We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
My favorite
35 stories
Rebel (AU) by Vkookchild9597
Vkookchild9597
  • WpView
    Reads 188,454
  • WpVote
    Votes 28,546
  • WpPart
    Parts 53
هفت سال پیش وقتی جونگ‌کوک رو از دست داد بابونه‌اش هفت ماهه باردار بود و منتظر تولد دختر کوچولوشون بودن؛ اما حالا اون رو درحالی پیدا کرده بود که شکمش کاملاً صاف بود و توی شرایط جسمانی اسف‌باری قرار داشت! +می‌شه بپرسم چرا من رو جونگ‌کوک صدا می‌زنید؟ _ت... تو... من رو نمی‌شناسی؟ Writer: Ashil Couple: Vkook Genre: Omegaverse, Romance, Fantasy, Mystery, Smut, Angst, Mpreg
Wisteria  by Cruellalove
Cruellalove
  • WpView
    Reads 55,739
  • WpVote
    Votes 9,922
  • WpPart
    Parts 72
←[کامل شده]→ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐌𝐢𝐧𝐬𝐮𝐧𝐠 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐇𝐢𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐜𝐚𝐥, 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐑𝐨𝐲𝐚𝐥, 𝐀𝐧𝐠𝐞𝐬𝐭, 𝐄𝐧𝐞𝐦𝐢𝐞𝐬 𝐭𝐨 𝐥𝐨𝐯𝐞𝐫𝐬, 𝐌𝐲𝐬𝐭𝐞𝐫𝐢𝐨𝐮𝐬، 𝐒𝐦𝐮𝐭، 𝐒𝐥𝐨𝐰 𝐛𝐮𝐫𝐧 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐓𝐡𝐞 𝐎𝐜𝐞𝐚𝐧 در دل کاخ سلطنتی کره، رازی وجود داره که اگر فاش بشه، تنها مجازاتش مرگه. جیسونگ، شاهزاده‌ای که از صیغه‌ی پادشاه به دنیا اومده، بعد از بیست و یک‌سال مخفی شدن و ایفای نقشی دروغین، به ژاپن فرستاده می‌شه؛ اون هم تنها برای یک کار... ازدواج با ولیعهد ژاپن، برای دست یافتن به صلحی که در گروی موفقیت این ازدواج بود! اما چه اتفاقی میفته اگر شاهدخت مکار و زیرک کره‌ای، که با نقشه پا به ژاپن گذاشته متوجه بشه ولیعهد لی هیچ علاقه‌ای به دخترها نداره...؟ حالا جیسونگ باید چیکار کنه؟ مرگ رو به جون بخره و هویتش رو فاش کنه یا اینکه... داستانی پر از راز، هویت پنهان، سیاست، تنش، عاشقانه‌ای لطیف و پایانی که ارزش تمام مسیر رو داره. روایتی افسانه‌ای از فرمانروا و همسر دروغینش...~ ♡▬▬▬▭ - یک روز از دست کارهات سکته می‌کنم جیسونگ! + آروم بگیر پادشاه! می‌خوای مردم کشورت بفهمن فرمانروای جدی و اخموشون چقدر کم‌ طاقته؟
Choju [KookV] by intheforest1
intheforest1
  • WpView
    Reads 18,215
  • WpVote
    Votes 2,346
  • WpPart
    Parts 11
[کامل شده] استاد می‌گفت از مردهایی که موی سفید دارن، دور باشه؛ اما مگه تهیونگ می‌تونست جلوی کنجکاوی‌اش رو بگیره؟ [چُجو (저주): در زبان کره‌ای به معنی "نفرین"] 「Choju 」 • Couple﹕ Kookv • Genre﹕Fantasy, Fluff, Hybrid, Adventure, Romance, Smut. • Author﹕Kyle haru • Translator﹕Echo
Desiree | Vkook | Completed by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 1,872,256
  • WpVote
    Votes 134,979
  • WpPart
    Parts 44
خلاصه: دهه ی نود میلادی. بوی قهوه ی تلخ و کلاه های کج فرانسوی. پوستر تئاتر های شکسپیر در همه جای شهر. و پسری که توی اتاق واحدش در ساختمان هبیتیت مارسی نشسته و به عاشق بودن فکر میکنه... عشق به شوهر خواهرش که نوزده سال از خودش بزرگتره... آیا تهیونگ هم میتونست دل به عشق برادر زنش بده؟ کسی که از مارسی تا سئول رو طی کرده بود تا قلب شکست خورده اش رو ترمیم کنه... .................. _ تو گنج منی...نقطه ی ضعف منی...بهونه ی من...دلیل جنونم...دلیل خشمم...خوب خودت و ببین...تو اگه مال من باشی کارت زاره...دیوونت میکنم، چشم هرکسی که نگاهت کنه رو از کاسه در میارم، دست هرکسی که بخواد بهت بخوره رو قلم میکنم، نفس هرکسی که به پوستت بخوره رو میبرم... اینارو میگم چون خودم و میشناسم، چون تو نیمه ی پنهان منی...چون تو رو سخت به دست میارم ولی اگه به دست بیارم...دیگه راه برگشتی نداری...از یه جا به بعد مال منی...و هرکسی که بخواد تورو از من بگیره باید اول از کلتم اجازه بگیره... Desiree Wr: quake Main couple: Vkook Genre: Dram, Angst, Romance, Smut
Coshay / نامیرا by rominaromina396
rominaromina396
  • WpView
    Reads 547,181
  • WpVote
    Votes 38,789
  • WpPart
    Parts 133
پایان یافته 🔥 بخشی از داستان : کای کنجکاو روی صورت سرخ اپاش خم شد " خب ...بقیش ؟ جیمین چونشو به زانوش تکیه داد و این بار به چشمای براق بچه هاش خیره شد " من ...من فرار کردم ... چشمای همشون در کسری از ثانیه گرد شد سوهو بهت زده دهنش باز موند " چکار کردی اپا ؟؟ با این که وضعیتتو میدونستی..میدونستی اگر پیدات کنن بدبخت میشی !!! با این حال فرار کردی ؟؟؟ کجا ؟ چطوری ؟ چراااا؟؟؟ جیمین لبشو گزید .."من ..من واقعا دوست داشتم... دوباره اونا رو ملاقات کنم ..من ...خسته شده بودم از ۱۶ سال تنهایی.. . . . کاپل " فورسام یونمینکوکوی ،🙈 خانوادگی،🔥 روزمرگی🙂، امگاورش😈، کمدی و تراژدی ، 🤣😭امپرگ، 🫡هیجانی 🤚🏻بالا پایین زندگی این خانواده نامیرا 🙈❤️ . . .
that man / اون مرد " yoonmin" by rominaromina396
rominaromina396
  • WpView
    Reads 289,093
  • WpVote
    Votes 21,246
  • WpPart
    Parts 70
🍇 فعلا توقف خورده 🍇 🔥برشی از داستان : " دوست دارم ببینم روابطشون در حد پدر پسریه یا .... با ضربه جین به شکمش خفه شد صورت همیشه خندون هیونگش اخمی بود " یااا ...هیونگ !!!! " نباید اینجوری پشتش حرف بزنی اون همسره یونگیه ! کوک پوزخند زد " ول کن هیونگ اون یه ازدواج صوری بود مطمئنن هیونگ حتی اسم اون پسرم یادش نیست !!!! کاپل : Yoonmin ژانر : مافیا / امگاورش / کمدی و غمگین / امپرگ / معمایی / پلیسی / هیجانی / خانوادگی خلاصه: _طبق وصیت عمه ..." اون " ..باید باهاش ازدواج می‌کرد... .اما ... چرا آخرین تصویرم ازش ...برای ۱۷ سال پیشه ! ...شاید ..نباید بهش میگفتم " دوست دارم " . . . نگاهی به صورت معصوم دو بچه روی تخت انداخت _ شما ...بوی اونو میدید .... نویسنده " رومی " شروع داستان ۱۲ /۳ / ۱۴۰۳ پایان : .....
The Inception Of Nikita | Vkook | Completed  by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 123,097
  • WpVote
    Votes 18,810
  • WpPart
    Parts 97
┊Summary: همه چیز از جایی شروع شد که اونها برای نجات نسل خودشون از آخرالزمانی که در مسیر وقوع بود، تصمیم به ترک سیاره‌شون گرفتن...و این آغاز و پایان همه چیز بود! ┊Teaser: _ انقدر دروغ نگو آلیا...خون بینیت کم میاد. با شرارت لبخندی زد و به دیوار های سرد اتاق خیره شد: _ من و به این اسم صدا نکن کاپیتان اگرنه به فرعون خوفو میگم به جای غرق کردنت توی رود نیل، گردنت و بزنه! دوباره دستهاش رو بالا آورد و تکه ای از موهای بلندی که باز هم باز شده بودن رو به دست گرفت: _ باشه شاهزاده نیکیتا، ولی چه فرقی داره توی رود نیل غرق بشم یا گردنمو بزنن؟ قراره توی تاریخ بنویسن کیم تهیونگ به خاطر سوگلی فرعون کشته شد... پیج نویسنده: @sylvie_fic The Inception Of Nikita 🪐💙 genre: Secret Couple: Vkook Sub Couple: Hopemin Writter: Sylvie 🌱 up: Saturday Telegram: @papacita_01
Queen Kim (KookV) by NyxJeon97
NyxJeon97
  • WpView
    Reads 315,321
  • WpVote
    Votes 31,098
  • WpPart
    Parts 22
ولیعهدی که در شب جشن تاج گذاری تصمیم به فرار گرفت و با پناه بردن به کشتی دزدان دریایی، سرنوشت خودش رو تغییر داد. [ رام کردن کاپیتان خون‌خوار دزدان دریایی، آخرین راه نجات برای رهایی از اسارت بود. ] رومنس/ اسمات کاپل: کوکوی/ کمی سُپ تمام شده.
He Is My Boyfriend ❢ Vkook by Zargoli
Zargoli
  • WpView
    Reads 2,306,710
  • WpVote
    Votes 254,011
  • WpPart
    Parts 68
《اون دوست پسر منه》 +باورم نمیشه..تو.. _آره خودمم، دوست پسرت. #Vkook °•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°• +راستش من شما رو نمی‌شناسم؟! _بذار از اول شروع کنیم. یونگی هستم، مین یونگی. قراره از این به بعد هم اسممو زیاد بشنوی و هم زیاد صداش کنی. #Yoonmin °•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°• جونگکوک تو اوج مستی، کیم تهیونگ رئیس شرکتی که قراره به زودی توش مشغول به کار بشه و هنوز ندیدتش رو دوست پسرش معرفی می‌کنه و ازش آویزون میشه..در حالی که صبح بیدار میشه و بدون اینکه چیزی یادش باشه، آماده میشه تا به اون شرکت بره و قرارداد امضا کنه. کاپل اصلی : ویکوک کاپل فرعی : یونمین ژانر : رمنس/فلاف/زندگی روزمره وضعیت آپ: کامل شده