zahrasjk1997's Reading List
80 stories
🔞Seducer daddy🔞 bởi taevau
taevau
  • WpView
    LẦN ĐỌC 359,337
  • WpVote
    Lượt bình chọn 38,054
  • WpPart
    Các Phần 36
جانگکوک پسر گی ای🏳️‍🌈 که تو بار کار میکنه و تهیونگ پسری که مطمئنه استریته و از گیا بدش میاد چی میشه اگه جانگکوک نقطه ضعف پسر رو پیدا کنه و بخواد اذیتش کنه؟ ⛓ کاپل : کوکوی (کوک : تاپ_ته : باتم) کاپل فرعی : (یونمین ) ژانر : رومانتیک ، دراما ، یکم کمدی ، مدرسه ای ، اسمات 💦 ، (میبی بی دی اس ام 🔞👩🏻‍🦯) وضعیت : تموم شده ***** خبب بزارین چند تا نکته رو بگم بهتون • اول اینکه این فیک شامل صحنه های باز اسماته🔞 پس اگه بدتون میاد نخونین❌ •دوم اینکه هر دوشون سال اخر دبیرستانشونه کوک یه سال عقب افتاده و چون از همه بزرگتره همه ازش حساب میبرن •و در اخر اینم بگم که ته یجورایی هموفوبیکه (یجورایی...نه اینکه تنفر داشته باشه) بخاطر همین کوک تصمیم میگیره اذیتش کنه و ... خب بقیشو خودتون بخونین دیگه🥲😂 Ranking : 1 => jungkook 1 => boyxboy 1 => btssmut 1 => btssuga 1 => fanfic 1 => btsboys 1 => btsfanfic Start at : 01/1/1 => 1 , farvardin , 1401 Finished at : 01/6/13 => 13 , shahrivar , 1401
THE SECRET HUSBAND  bởi Helen___Aw
Helen___Aw
  • WpView
    LẦN ĐỌC 1,158,013
  • WpVote
    Lượt bình chọn 105,136
  • WpPart
    Các Phần 76
[Completed] کیم تهیونگ و جئون جونگکوک ازدواج کردن... اما اونا دو ساله که همدیگرو ندیدن...اونا فقط یکبار تو کل زندگیشون همو دیدن و اونم روز عروسیشون بوده ولی به همدیگه با دقت نگاه نکردن جونگکوک اسم شوهرش رو می‌دونه...چون این اسمیه که همه جا به عنوان سرپرست قانونیش ثبت شده ولی تهیونگ، اون حتی اسم همسرشم نمیدونه... تهیونگ کانادا زندگی میکنه و هر ماه مبلغ زیادی رو به یه حساب خاص منتقل می کنه ... جونگکوک دانش آموزی توی سئوله...همه توی کالج، حتی معلم ها هم ازش می ترسن...اون چیزی نمیگه و فقط با مشت حرف می زنه و برای همه قلدری میکنه... هیچکسی توی کالجش راجب خانوادش چیزی نمیدونه، اونا فقط دیدن که پسر سوار ماشین های اسپرت گرون قیمت میشه و لباس های گرون میپوشه. اون یه اکیپ دوست داره که به همون اندازه لوس و بدجنسن اما از خانوادش چیزی نمیدونن‌. جونگکوک میخواد طلاق بگیره. هرکاری می‌کنه تا طلاق بگیره...اون از ازدواج متنفره...اون مثل یه پرنده آزاده... ولی... چی میشه اگه کالج یه مهمونی برگزار کنه... یه جونگ کوکِ مست بدون اینکه بدونه با شوهرش میخوابه...؟؟؟؟؟؟ چرا تهیونگ به سئول برگشت...؟؟؟؟؟ واکنش اونا در مورد شناخت همدیگه چیه...؟؟؟؟؟ Genre: romance, angst, fluff,smut, melodrama, mafia Couple: Vkook Translator:Helen___Aw Writer: bora95purple 🥇 Romance 🥇 Taehyung 🥇 Vkook 🥇Fanfiction 🥇boyxb
وانشات " vminkook " bởi rominaromina396
rominaromina396
  • WpView
    LẦN ĐỌC 5,468
  • WpVote
    Lượt bình chọn 532
  • WpPart
    Các Phần 3
" امگا من " ژانر : تریسام ، عاشقانه ، تاریخی ، کمدی ... خلاصه " سکرت 🙈....
Jeon Family | kookmin bởi BlackRami
BlackRami
  • WpView
    LẦN ĐỌC 24,230
  • WpVote
    Lượt bình chọn 3,502
  • WpPart
    Các Phần 32
داستان شیرین خانواده‌ی کوچیک جونگکوک و جیمین به همراه بچه‌هاشون یعنی هانا و سوبین با حضور افتخاری چوکو🌈❤ ___________________________________________ ●Main Couple ↬ [Kookmin] ●Side Couple ↬ [Namjin / Taegi / J-hope×Girl] ●Genre ↬ [Romance / Comedy / Omegaverse / Fluff / Slice of life / Drama / Family / Mpreg / Smut🔞] ●Written by ↬ [Rami🦋] ___________________________________________ +"سلام من برگشتم خونه" _"عزیزم" هانا: "پاپا" سوبین: "بابایی" چوکو: "هاپ"
𝐕𝐞𝐭𝐢𝐯𝐞𝐫🌱 bởi _Moonsan_
_Moonsan_
  • WpView
    LẦN ĐỌC 387,954
  • WpVote
    Lượt bình chọn 49,426
  • WpPart
    Các Phần 38
࿐[کامل شده] داستانِ پسرک امگای شیرین و پدر آلفاش که قراره به دست دکتری جوان و کاربلد به نام کیم تهیونگ رقم بخوره؛ دکتری که با دل‌سوزی و مهربانیِ دل‌نشینش، جایگاه مهم و ارزشمندی در دل پدر و پسر ایجاد خواهد کرد!~ 𝀤𝀤𝀤 «جه‌هویا می‌دونه که آقا سفیده خیلی دوستش داره!» «تو نمی‌تونی این‌قدر تهیونگ رو دوست داشته باشی! من حسودی‌ام می‌شه.» «بابایی... اختاپوس توی کارتون باب‌اسفنجی خیلی شبیه توئه. «یعنی من... من شبیه اون دماغ‌گنده‌ام، وروجک؟!» ــــــــــــــــــــــــــــ༺Vetiver༻ــــــــــــــــــــــــــ ✤ganer: Omegaverse, Romance, smut ✤Couple: Kookv Telegram: @lunenoire_6 ~𝓜𝓸𝓸𝓷𝓼𝓪𝓷 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓼 𝔂𝓸𝓾♡
STUCK WITH YOU | VKOOK \ KOOKV bởi bangtan__ff
bangtan__ff
  • WpView
    LẦN ĐỌC 79,928
  • WpVote
    Lượt bình chọn 9,492
  • WpPart
    Các Phần 36
(کامل شده) خلاصه: عاشق شدن و عشق ورزیدن به کسی که نیمه‌گشده‌‌ی آدم باشه قطعا چیز عالی‌ایه،ولی این مورد برای تهیونگ و جونگکوک متفاوت‌تر از بقیه‌ی زوج‌هاست. اونا قانونا برادر هم و همچنین از هم متنفر هستند. و قطعا در مسیر عشقشون این‌ها تنها مشکلاتشون نخواهند بود... ژانر: رومنس، کمدی شیپ ها: ویکوک-کوکوی(ورس)، نامجین، یونمین(و مثل همیشه هوبی قربونش برم استریته) نویسنده: Donya هشدار: اسمات🔞
𝐌𝐲 𝐌𝐨𝐨𝐧 bởi user29843072
user29843072
  • WpView
    LẦN ĐỌC 100,587
  • WpVote
    Lượt bình chọn 11,339
  • WpPart
    Các Phần 50
(اتمام یافته ) . . "... پارک جیمین اومگای، زیبایی که با یکی دیگه از تصمیمات پدرش با پسر دوم خانواده کیم، کیم تهیونگ ازدواج میکنه. و به طرز عجیبی بی اون دو و گرگ هاشون پیوندی قوی شکل میگیره..... و هیچ کسی نمیدونه وعده این عشق و دلبستگی یک حکم تاریخی و اسمونیه.... تا زمانی که.... زندگی آزمون خودش رو برگزار میکنه..." °•°•°•°•°•°•°•°•°•° جیمین: چطور ..چطور تونستی همچین کاری بکنیییی؟ فریادِ پسر همه رو متعجب کرد...تهیونگ به همسرش که حالا با نفس های تند روبه روش ایستاده بود نگاه کرد و کوتاه گفت : کاری که لازم باشه انجام میدم. جیمین ناباور سرشو به چپو راست تکون داد و پوزخندِ عصبی زد: لازم ! دیوونه شدی تهیونگ...ممکن بود بمیرییییی. •°•°•°•°•°•° ژانرها: رمنس_اومگاورس( امپرگ)_اسمات_ آمیخته با تخیلات کاپل اصلی: ویمین کاپل فرعی: نامجین _ چانبک ( فول پارته pdf فیک توی تلگرام و دیلیه خودم قرار گرفته 💞) بعد از قسمت آخر گذاشتم 🫂
The family  bởi ZahraAmini4
ZahraAmini4
  • WpView
    LẦN ĐỌC 11,485
  • WpVote
    Lượt bình chọn 954
  • WpPart
    Các Phần 29
خانواده جانگ، کیم و جئون، سه تا خانواده که سختی های زیادی رو از سر گذروندن و حالا با ماجراهای جدیدی رو به رو می شن. اینکه چطور قراره اونها رو از سر بگذرونن، باید بخونیم🤷🏼‍♀️ این فیک فصل دوم فیک I'm not omega هستش ولی احتمالا اگه اون رو هم نخونده باشید مشکلی باهاش نخواهید داشت ولی خوشحال می شم به فصل اول هم سری بزنید. این فصل بر خلاف فصل اول که یه ذره سمت تیر و تفنگ رفت خشن نیست و مشکلاتی که باهاش روبرو می شن روزمره و عادیه. پس منتظرتونم❤️
📜Condition / شرط📜 bởi coral_underthe_ocean
coral_underthe_ocean
  • WpView
    LẦN ĐỌC 213,146
  • WpVote
    Lượt bình chọn 35,091
  • WpPart
    Các Phần 48
شرط شماره ی 0 : دروغ گفتن ممنوع! 🚫 مثل اینکه (بابابزرگ جونگ این) حالا حالا ها قرار نیست بیخیال ما هفت تا بشه! این بار چه چیزایی انتظارمون رو میکشن؟ هیچ ایده ای ندارم.. ولی آیا قراره همون هفت نفر باشیم؟ اوه نه بیبی... مثل اینکه این بار مهمون داریم! **فصل دوم فیکشن رومر** _ کامل شده ✅
💎Crystalline💎 bởi Black_Angel_2020
Black_Angel_2020
  • WpView
    LẦN ĐỌC 1,464,645
  • WpVote
    Lượt bình chọn 176,245
  • WpPart
    Các Phần 99
زمانی فهمیدم یک گناه‌کارم که به امگا بودنم پی‌بردم. با متولد شدنم به عنوان یک امگا، بزرگ‌ترین گناه عمرم رو مرتکب شدم. اما وقتی دست خودم نبود که چطور متولد بشم، آیا عادلانه بود که از طرف خانواده‌م به گناه‌کار بودن متهم بشم؟ و اگه این تقصیر منه...کاش اون‌هایی که به اختیار خودشون یک آلفا متولد شدن بهم بگن که دقیقا کجای راهو اشتباه رفتم؟ پ-ج ____________ زمین می‌چرخه، مرزها می‌شکنن، آدما عوض می‌شن، همه چیز امکان پذیره حتی تغییر کردن من! آتیش خشمم با قطرات شفاف صدای تو خاموش شد و به آرومی تغییر کردم. تو این‌کارو کردی و من یه عمر مدیون آرامشی که الهه‌ی ماه بهم اعطا کرده می‌مونم‌. آرامشی از جنس لطافت و ظرافت. آرامشی از جنس تو، امگای کریستالی من! م_ی 💎کاپل اصلی:یونمین 💎کاپل دوم:ویکوک/کوکوی (ورس) (پ.ن:نوشتم کاپل دوم چون یه موچولو مونده بود جزء کاپلای اصلی باشن. در حد فرعی نبینیدشون:)) 💎ژانر: امگاورس / انگست/ امپرگ / رومنس (به گفته‌ی خواننده‌ها، کمدی! به علت ناتوانی انجل در کنترل خود برای طنز ننوشتن:[ انگست+کمدی=خطر ترک خوردن؟!؟!) [Completed]