نام
13 stories
اسیر خواسته های You by mahshad_365
mahshad_365
  • WpView
    Reads 13,815
  • WpVote
    Votes 550
  • WpPart
    Parts 24
................................................................................ مقدمه: من برای ادامه تحصیل مهاجرت کردم به المان فکر میکردم قراره یک سرنوشت خیلی ساده داشته باشم که از شانس بد من مافیا منو میدزده و... ................................................................................ «کامل شده»
مجموعه گودال سیاه by Robi963
Robi963
  • WpView
    Reads 304,013
  • WpVote
    Votes 9,483
  • WpPart
    Parts 76
تنها با یک نگاه در چشمانش سرنوشتم تغیر کرد
برادر زاده ی وحشی من  by Rubitales
Rubitales
  • WpView
    Reads 36,508
  • WpVote
    Votes 477
  • WpPart
    Parts 6
«وقتی یه خرگوشی و برق دندونای آقا گرگه رو می‌بینی، حتی وقتی از ترس میلرزی، دندوناش دور گلوت وسوسه‌ات می‌کنه ! اون موقع، ته دلت آرزو می‌کنه خورده شی . »
❌ دلبـــر  ❌ by _whitewolff_
_whitewolff_
  • WpView
    Reads 416,599
  • WpVote
    Votes 13,150
  • WpPart
    Parts 87
دختری که بخاطر پول وارد رابطه ای میشه که راه برگشتی توی اون وجود نداره... * اگه از خوندن صحنه های باز و خشن و الفاظ رکیک و روابط bdsm خوشتون نمیاد این رمان توصیه نمیشه * 2021 - Completed
Fingers by Aphroditesin
Aphroditesin
  • WpView
    Reads 111,556
  • WpVote
    Votes 4,274
  • WpPart
    Parts 107
دستش را خشن میان شیار کصش کشید: لذتی نبردی؟ میان پایش هنوز مرطوب بود چوچولش را فشرد و خیره ی چهره ی جمع شده از درد هلن شد: میخواستی نجات پیدا کنی؟ نمیخواست خودش که میدانست نمیخواست به نفس نفس افتاد: نه لبخند زد: دختر هورنیه من لبانش را به دندان کشید و ناله های هلن در دهانش خاموش شد دستان نوازشگرش بدنش را طی میکردند: یکی از آثار هنریمی هلن! زبان روی ترقوه اش کشید: همون قدر ظریفو شکستنی کمرش پیچو تاب میخورد: پس چرا باهام ظریف رفتار نمیکنی؟ دستانش دور پهلوهایش قرار گرفتند: اول باید شکل پیدا کنی همونطوری که میخوام پای کشیده ی هلن روی شانه ی دیان قرار گرفت: شکلم بده همین الان! دوست دارم زبونت شکلم بده
اربابم ازم متنفره (BDSM) by Myroham
Myroham
  • WpView
    Reads 6,391
  • WpVote
    Votes 128
  • WpPart
    Parts 11
🔞🔞🔞اون مجموعه‌ای بود از تمام چیزهایی که ازشون متنفرم و این دلیل شروع بازی بود. یک شرط بندی بی رحمانه برای اینکه اون و بشکنم، خرد کنم و برای اینکه روی واقعیش و ببینم. شیطان هم یک روز فرشته بود...🔞🔞🔞
زهر و نامیرا (لزبین) by Anselm_Quinn
Anselm_Quinn
  • WpView
    Reads 4,264
  • WpVote
    Votes 357
  • WpPart
    Parts 27
(فقط هجده به بالا لطفا) چطور میتوان کسی را کشت که در قلب سیاهی به دنیا آمده؟ کسی که بی هیچ رحمی آدم میکشد؟ کسی که از بدو فرمانروایی‌ش خورشید را از کشورش گرفته و مردمش را محکوم به شب ابدی کرده؟ چطور می‌توان کسی را کشت که سایه های شیطان را در اختیار دارد؟ کسی که مرگ حتی کودکان را حق میداند؟ و چطور می‌شود که این شخص شیفته ی زنی شود که قصد قتلش را دارد؟ . . . این یک داستان دشمن به عاشقیه(enemies to lovers) و همین طور اسمات و صحنه های فوق العاده پر خشونت. مهم تر از همه ی اینا پر از راز و معماست. چقدر از معما هاش رو میتونی قبل از برملا شدنشون حدس بزنی؟
انتقام و آبرو by LianaDiaco
LianaDiaco
  • WpView
    Reads 5,698
  • WpVote
    Votes 160
  • WpPart
    Parts 5
دوست پسر من یه چیز ارزشمند از سردسته ی مافیا دزدید. آخرین همسرش رو که به خاطر زیبایی خیره کننده اش، بهش لقب پرنسس خورشید داده بودند. اونا فرار کردند و منو تو لونه شیر جا گذاشتند. حالا من تو چنگ رئیس مافیا اسیر شدم. مردی عضلانی با سری شیو شده و شهرتی وحشتناک: همسرکُش.
من‌لیتل‌نبودم‌ولی.. by AyePsbz
AyePsbz
  • WpView
    Reads 163,267
  • WpVote
    Votes 5,436
  • WpPart
    Parts 32
+باید به اینجا عادت کنی بیبی‌گرل -نههههه،من‌‌ پیش تو نمیمونمم..ولم کننننن،توروخداااا +جیغ جیغ نکن،توکه دوس نداری از همین امروز تنبیه های سختت شروع شه لیتل؟ -من لیتل نیستم‌دست از سرم بردار.. گردنمو بیشتر فشار داد و لباشو به گوشم نزدیک کرد،لیسش زد و گفت: +به زودی خواهی شد.. ..
nobody knows هیچکسی نمیدونه  by darkdream82
darkdream82
  • WpView
    Reads 24,047
  • WpVote
    Votes 566
  • WpPart
    Parts 38
دختر باریستایی که رییس مافیا ازش خوشش میاد اون رو میدزده و ....