می‌خوانم
19 story
Blue blood на lilismileil
lilismileil
  • WpView
    Прочтений 2,751
  • WpVote
    Голосов 426
  • WpPart
    Частей 18
گاهی اوقات ، کله شق بودن میتونه سرت رو به باد بده.
Three Is Not a crowd [ChanJinHo] на Avocadw
Avocadw
  • WpView
    Прочтений 18,172
  • WpVote
    Голосов 3,285
  • WpPart
    Частей 29
هیونجین و چان، آلفاهایی که حدودا ده ساله باهم توی رابطه‌ان؛ چه اتفاقی میفته اگه یه روز به یه سک.س شاپ جدید سر بزنن و از مینهو، امگای تمشکی که صاحب اون‌جاست، خوششون بیاد؟ همه‌چیز راجع به رابطه‌ی آلفاها با امگای تمشکیشون خوب پیش می‌ره؟ ᰍ لی مینهو، امگایی با رایحه‌ی تمشک که معروف‌ترین سک.س شاپ شهر متعلق به اونه... چون در کنار چیزهایی که به دیگران می‌فروشه، براشون اشتراک رایگان فیلم‌های راهنمای مصرف لوازم رو هم باز می‌کنه. امگای تمشکی هیچ‌وقت نتونست یه رابطه‌ی طولانی مدت رو تجربه کنه چون دوتا راز داشت! اولا کسی نمی‌دونست که اون شخصی که داخل فیلم‌هاست، مینهوئه و دوم اینکه مینهو دچار یه اختلال جنسی لعنتیه! اختلالی که ارضا شدن رو براش سخت می‌کنه... ៹ 𝖭𝖺𝗆𝖾: Three Is Not a Crowd ៹ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: ChanJinHo,Changmin,Jilix ៹ 𝖢𝗁𝖺𝗋𝖺𝖼𝗍𝖾𝗋: IN ៹ 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: ThreeSome, Omegaverse, Smut, Comedy, Psychological ៹ 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋: Roe
Trouble mark •|L.S•|•Z.M|• COMPLETED на mayda_fanfic
mayda_fanfic
  • WpView
    Прочтений 359,626
  • WpVote
    Голосов 59,369
  • WpPart
    Частей 79
Highest ranking : #1 in fanfiction -خدای من... تو بلدی خفه شی? -باور کن نه!
°Little Problem° [Z.M] _ By Sara (Completed) на notevensara_
notevensara_
  • WpView
    Прочтений 327,811
  • WpVote
    Голосов 55,714
  • WpPart
    Частей 62
+آقای پین، یا بچه‌ی بوگندوتو از جلوی در خونه‌ی من دور میکنی یا زنگ میزنم پلیس!! Highest ranks: #1 in fanfiction and #1 in onedirection 💛❤ با احترام به لیام پین و تمام خاطرات قشنگی که بهمون هدیه داد.
Before you (I thought I had it all) | KookV на cjjasal
cjjasal
  • WpView
    Прочтений 372,613
  • WpVote
    Голосов 35,494
  • WpPart
    Частей 45
[Completed] جئون جونگکوک هر چیزی که فکرش رو می‌کنید داشت. بیزینس، پول، قدرت. هر کسی که اون رو می‌دید براش روی زانوهاش میوفتاد، ولی جونگکوک ذره‌ای اهمیت نمی‌داد. اوضاع به همین منوال بود، تا وقتی که یه پسر مو نقره‌ای وارد زندگیش شد. "عزیزم، باید زمین انداختن چیزها رو تموم کنی." جونگکوک خودکار رو برداشت و به دست پسر داد، از قرمز شدن گونه‌هاش لذت می‌برد. "آم، درسته...اسم من تهیونگه. امشب من قراره سفارش‌تون رو بگیرم. چی دوست دارید سفارش بدید؟" فاک. Couple: Kookv. Genre: Romance, daily life, smut. Translator: Asal. Author: Es_and_Em. ___________________________________________ This is a Persian translation of a fanfiction by (Es_and_Em), All credit goes to the original author. I'm only responsible for the translation.
CONQUERED на Mahsa_shw
Mahsa_shw
  • WpView
    Прочтений 1,221,144
  • WpVote
    Голосов 145,738
  • WpPart
    Частей 124
I changed that Monster, just for YOU..! ❌هشدار❌ ۱-فنفیک با فاصله‌ی زمانی نسبتا زیادی آپ میشود. ۲-این یک رمان طولانی است؛ اگه حوصله‌ی داستان طولانی ندارید، این فنفیک را شروع نکنید. ۳-این یک فنفیک "بی‌دی‌اس‌ام" نیست اما دارای محتوایی است که ممکن است برای همه مناسب نباشد. از جمله آسیب‌های فیزیکی، تحقیر، تجاوز، قتل، کشتارهای دسته جمعی، صحنه‌های باز روابط جنسی، خودآزاری و.... 🖤خطاب به تمام قربانیان تجاوز؛ به عنوان یک انسان میدونم تجاوز تا چه مقدار درد و سختی به فرد قربانی تحمیل میکنه و فرد چقدر میتونه آسیب ببینه و زندگیش تحت تاثیر قرار بگیره. چیزهایی که در این بوک نوشته شده صرفا یک داستانه و به خاطر همین هم، شرایط واقعی روحی و روانی فرد قربانی تجاوز، و رابطه‌ی اون با فرد متجاوز به درستی به تصویر کشیده نشده. امیدوارم کسی در دنیای واقعی آسیب‌های وارده بر قربانی‌ها رو نادیده نگیره و فراموش نکنید که هر چیزی که اینجا میخونید، صرفا یک داستان تخیلیه و واقعیت نداره. با عشق و احترام زیاد برای تمام انسان‌هایی که قربانی تجاوز شدند. شما جنگنده و شجاع هستید. بهتون افتخار میکنم🖤=)))
+ еще 20
(Mis)understanding  на letitoncebeherpls
letitoncebeherpls
  • WpView
    Прочтений 78
  • WpVote
    Голосов 33
  • WpPart
    Частей 5
مینهو معمولاً این مدل ویدیوها رو نمی‌دید. به عنوان یک آیدل، وقت همچین تشریفاتی رو نداشت، مخصوصا وقتی تنها راه‌هاش برای خالی کردن خودش، حمام و خوابگاه کوچیکی بود که با هفت نفر دیگر شریکی زندگی می‌کرد. با این‌حال، امروز تصمیم گرفته بود بیخیال همه‌چیز بشه و حالا که فرصتش رو داره، یکی از اونها رو پخش کنه. و الان با دیدن قیافه‌ی شوکه‌ی جیسونگ، درجا از تصمیمش پشیمون شد. عاجزانه آرزو می‌کرد کاش فقط پورن معمولی یا حداقل گی پخش کرده بود؛ هر چیزی به جز این. هر چیزی که توش پسرها با گوش‌های مصنوعی و نرمِ گربه‌ای و قلاده‌های درخشان صورتی در حال نشون دادن رفتارهای گربه‌مانندِ عجیبی از خودشون نباشن. . . . . یا وقتی که جیسونگ از ناکجا آباد درباره‌ی "کیتن کینک" مینهو میفهمه، هر دوی اونها وحشت‌زده‌ان ولی این قراره به چیزی بهتر از تصوراتشون تبدیل بشه Original Author: liknow (Also, a special thanks to خانوم سیب)
💎Crystalline💎 на Black_Angel_2020
Black_Angel_2020
  • WpView
    Прочтений 1,464,379
  • WpVote
    Голосов 176,212
  • WpPart
    Частей 99
زمانی فهمیدم یک گناه‌کارم که به امگا بودنم پی‌بردم. با متولد شدنم به عنوان یک امگا، بزرگ‌ترین گناه عمرم رو مرتکب شدم. اما وقتی دست خودم نبود که چطور متولد بشم، آیا عادلانه بود که از طرف خانواده‌م به گناه‌کار بودن متهم بشم؟ و اگه این تقصیر منه...کاش اون‌هایی که به اختیار خودشون یک آلفا متولد شدن بهم بگن که دقیقا کجای راهو اشتباه رفتم؟ پ-ج ____________ زمین می‌چرخه، مرزها می‌شکنن، آدما عوض می‌شن، همه چیز امکان پذیره حتی تغییر کردن من! آتیش خشمم با قطرات شفاف صدای تو خاموش شد و به آرومی تغییر کردم. تو این‌کارو کردی و من یه عمر مدیون آرامشی که الهه‌ی ماه بهم اعطا کرده می‌مونم‌. آرامشی از جنس لطافت و ظرافت. آرامشی از جنس تو، امگای کریستالی من! م_ی 💎کاپل اصلی:یونمین 💎کاپل دوم:ویکوک/کوکوی (ورس) (پ.ن:نوشتم کاپل دوم چون یه موچولو مونده بود جزء کاپلای اصلی باشن. در حد فرعی نبینیدشون:)) 💎ژانر: امگاورس / انگست/ امپرگ / رومنس (به گفته‌ی خواننده‌ها، کمدی! به علت ناتوانی انجل در کنترل خود برای طنز ننوشتن:[ انگست+کمدی=خطر ترک خوردن؟!؟!) [Completed]
𝗥𝗶𝗱𝗲 𝗼𝗿 𝗗𝗶𝗲 на Artemiskz
Artemiskz
  • WpView
    Прочтений 1,622
  • WpVote
    Голосов 188
  • WpPart
    Частей 6
﹔𝕷𝖊𝖙 𝕿𝖍𝖊 𝕲𝖆𝖒𝖊 𝕭𝖊𝖌𝖎𝖓 ִ ・ 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾 : 𝖬𝖺𝖿𝗂𝖺︲𝖡𝖣𝖲𝖬︲𝖯𝗌𝗒𝖼𝗁𝗈𝗅𝗈𝗀𝗂𝖼𝖺𝗅︲𝖠𝗇𝗀𝗌𝗍 ︲𝖢𝗋𝗂𝗆𝖾︲𝖳𝗁𝗋𝗂𝗅𝗅𝖾𝗋︲𝖲𝗆𝗎𝗍︲𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾︲𝖣𝖺𝗋𝗄 ִ ・ 𝖬𝖺𝗂𝗇 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾𝗌 : 𝖧𝗒𝗎𝗇𝗅𝗂𝗑︲𝖬𝗂𝗇𝗌𝗎𝗇𝗀 ִ ・ 𝖲𝗂𝖽𝖾 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾 : 𝖲𝖾𝖼𝗋𝖾𝗍 ִ ・ 𝖲𝗍𝖺𝗍𝗎𝗌 : 𝖮𝗇𝗀𝗈𝗂𝗇𝗀 ִ «مثل یک شیشه‌ی مستحکم خودت رو نشون می‌دی؛ درحالی که اگه دست کسی بهت بخوره، درهم می‌شکنی.» ㅤ ·  ·  ·  نور قرمزی که به علت اتصالی کردن هر از گاهی خاموش می‌شد، مردمک‌ چشم‌هاش رو آزرده‌ و به اضطرابش دامن می‌زد. چهره‌ی خونینش توسط قطرات چسبناک عرق مزین شده و ندیده هم می‌تونست نیشخند نشسته بر لب‌های شکنجه‌گرش رو پشت پلک‌هاش تصور کنه. «امیدوارم بتونی از اون زاویه به خودت نگاه کنی، هان جیسونگ؛ به تن برهنه‌‌ای که توسط من به زنجیر کشیده شده و زیباییِ تکامل یافته‌اش رو به رخ می‌کشه.» ㅤ 🔞 ៸៸ 𝖳𝗁𝗂𝗌 𝖻𝗈𝗈𝗄 𝖼𝗈𝗇𝗍𝖺𝗂𝗇𝗌 𝖼𝗈𝗇𝗍𝖾𝗇𝗍 𝗍𝗁𝖺𝗍 𝗆𝖺𝗒 𝖻𝖾 𝗍𝗋𝗂𝗀𝗀𝖾𝗋𝗂𝗇𝗀 𝖿𝗈𝗋 𝗌𝗈𝗆𝖾 𝗋𝖾𝖺𝖽𝖾𝗋𝗌. 𝖱𝖾𝖺𝖽 𝗐𝗂𝗍𝗁 𝖼𝖺𝗎𝗍𝗂𝗈𝗇.
𝗠𝗶𝗱𝗻𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗥𝗲𝗱 на Artemiskz
Artemiskz
  • WpView
    Прочтений 596
  • WpVote
    Голосов 90
  • WpPart
    Частей 5
رد زخم‌ها و کبودی‌های ادغام شده با تن رنج کشیده‌اش، توسط بوسه‌های دل‌گرم‌کننده و محتاطانه‌ی مرد به محو شدن تمایل یافتن و رشته‌ی نازکی که قلب‌هاشون رو به هم وصل نگه داشته بود، به مرز استحکام رسید؛ تا این‌که نور سوزاننده‌ای از دریچه‌ی جدیدِ بازی سرنوشت به چهره‌اشون تابیده شد و اون‌ها رو به درون تاریکی و سایه‌های درهم تنیده هدایت کرد. ・ 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾 : 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾︲𝖣𝗋𝖺𝗆𝖺︲𝖲𝗆𝗎𝗍︲𝖠𝗇𝗀𝗌𝗍︲𝖢𝗋𝗂𝗆𝖾 ִ ・ 𝖬𝖺𝗂𝗇 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾 : 𝖢𝗁𝖺𝗇𝗁𝗈 ִ ・ 𝖲𝗂𝖽𝖾 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾𝗌 : 𝖧𝗒𝗎𝗇𝗌𝗎𝗇𝗀︲𝖢𝗁𝖺𝗇𝗀𝗆𝗂𝗇 ִ ・ 𝖲𝗍𝖺𝗍𝗎𝗌 : 𝖮𝗇𝗀𝗈𝗂𝗇𝗀 ִ ㅤ ┈┈ ៸៸ نوشته‌ای ادامه یافته از رنگ آبیِ غم و آرامش، به سرخیِ عشق و خون. پرداختن به وجه‌ی عمیق‌تر از رابطه‌ی کریستوفر بنگ و لی مینهو، دربرگیرنده‌ی مشکلات جدیدِ بی‌انتها و اتفاقات غیرمنتظره. ﹔«𝖸𝗈𝗎 𝖻𝖾𝗅𝗈𝗇𝗀 𝗍𝗈 𝗆𝖾.»