
    Votes 20,856
  • WpPart
    Parts 19
تهیونگ یه امگا ضعیفه که به خاطر بدهکاری های پسر خالش به فروش گذاشته میشه سرنوشت با امگایی که قراره توسط یه آلفای سرد بی احساس خریده بشه چکار‌خواهد کرد... vkook 🔞 خواهش میکنم کسایی که از داستان های یائویی و بزرگسال خوششون نمیاد نخونن..ممنونم💜دوستتون دارم Up:به پایان رسیده نویسنده خودم fox🦊 #vkook #taekook #kooktae #kookv
 𝙅𝙚𝙤𝙣'𝙨 𝙃𝙮𝙗𝙧𝙞𝙙 | 𝙆𝙤𝙤𝙠𝙫 by Haru_Gogo
Haru_Gogo
  • WpView
    Reads 440,270
  • WpVote
    Votes 59,048
  • WpPart
    Parts 42
[Completed] تهیونگ یه هایبرید گربست که از خونه فرار کرده... جونگکوک رئیس یه بند خلافکاره که از هایبریدا متنفره.. چی میشه اگه ، تهیونگ راهش به خونه جونگکوک باز شه؟؟ جونگوک اصلا قرار نیست ازش استقبال گرمی کنه..! _________________________________ _چرا من مثله تو قوی نیستم کوکی؟ تو عضله داری و خوش‌تیپی ولی من فقط یه ته ته نرمالو عم... +ولی من بیبی ته ته‌ی نرمالو رو بیشتر دوست دارم ، ته ته‌ی نرمالویی که کوکی ازش مراقبت میکنه... 🍓 ژانر : هایبرید ، فلاف ، رمنس ، فانتزی ، اسمات🦄🌈✨ 🍓 روز آپ : جمعه یا شنبه🍭 ©️ All the credit belongs to : yoongiandhismochi 🍭 🍓Start : 99/8/19 🍓End : 01/2/12 امیدوارم دوسش داشته باشید^^💗🧜🏻‍♀️
Claimed تصاحب شده by suni_22_
suni_22_
  • WpView
    Reads 84,951
  • WpVote
    Votes 5,375
  • WpPart
    Parts 19
Claimed تصاحب شده ژانر: ددی کینک، طنز، پزشکی، روزمره کاپل: کوکوی kookv - yonmin-namjin and ... وقتی یک جراح مغز سرد و موفق، سرپرستی پسری هفده‌ساله با گذشته‌ای سوخته رو قبول میکنه، زندگیش آروم ‌آروم از منطق به احساس کشیده میشه. تهیونگ: «اگه من پسر خوبی باشم... امشب بغلم می‌کنی ددی؟ فقط یه کوچولو؟
... by atrisaa
atrisaa
  • WpView
    Reads 6,348
  • WpVote
    Votes 705
  • WpPart
    Parts 11
تو منو دیوونه می‌کنی! by AtlasIsSoooDone
AtlasIsSoooDone
  • WpView
    Reads 121,915
  • WpVote
    Votes 14,893
  • WpPart
    Parts 36
خدای جهان زیرین، جئون جونگکوک که یه مدته ساکن جهان فانی انسان‌ها شده، یه روز با اتفاق غیرمنتظره‌ای تو خونه‌ش روبه‌رو می‌شه. یه مرد غریبه کف آشپزخونه‌ش لم داده و داره بستنی شکلاتی‌‌های مورد علاقه‌ی جونگکوک رو عین انسان‌های اولیه غارنشین، با پنجولاش از تو جعبه بیرون میاره و می‌خوره. عجیب‌تر اینکه این غریبه ظاهرا نمی‌تونه حرف بزنه ولی می‌تونه از عالم غیب گل و بوته ظاهر کنه! یا خدای بهار، پرسیفون، که چیزی از دنیای فانی انسان‌ها و فرم انسانی خودش نمی‌دونه یهو سر و کله‌ش تو خونه‌ی هادس، خدای جهنم، پیدا می‌شه و این جونگکوک بدبخته که انگار باید همه چیو یادش بده. خب... باز جای شکرش باقیه که سرعت یادگیریش بالاست! "تهیونگ، نمی‌تونی لخت و پتی بگردی، لباس از ضروریاته!" "تهیونگ ضروریات دوست نداشت!"