بعضی زخمها خونریزی نمیکنن؛ فقط یاد میگیرن پشت لبخند، سکوت و جملهی "من خوبم " پنهان بشن.
همه فکر میکنن زمان همهچیز رو درمان میکنه، اما زمان فقط به بعضی دردها یاد میده چطور خودشون رو مخفی کنن. تا روزی که یک بو، یک صدا، یک دژاوو یا حتی نگاه یک غریبه، همهچیز رو دوباره زنده کنه.
جیسونگ سالها با گذشتهای زندگی کرده که هیچوقت واقعاً ازش فرار نکرده؛ فقط وانمود کرده فراموشش کرده. بیخوابی، خشم و خاطرههایی که انگار متعلق به خودش نیستند، کمکم مرز بین واقعیت و ذهنش را محو میکنند. وقتی به اصرار دوستش روبهروی روانشناسی به نام مینهو مینشیند، فکر میکند قرار است فقط از گذشته حرف بزند؛ اما هیچوقت تصور نمیکرد سختترین بخش درمان، روبهرو شدن با احساساتی باشد که نباید به وجود میآمدند.
شاید بعضی آدمها برای نجات دادن ما وارد زندگیمان شوند؛ اما قرار نیست همیشه کنارمان بمانند.
عاشق همجنست شدن تقریباً عادی شده و جا افتاده و فلیکسم اینو میدونه که اشکالی نداره و با خودش کنار اومده ولی عاشق دوست صمیمی برادرش یعنی هیونجین شدن اشتباهه مگه نه؟ فلیکس حاضره این اشتباهو به جون بخره؟
کاپل : هیونلیکس
یکمم مینسونگ
﹌﹌﹌﹌﹌🔞﹌﹌﹌﹌﹌
مغزم هیچ چیزو هندل نمیکرد...
درکی از موقعیتی که توش بودم نداشتم...
توی اون حالتی که من روی لبه میز بزرگ بیلیارد نشسته بودم ، چانی که دستاش دو طرف بدنم بود ، پاهام رو نوازش میکرد و با ولع لبهامو میبوسید، واسم سخت بود که درست فکر کنم.
﹌﹌﹌﹌﹌🔞﹌﹌﹌﹌﹌
🦋مونالیزا🦋
کاپل اصلی: چانمین
کاپل فرعی: هیونلیکس، مینسونگ
ژانر: عاشقـ✨ـانه، اسمـ🔞ـات، درام💔، کمـ🌚ـدی
«دو ستارهی دورتموند که همه دنیا عاشقشونن...
ولی هیچکس نمیدونه بین اونا Jude Bellingham و Erling Haaland
چه خبره.
میان هیاهوی فوتبال، دوستی آنها تبدیل به چیزی عمیقتر میشود؛🔥
پارچه ی سفید رنگی روش انداخته بودن و غرق خون بود🩸.
توی بغلش گرفتش و گریه میکرد.
بهش نگاهی انداخت که تمام بدنشو خون گرفته بود.
اون نباید ولش میکرد ، اگه اون میمرد هیونجین هم طاقت نداشت و خودشو میکشت و اینا همش زیر سر خود هیونجین بود.
کاپل ها : هیونلیکس - چانگین ( کاپل های اصلی هیونلیکس)
" 𝗠𝘆 𝗕𝘂𝘀𝘆 𝗙𝗮𝗺𝗶𝗹𝘆 "
خلاصهی فیک :
داستان از جایی شروع میشه که فلیکس طی یه اتفاق یهویی، رابطهی خواهرش رو دوست پسرش رو بهم میزنه! ولی چی میشه اگه خواهرش مجبورش کنه رابطهای که بهم زده رو درست کنه؟ ممکنه روابط پیچیدهای بین خودش و دوست پسر خواهرش به وجود بیاد؟ ممکنه همه چیز فراتر از اون چیزی که فکرش رو میکنه پیش بره؟
𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞𝐬 : 𝗁𝗒𝗎𝗇𝗅𝗂𝗑, 𝗆𝗂𝗇𝗌𝗎𝗇𝗀
𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞 : 𝗋𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾, 𝖽𝗋𝖺𝗆, 𝖺𝗇𝗀𝗌𝗍
-پایان یافته.
𝗐𝗋𝗂𝗍𝗍𝖾𝗇 𝖻𝗒 𝗂𝗓𝖾𝗅.
« مینهو ، دیدی که هرچیزی که مینوشتی بخشی از خیالاتت بود؟ بی منطق و غیرواقعی...
تو حتی نتونستی بمونی! خنده دار نیست؟ نویسنده رمان های عاشقانه که وقتی پای عشق وسط میاد فرار میکنه.
بهم حق بده که از تک تک نوشته هات متنفر باشم. »
────୨ৎ────
« کوپید فرشته نجاتت برای خلاص شدن از روزهای تنهایی! »
این شعار چند وقت بود که اینترنت رو منفجر کرده بود ؛ برنامه کوپید بیشترین دانلود این ماه رو به خودش اختصاص داده بود.
یه برنامه که بر اساس سلیقهات برات یه پارتنر پیدا میکنه! اون همه چیز رو برات تعیین میکنه ، اینکه چیکار کنی یا اصلا کی بهم بزنید رو باید بسپری به کوپید!
و جیسونگ ... نویسنده تازه کاری که درگیر مهم ترین پروژه ادبی زندگیش بود توی این برنامه ثبت نام میکنه ؛ فقط چون میخواست ادامه داستانش رو واقعبینانه بنویسه.
اونقدر هم بد به نظر نمیرسید تا وقتی که اون برنامه احمق دقیقا رقیب جیسونگ رو به عنوان پارتنرش انتخاب میکنه.
قراره چطوری پیش بره؟ یه پایان خوش و شنیدن « دوستت دارم » یا یه پایان بد و شنیدن « برو پیش یه روانشناس » ؟
ɢᴇɴʀᴇ : AU , ROMANCE , DRAMA, COMEDY, SLICE OF LIFE ( maybe angst? )
ᴄᴏᴜᴘʟᴇs : ᴍɪɴsᴜɴɢ , sᴇᴄʀᴇᴛ? ;)
از روی چپترای اول قضاوت نکنید♡
- آپ این فیکشن هفتگی هستش. -
«کامل شده»
جیسونگ پسرخوانده ی خانواده ی هان طبق توافق خانواده ی خودش و خانواده ی لی مجبور به ازدواج با لی مین هو پسر خانواده ی لی میشه ؛ چی میشه اگر کم کم اتفاقاتی بیوفته و حس هایی بین این دو نفر شکل بگیره؟!
_نمیدونم چطوری شد ، اما وقتی به خودم اومدم دیدم عاشقت شدم.
_ اگر یه روز به عقب برمی گشتم جلوی این اتفاق رو میگرفتم.
Fic Name: Arranged marriage (ازدواج قراردادی)
Genre:Dram , Slice of life , Angst , Romance, Smut
Main couple: Minsung
Another couple: Hyunlix , Chanmin
Up day: Sunday