Never click suspicious links
Reminder: Wattpad will never ask for passwords, payment information, or other sensitive account security details.
Later
5 stories
𝐭𝐡𝐞 𝐪𝐮𝐢𝐞𝐭 𝐨𝐧𝐞 by mr_bangchan
mr_bangchan
  • WpView
    Reads 1,506
  • WpVote
    Votes 195
  • WpPart
    Parts 7
⇽ هیچ‌کس یه مجرم سابق رو نمی‌پذیره، مخصوصاً اگه قاتلِ پدر خودش باشه. مینهو بعد از سال‌ها زندان، توی دنیایی آزاد می‌شه که حتی یه کار ساده هم بهش نمی‌دن. برای زنده موندن، برای کمک به مادرش، فقط یه راه باقی می‌مونه: رفتن به ارتش، اما یه مشکل جدی هست. اون یه امگاست... جایی که آلفاها حکومت می‌کنن، امگا بودن یعنی نقطه‌ضعف. یعنی طعمه. پس باید پنهان بشه؛ حتی اگه مجبور باشه خودش رو سرکوب کنه، با قرص یا با درد. اما ارتش فقط سختی فیزیکی نیست... اونجا، مینهو با افسر جوانی آشنا می‌شه. یه آلفای غالب به اسم هیونجین. و از اونجا... داستانی شروع می‌شه که هیچ‌کدوم‌شون برای بهای آخرش آماده نبودن.⇾᜴ ⇾𝗻𝗮𝗺𝗲: 𝐭𝐡𝐞 𝐪𝐮𝐢𝐞𝐭 𝐨𝐧𝐞 ⇾𝗰𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: 𝐡𝐲𝐮𝐧𝐡𝐨_𝐜𝐡𝐚𝐧𝐡𝐨_𝐜𝐡𝐚𝐧𝐠𝐦𝐢𝐧 ⇾𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞𝐬: > Drama - Angst - Romance - ⇾Omegaverse - Psychological - Military - ⇾Smut🔞 。☆✼★━━━━━━ - ━━━━━━★✼☆。 ⇽با صدای رد پاش ، تمام سربازا از ترس سریع خم شده بودن تا به عنوان ادای احترام، باهاش چشم تو چشم نشن. اما برخلاف سربازا مینهو بدون هیچ گونه ادای احترامی، با صورتی پر از بُهت به قامت بلند هیونجین زل زده بود. هیونجین که پشت سرش قرار گرفته بود یهو ایستاد و لب زد: "هنوز نفهمیدی که کجا قرار گرفتی مگه نه؟!" مینهو فوری بلد شد
Teach Me | یادم بده by Monilllaa
Monilllaa
  • WpView
    Reads 80,431
  • WpVote
    Votes 8,778
  • WpPart
    Parts 24
فلیکس 17 ساله برای اینکه بتونه کراشش رو تحت تاثیر قرار بده، از دوست صمیمی برادر بزرگش میخواد تا بهش یاد بده چطوری اون پسر رو خوب ببوسه. Couple: Hyunlix Genre: Fluff, Smut
𝑹𝒂𝒏𝒅𝒐𝒎 𝑶𝒇 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒎𝒊𝒏 by angellordfav
angellordfav
  • WpView
    Reads 6,421
  • WpVote
    Votes 566
  • WpPart
    Parts 9
وان‌شات و مینی فیک از هرچی که به سرم بزنه..
𝗠𝘆 𝗹𝗶𝘁𝘁𝗹𝗲 𝗯𝗮𝗯𝘆 𝗯𝗼𝘆 | پـسـر کـوچـولـو‌ی مـن by rabiinnn
rabiinnn
  • WpView
    Reads 32,662
  • WpVote
    Votes 3,099
  • WpPart
    Parts 22
Writer:Rabin Couple:Hyunlix,A little bit of Minsung Ganrs:mpreg,smut,romance,mafia درسـت وقـتی که فکر میکـنی زندگی بـرات بی مـعنی شـده یه دلـیل واسـه ادامه دادنت پیدا میـشه؛ یه شخـص خـاص! کسی که تـورو دوستت داره و بهـت اهمـیت میـده و درست وقتـی ایـن رو میفـهمی که قلبـت تـماما برای اون شـده... __________________________________________ ژانـر:امپـرگ،اسمـات،رومـس،مـافـیایی با عصـاره‌ معـمایی کاـپـل:هیـونلیکـس، با کـمی چاشنیِ میـنسونـگ روزهـای آپ:جـمـعـه‌هـا
Fudoshin ( Hyunlix , seungin ) by tiny8m1t
tiny8m1t
  • WpView
    Reads 156,769
  • WpVote
    Votes 15,109
  • WpPart
    Parts 54
داستانی از هیونجین ، نقاشی که بعد از عمل پیوند قلب مادرش به لی فلیکس، نویسنده دورگه ای که درسشو ول کرده بود زندگی براش روی دیگه ای از خودشو نشون میده و چی میشه اگه این‌ بین اتفاقاتی بیوفته که همه چی رو تغییر بده؟! « - بهم گفتی فودوشین، این یعنی چی؟! هیونجین به چهره خنثی پسر کناریش زل زد، زیادی زیبا بود: - اول بهم بگو الان چه احساسی داری؟! - منظورت چیه؟! انگشت های کشیدشو بین انگشت های کوچیک فلیکس قفل کردو گفت: - منظوری ندارم فقط احساستو بهم بگو فلیکس به دست های قفل شدشون زل زد و بعد از مکثی ادامه داد: - خوشحالم اما کمی هم میترسم لبخند لبای هیونجین از چشمای فلیکس دور نموند: - فودوشین یعنی همین! نگاه کنجکاو فلیکسو که دید ادامه داد: - من نمیتونستم از چشمات بخونم چه حسی داری چون نشونش نمیدی اما خوشحالی و داری اینو پنهان میکنی، مامانم بهم گفته بود فودوشین به کسایی میگن که علی رغم احساساتی که تجربه میکنن اونو از بقیه پنهان میکنن؛و تو لی فلیکس...تو فودوشین منی!»