sjsjsgdgdhhhxhxh's Reading List
199 stories
Patient Of 179 Room ﴾vk﴿ by moonchild__29
moonchild__29
  • WpView
    Reads 3,401
  • WpVote
    Votes 355
  • WpPart
    Parts 35
[𝐜𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞] ★★★ ☆↝ 𝐧𝐚𝐦𝐞: 𝐩𝐚𝐭𝐢𝐞𝐧𝐭 𝐨𝐟 179 𝐫𝐨𝐨𝐦 ☆↝ 𝐦𝐚𝐢𝐧 𝐜𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐯𝐤𝐨𝐨𝐤 ☆↝ 𝐬𝐮𝐛 𝐜𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐬𝐨𝐩𝐞 ☆↝ 𝐠𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐩𝐬𝐲𝐜𝐡𝐨𝐥𝐨𝐠𝐲 / 𝐚𝐧𝐠𝐬𝐭 / 𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞 / 𝐬𝐦𝐮𝐭 ☆↝ 𝐖𝐚𝐭𝐭𝐩𝐚𝐝: 𝐦𝐨𝐨𝐧𝐜𝐡𝐢𝐥𝐝__29 ☆↝ 𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐦𝐨𝐨𝐧𝐜𝐡𝐢𝐥𝐝 ★★★ ☆↝ 𝐬𝐮𝐦𝐦𝐚𝐫𝐲: آمیزش دست هایی پر از ابهام با دست هایی تهی... مردی که بو را تنفس می‌کرد، بوی درخت باران خورده، بوی چوب سوخته و بوی تند طغیان. همه چیز در گرو پایان بود، ساعت کی به خواب رفته بود؟ دست های سرد "او" کی شروع به ناپدید شدن کرد؟ ★★★ ☆↝ 𝐩𝐚𝐫𝐭 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐲: چه فراموشی سنگینی در شب افتاده بود، شاید من حضور مردی که از پس جنگل باران خورده می‌آمد را خواب دیده بودم، اما من از پنجره دیدم که روح خاکستری کسی به خانه می‌آمد و دو دست سردش را که به سمت اشک هایم روانه بود، من دست هایی را دیدم که در تنفس غروب تحلیل رفتند و لب های سرخی را بوسیدم که لحظه‌ی تماشای آخرین لبخندش فریاد زد _خداحافظ! ★★★ ☆↝𝐭𝐢𝐦𝐞 𝐮𝐩: 𝐜𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞📜
Along the Seine River | Vkook | Completed  by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 394,446
  • WpVote
    Votes 54,164
  • WpPart
    Parts 45
┊Summary: توی این بوک داستان عاشقانه یه زوج فرانسوی از دل پاریس رو میخونیم. تهیونگ و جونگکوکی که هفت ساله ازدواج کردن و دوتا دختر دوقلو دارن، اما بعد از هفت سال اختلاف ها و مشکلاتی بینشون شکل گرفته که باعث شده جونگکوک تصمیم به جدایی از همسرش بگیره...اما چه آینده ای انتظار این زوج رو میکشه؟ ┊Teaser: _ یقه‌ت زیادی بازه! _چی! زبانش را در لپش چرخاند و نگاهش را از پاها تا چشمانم بالا کشید: _ یقه‌ت عزیزم...زیادی بازه! _ جدا تهیونگ؟ حالا که میبینی دیگه عصبی نیستم شروع میکنی به گیر دادن؟ او نیز اخمی کرد و با بردن دستهایش به جیب شلوار سفید رنگش، با لحنی جدی تر گفت: _ میدونی که دوست ندارم توی یه فضای خیلی عمومی و شلوغ مردم نگات کنن. متعجب خندیدم و سرم را به تاسف تکان دادم، لبم را به دندان گرفتم و در حالی که دکمه‌های پیراهنم را میبستم پاسخ دادم: _ تلافیشو سرت در میارم آقای کیم. _ تلاشتو میکنی آقای کیم. پیج نویسنده: @sylvie_fic Couple: Vkook Sub Couple: Seongsang (Ateez), Hopemin Genre: dram, Romance, Smut, angst Writer: Sylvie Telegram: @Papacita_01
Between Me and You❤️‍🩹 by Saghar_Stories
Saghar_Stories
  • WpView
    Reads 87,804
  • WpVote
    Votes 12,300
  • WpPart
    Parts 35
تیمارستان جایی نیست که هرکسی بتونه توش کار کنه ... اما بیون بکهیون ، روانپزشک ارشد و رئیس بیمارستان روانی "خانه سبز" هرروز صبح با عشق به محل کارش میره و معتقده هیچکاری تو دنیا لذت بخش تر از برگردوندن یک انسان به زندگی نرمالش نیست 🌸 □■□■□■□ -به نظر من تنها کسی که میتونه به بیمار جدیدمون کمک کنه شمایین آقای دکتر -بیماریش تشخیص داده شده ؟ -بله .. اختلال کنترل خشم ! -اسمش چیه ؟ -پارک چانیول ! □■□■□■□ -ماشین من اندازه تانکه ! واقعا چجوری ندیدیش ؟ -عجله داشتم و یه لحظه نگاهمم از جاده برداشتم برای همین ندیدم ... ولی مطمعن باش خسارتش هرچقدر باشه پرداخت میکنم ... فقط کافیه بهم بگی -نمیدونم ... مثلا به اندازه اینکه باهام بیای سر قرار -من گی نیستم ! -باشه مشکلی نیست ... همین که من هستم کافیه ! □■□■□■□ Story Genre: Fluff,romance,Psychology,smut❤️‍🩹 Couple: Vkook,Chanbaek,Secret😏💏🏻 "Complete"🏞
Prince Kim(Full) by 12Soulprotector
12Soulprotector
  • WpView
    Reads 48,696
  • WpVote
    Votes 4,865
  • WpPart
    Parts 9
چی میشه اگه شاهزاده کوکی از همون بچگی به نامزدیه شاهزاده تهیونگ در بیاد؟ قسمتی از وانشات: یونگی کمی خم شد و موهای تهیونگ رو ناز کرد و لبخندی بهش زد": میخوای نامزدت رو ببینی؟ اسمش رو چی میخوای بزاری؟ ژانر:امگاورس.تاریخی.عاشقانه.امگاورس.هیبرید کاپل:ویکوک.یونگمین.نامجین
One shots by h_tealover
h_tealover
  • WpView
    Reads 70,783
  • WpVote
    Votes 3,110
  • WpPart
    Parts 15
تو اين كتاب وانشاتايى كه از ذهن منحرفم بيرون مياد رو مينويسم بيشتر ويكوك ولى كاپلاى ديگه كه دوس دارين هم تو كامنتا بهم بگين كه بنويسم😈💦
Vanshot ویکوک by pstokhdus1234
pstokhdus1234
  • WpView
    Reads 5,547
  • WpVote
    Votes 219
  • WpPart
    Parts 5
خب اینجا وانشات هایی از کاپل ها اکثرا ویکوک هست البته در خواستی باشه می نویسم و کافیه ژانر بگین تا براتون بنویسم (◠‿◕)
TAETAE HYUNG by IRIS-NO
IRIS-NO
  • WpView
    Reads 4,009
  • WpVote
    Votes 416
  • WpPart
    Parts 3
"چندشاتی" کاپل: ویکوک ژانر: عاشقانه، مدرسه‌ای، انگست، هپی‌اند، اسمات ●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●● _ فکر کنم یه پیام اشتباهی برام فرستادی هیونگی. ●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●● IRIS-NO
love in the night |Vkook🍷 by ZahraVahidi1
ZahraVahidi1
  • WpView
    Reads 22,137
  • WpVote
    Votes 3,292
  • WpPart
    Parts 22
love in the night ~▪︎~ عشق در شب عشق کلمه ی عجیبیه ، جوری که تا اگه خودت عاشق نشی نمی تونی درکش کنی، برای منم همینطور بود، عاشقش شدم ، عاشق نفساش،عاشق لبخندش،عاشق اون دوتا مروارید مشکلی داخل چشماش ، عاشقش شدم با تمام وجودم، اما اون موقعه هنوز نمی دونستم اون همونه،کسی که ولش کردم ، ، ، _هی.... بچه...ولم کن...اگه نمی خوای..بلایی سرت بیاد.... ویکتور به سختی لب زد،حالش هر لحظه بدتر میشد، ناخوداگاه چشم هایش قرمز شدند،و این شاید تنها شروع خطری برای ان پسر بچه باشد. _نه نمی زا رم فرار کنی من خودم پیدات کردم، اگه ولت کنم تو میری و گم میشی منم برای همیشه تنهامی مونم از اونجایی که دیگه نمی خوام خانم بل و ببینم تو باید ازم مراقبت کنی... وضعیت:در حال اپ (اگر فیک تمام شده باشه صد درصد اینجا نوشته میشه) genre : ، ماورا طبیعی/عاشقانه/ومپایر/اسمات/انگست /رمانتیک/هپی اند، Kapell:vkook,Yoonmin
Red Lights | Vkook | Completed  by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 513,659
  • WpVote
    Votes 52,868
  • WpPart
    Parts 61
_ اگه یه بار دیگه وقتی می‌خوام دهنتو به فاک بدم، خودتو عقب بکشی، بهت رحم نمی‌کنم. فهمیدی توله سگ؟ پسر کوچیک‌تر با لب‌هایی که از ترس می‌لرزیدن دست‌هاش رو روی زمین مشت کرد و جواب داد: _چشم... _ چشم، چی؟ _ چشم ارباب. -------- جئون جونگکوک پسر بیست و سه ساله ای که برای تغییر زندگی روزمره و کسل کننده‌ش، پا به رابطه ای عجیب با مهندسی سی ساله میذاره... پیج نویسنده: @sylvie_fic Couple: Vkook, Minsung Genre: Dram, Bdsm, Romance, Comedy, Smut 🔞🔥 Writer: Sylvie and Amara Editor: Amara
"HALF BROTHER" by asaltito
asaltito
  • WpView
    Reads 196,552
  • WpVote
    Votes 20,084
  • WpPart
    Parts 33
برادر ناتنی بعد از اینکه مادر تهیونگ خانواده‌ و پسره 17 ساله‌شو ترک کرد، پدرش تصمیم گرفت برای بار دوم عاشق بشه و با زنی ازدواج کنه اون زن، پسری 10 ساله به اسم جونگکوک داشت؛پسری شیرین دوست داشتنی! اون زن و بچه تبدیل به بزرگ‌ترین دلگرمی برای اون پدر و پسر شدن؛ مخصوصا جونگکوک، اون پسر کوچولو تبدیل شد به تمومه دلخوشیه تهیونگ؛ زمانی رسید که تهیونگ توی سن 22 سالگی برای ادامه تحصیل به خارج رفت و جونگکوک کوچولوشو با احساساته مخفیش تنها گذاشت و حالا تهیونگ بعد از پنج سال برگشته اما... ° ° ° تهکوک فیکچت،اسمات،عاشقانه،رومنس پایان یافته ...