Straykids
59 stories
Role Playing Game (RPG) by mohimm
mohimm
  • WpView
    Reads 6,699
  • WpVote
    Votes 779
  • WpPart
    Parts 15
به طور اصولی هر ادمی فقط یه بار میتونه با کسی اشنا بشه ولی ما؟ متفاوتیم ما بارها و با شخصیت های مختلف باهم اشنا شدیم زندگی بعدی؟ معلومه که نه ما توی این زندگی بارها باهم اشنا شدیم _بیا این بار جای فیلمنامه نویس و بازیگر رو عوض کنیم،من مینویسم و تو اجرا میکنی +هیونگ خواهش میکنم" ژانر:slice of life, comadi, thriller, mystery, smut کاپل اصلی:minsung کاپل فرعی_hyunlix
Blue Eyed  by Venatoria_9
Venatoria_9
  • WpView
    Reads 4,889
  • WpVote
    Votes 850
  • WpPart
    Parts 31
"رسم خاندانِ یانگ بود. وقتی بزرگ‌ترها حرفی رو می‌زدن و به سر انجام نمی‌رسید، مجازاتی سنگین در پی داشت. تا اینکه امگای قدرتمندی متولد شد، تمام قوانین رو سرکشانه زیر سؤال برد و نشون داد نمی‌شه چشم‌بسته به تصمیمات بزرگ‌ترها اعتماد کرد." *** «می‌خوای هنوز شروع نشده، پا پس بکشی؟» «پا پس بکشم؟ در مقابل کی؟ تو، خوش‌شانسیِ من؟ بهت نمی‌بازم امگا کوچولو. اگر آتیش به پا کنی من کسی نیستم که خاموشش می‌کنه. من اونی هستم که آتیشت رو دو برابر می‌کنه.» •|𝐍𝐚𝐦𝐞→Blue Eyed •|𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞→Omegaverse, Mpreg, Romance, Angst, Crime, Smut •|𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞→Changlix, Chanho, Hyunsung, Hyunlix
Before i met you  by HowangRaya
HowangRaya
  • WpView
    Reads 1,370
  • WpVote
    Votes 228
  • WpPart
    Parts 12
پسری که ناعادلانه از شغلش اخراج میشه.. مردی که توی باتلاق شهرت و تنهاییش غرق شده .. نتیجه ی دیدار این دو میتونه قشنگ‌ترین یا شاید دراماتیک‌ترین قصه رو بسازه ⋆˚࿔ «چون جای پسری مثل تو اینجا نیست!» «قبلا بین عوامل فیلمبرداری دیده بودمت.» «شب خونه ی سونبه‌ام میمونم!» «من خوبم ولی یه مشکلی هست... بلد نیستم سوپ بپزم.» «هیـ...هیونگ! دیر اومدی... دزد اومده بود .. کو؟ ندیدیش؟» ‏────🫀Before I Met You ──── ︴Gener: Romance , Slice of life ︴Couple: Minsung , Chanmin 𓄲 Telegram ; @Haneul_Home 𝘛𝘩𝘢𝘯𝘬 𝘺𝘰𝘶 𝘧𝘰𝘳 𝘺𝘰𝘶𝘳 𝘵𝘪𝘮𝘦 .☘︎ ݁˖
Teach Me | یادم بده by Monilllaa
Monilllaa
  • WpView
    Reads 76,317
  • WpVote
    Votes 8,324
  • WpPart
    Parts 24
فلیکس 17 ساله برای اینکه بتونه کراشش رو تحت تاثیر قرار بده، از دوست صمیمی برادر بزرگش میخواد تا بهش یاد بده چطوری اون پسر رو خوب ببوسه. Couple: Hyunlix Genre: Fluff, Smut
K17🔞 by 79blaminas
79blaminas
  • WpView
    Reads 199,082
  • WpVote
    Votes 15,271
  • WpPart
    Parts 45
فلیکس دانش اموزاسترالیایی به سئول اومده و در مدرسه وارد تیم بسکتبال مدرسه میشه هیونجین پسر معروف دانشگاه کراش همه دختر ها و پسرا کاپیتان تیم مدرسه و بهترین بسکتبالیست چی میشه اگه رقابت بین فلیکس و هیونجین به جاهای باریک کشیده بشه و از حد‌ خودشون بگذرن؟! اسمات هست دوست ندارید نخونید کاپل ها:هیونلیکس ، چانمین ، مینسونگ ،جونگبین
☆The Final Line☆ by 08ZRskzSM02
08ZRskzSM02
  • WpView
    Reads 206
  • WpVote
    Votes 33
  • WpPart
    Parts 3
_ «تو نمی‌تونی از یه دیوونه انتظار عاقلی داشته باشی.» با حرص به سمتش برگشت. _ «چه ربطی داره!» _ «خب علاقه‌ی منم همین‌قدر غیرممکنه.» .. «خودت هم اینو میدونی که هیچ جایی توی این جهنم نداری» «برات مهمه؟» نگاهش رو به زمین دوخت . «فقط برو فیلیکس.» خواست بره اما با کشیده شدن بازوش .. .. Gener: smut , romance , car track, sport, sweet love
Minsung's  L☆ve🔞 by mary_yzz
mary_yzz
  • WpView
    Reads 32,167
  • WpVote
    Votes 2,361
  • WpPart
    Parts 19
#minsung#hyunlix#smut#slice of life#happy end وقتی که هان و مینهو هم خوابگاهی میشن..🔞
Black Cat | hyunlix by itmeGin
itmeGin
  • WpView
    Reads 8,879
  • WpVote
    Votes 999
  • WpPart
    Parts 11
هیونجین و فلیکس خیلی وقت بود داستانشون تموم شده بود، بیش از شیش ماه میشد جدا از هم زندگی میکردن و از هرگونه دیداری باهم فرار میکردن. اما هیچکدوم انتظار نداشتن بخاطر امنیت دخترشون مجبور به برگشتن زیر یک سقف بشن. و حالا مشکلی بزرگ‌تر از دعوا‌ها و کینه‌ای که از هم داشتن، وجود داشت. کی داشت با جون دخترخوندشون تهدیدشون می‌کرد؟ -" بهت برنمی‌گردم. آدم احمق نیست به درد برگرده" -" ولی تو دقیقا همون احمقی. تو عاشق درد کشیدنی تا حس زنده بودن کنی، لی فلیکس." -" پس تو زنده نبودنی هوانگ." ژانر: جنایی/ معمایی، عاشقانه، انمیز تو لاورز، اسمات، کاپل: هیونلیکس، مینسونگ
ʸᵒᵘʳ ˢᶜᵉⁿᵗ by Parallel_2006
Parallel_2006
  • WpView
    Reads 51,737
  • WpVote
    Votes 5,723
  • WpPart
    Parts 35
《 جیسونگ امگا 19 ساله ای که برای قبولی تویه دانشگاه شب رو تو بهترين بار سئول میگذرونه به خاطر هیتش بدون این که بهفهمه هیتش رو با یک آلفا می‌گذروند اما صبح بعد اون اتفاق میترسه و قبل بیدار شدن الفا فرار میکنه حالا چی میشه اگه جیسونگه داستان ما یک ماه بعد دقیقا موقعی که قرار برای دانشگاه آماده بشه بفهمه که بارداره!؟ و از ترس این که اون الفا بچش رو سقط نکنه یا از جیسونگ بخواد بعد به دنیا امدن بچه اون و بهش بده بهش چیزی نگه و شیش سال تمام خودش بچه رو به تنهایی بزرگ کنه؟! و حالا چی میشه اگه اون آلفا لی مینهو آلفای اصلی باشه که صاحب بزرگ ترین شرکت واردات تجهیزات پزشکی و این دم و تشکیلات فقط پوشیش باشه برای کثافت کاری هاشه!؟ حالا دیگه جیسونگ 25 ساله شده و قرار سونو پسر شیش سالش رو به مدرسه ای ببره که دقیقا خواهر زاده مینهو میره به نظرتون مینهو جیسونگ رو یادشه؟! جیسونگ با دیدن مینهو اونم بعد شیش سال چه ری اکشنی نشون میده!؟ _دایی دایی سونو خیلی شبیه شماست مگه نه!؟ _حتما الفاتون خیلی خوشحاله از داشتن همچین خانواده ای _تو از اولم تو این خونه جایی نداشتی _امیدوارم بتونی پاپا رو ببخشی پسرم ولی این به نفع خودته به نظرتون چی در انتظار این خانواده سه نفره هست!؟》 Coupel:Minsung,Hyunlix,Chanmin Gener:Omegaverse,comedy,smut Writer:The parallel