Ariana714521's Reading List
7 histoires
yizhan fictions / Bjyx par weiiying666
weiiying666
  • WpView
    LECTURES 21,578
  • WpVote
    Votes 1,959
  • WpPart
    Chapitres 77
hiiii فیک های ییجان معرفی می نمایممم بدویید آتیش زدم به مالم yibo top!!!! Mabey vers?
𝚈𝙾𝚄𝚁 𝚃𝙰𝚂𝚃𝚈 𝙱𝙻𝙾𝙾𝙳(𝚂𝚎𝚊𝚜𝚘𝚗 2) par Littledemon2026
Littledemon2026
  • WpView
    LECTURES 21,920
  • WpVote
    Votes 4,870
  • WpPart
    Chapitres 38
وانگ ییبو... خون آشام چندصد ساله ای که هیچکس از وجودش خبری نداشت و سالها در جنگلی ممنوعه زندانی بود و هیچوقت نمیدونست چطور این نفرین رو بشکنه، با ورود ژان به جنگل نه تنها نفرین جنگل شکسته شد، قفل قلب ییبو هم شکسته شد... ولی هیچوقت همه چیز خوب پیش نمیره... و حالا که ییبو با دست خودش دلیل زندگیش رو کشته، چطور باید ادامه بده؟ آیا داستان اینجوری تموم میشه؟ یا هنوز امیدی هست؟؟ Genre: Vampire. fantasy. Romance. Angst. mpreg. smut Top: Yibo
+11 autres
Gamble Of Lust par AhuFanFic
AhuFanFic
  • WpView
    LECTURES 1,150
  • WpVote
    Votes 228
  • WpPart
    Chapitres 5
قـمـار شـهـوت ♣️'کاپل داستان :: ییجان (وانگ ییبو - شیائو جان) ♣️ژانر :: اسمات - درام - انگست - روانشناسی ♣️تعداد قسمت ها :: نامعلوم ♣️وضعیت داستان :: تکمیل نشده خـلاصـه :: تنها چند دقیقه از بستن چشمان ییبو نگذشته بود که زمزمه آرام و لرزان جان، سلول همیشه پر شده از سکوت ییبو را لرزاند. "میز شام حاضره، غذای امشب... منم." @PcAhu :: داستـان از @HeliaThl :: پوستر داستـان از @Yizhanfic_ir :: چنل تلـگرام ما @AhuFanFic
 i miss you par parnian_tkp
parnian_tkp
  • WpView
    LECTURES 31,185
  • WpVote
    Votes 4,468
  • WpPart
    Chapitres 11
قصه ی لان ژانی که تازه بعد از رفتن عشقش به احساس عمیقش پی برده... اما حالا ... کاری هم میتونه بکنه؟ وی ینگش هیچ وقت برنمیگرده... مگه نه؟
HINATA_روبه خورشید(پایان یافته)  par fafa_hhhh
fafa_hhhh
  • WpView
    LECTURES 10,878
  • WpVote
    Votes 1,844
  • WpPart
    Chapitres 57
کاپل:ییژان (ییبو تاپ) ژانر: رمنس،فلاف، امگاورس، تاریخی .. وقتی که خورشید از سمت شرق طلوع میکنه ، هنگامی که اغوش گرمشو بر روی قله های دور دست باز میکنه و نسیم صبحگاه سبزه هارو به رقص درمیاره ؛ من اونجا خواهم‌بود . شیائوژان امگای بازیگوش و سرکشی که تسلیم سرنوشت نشده و بین افسرای سلطنتی جایی برای خودش باز کرده و رویای رییس گارد سلطنتی شدن رو داره ... و ییبویی که سالهاست سرنوشت اون رو از ژان جدا کرده، درجایی و شرایطی متفاوت برای هدفش تلاش میکنه .... تااینکه بلاخره یه روز اتفاقی همدیگه رو میبینن ولی ایا ژان حاضره به یییو کمک کنه تا به هدفش برسه ؟ سرنوشتشون اجازه میده باهم باشن یا دوباره از هم جداشون میکنه؟ پ.ن: تعداد چپترا زیاده ولی کوتاهن #Yizhan #fictional ✨
𝒀𝒐𝒖𝒓 𝑻𝒂𝒔𝒕𝒚 𝑩𝒍𝒐𝒐𝒅 par Littledemon2026
Littledemon2026
  • WpView
    LECTURES 17,527
  • WpVote
    Votes 3,879
  • WpPart
    Chapitres 24
وانگ ییبو... خون آشام چندصد ساله ای که هیچکس از وجودش خبری نداشت... چون سالها بود در جنگلی نفرین شده زندانی بود و هیچوقت نمیدونست چطور این نفرین رو بشکنه و از زمانی که یادش میومد، از خون هیچ انسانی تغذیه نمیکرد تا اینکه یه روز شیائو ژان کنجکاو به جنگلی که تا به الان کسی جرات ورود بهش رو نداشته، پا میزاره و بدترین اتفاق میفته... زخمی میشه و خونریزی میکنه و بوی شیرین خونش، به خون آشامی که سالهاست لب به خون هیچ انسانی نزده و با این بو بشدت تشنه شده، میرسه وقتی ژان سرش رو بالا میاره پسری با موی شلخته و چشمهای قرمز شده، بالای سرش میبینه "اگه میخای بلایی سرت نیاد... زودتر برو" Genre: Vampire. fantasy. Romance. Angst. mpreg. smut Top: Yibo