پارچه ی سفید رنگی روش انداخته بودن و غرق خون بود🩸.
توی بغلش گرفتش و گریه میکرد.
بهش نگاهی انداخت که تمام بدنشو خون گرفته بود.
اون نباید ولش میکرد ، اگه اون میمرد هیونجین هم طاقت نداشت و خودشو میکشت و اینا همش زیر سر خود هیونجین بود.
کاپل ها : هیونلیکس - چانگین ( کاپل های اصلی هیونلیکس)
🌌 فیکشن: Aoi yume
🌌 کاپل: هیونلیکس
🌌 ژانر: رمنس. درام. روزمره.
🌌 نویسنده: magnolia
آئویی یومه، به معنی رویای آبی.
همین دو کلمه ساده، تنها دلیل اون برای ادامهی زندگی بود.
-----------------------❥︎-----------------------
نگاهش رو از نقاشی گرفت و سمت چهره غمگین فلیکس برگردوند. مردمک چشمهای اون پسر روی نقاشی تندتند حرکت میکردن طوری که انگار نمیخواست کوچیکترین جزئیاتی رو هم از دست بده و هیونجین با خودش فکر کرد: "دقیقا تا چه اندازه غم درونت مخفی کردی؟"
-----------------------❥︎-----------------------
-اینو نمیتونی انکار کنی چون با چشمای خودم نقاشیش رو دیدم!
+گرفتمت. پس اونی که به نقاشیم گند زده بود تو بودی؟