B.W
10 stories
Interstellar  by _MoonyMoa
_MoonyMoa
  • WpView
    Reads 6,191
  • WpVote
    Votes 552
  • WpPart
    Parts 23
" شبای مهتابی رو به طرز عجیبی پوچ احساس میکنی چون وقتی اسممو صدا میزنی چیزی نمیشنوی ...." _ پرواز تو باعث سقوط من شد گیو، سقوط ما..... هیچوقت فکرشو میکردی به سرنوشت اون داستان ها و ماه و خورشیدی که عاشقش بودی دچار شیم. ~~~~~~~~~~~~ دژاوویی که هر لحظه محو میشه و سرنوشتی که از بین میره ... ستاره هایی که در تاریکی سپیده دمی سقوط کردن ... نامه هایی که هیچوقت مقصدی برای فرستاده شدن نداشتن ... و عشقی که غافلانه فضای بین ستارگان رو در بر گرفت... ~~~~~~~~~~~~ " نمی‌دونم کجام یا کجا قراره باشم نمی‌دونم چی شده و چی قراره بشه ولی بهم قول بده ، مثل اولین نگاهمون بهم قول بده ، مثل آخرین دیدارمون بهم قول بده ، نه مثل تمام قول هایی که نتونستی بهشون عمل کنی بهم قول بده بدون من هم خوشحال باشی و حتی بلند تر بخندی و منتظرم نمونی ... " _ هوانگ هیونجین ____________________________ Name : Interstellar ~ فضای بین ستارگان Couple: Hyunlix , Yeongyu Writer : _MoonyMoa _ خلاصه پارت اول
Sparkle: Nothing+Everything(Hyunlix) by melprsa
melprsa
  • WpView
    Reads 6,751
  • WpVote
    Votes 1,106
  • WpPart
    Parts 14
○Couple: Hyunlix ○Genre: Slice of life, Romance, Dram, Smut من "هیچ" بودم و اون "همه‌چیز" بود؛ یک‌روز به هم برخورد کردیم و با هم دنیایی رو ساختیم که برای ما "همه‌چیزمون" بود، ولی در آخر "هیچ‌چیز" نبود! روایتی ساده برای اینکه شاید نیاز داشته باشید بشنوید: شما تنها انسانی نیستید که توی زندگیش سردرگمه! + عشق اشتباه نیست.
SACRIFICE || Yeongyu , Sookai by Niki11011
Niki11011
  • WpView
    Reads 445
  • WpVote
    Votes 93
  • WpPart
    Parts 5
NAME : sacrifice *درحال آپ* COUPLES : Yeongyu , sookai WRITER : NiKi UP DAYS : .... HAPPY END -تو بهم قول داده بودی ، به این زودی تمام حرف‌ها و قول‌هات رو فراموش کردی؟ یادت رفته بهم گفتی هروقت پیش تو بودم گریه کنم؟ که بتونی اشک‌هام رو پاک کنی و روی چشم‌هام بوسه بکاری؟ یادت رفته گفته بودی هروقت غمگین شدم به آغوشت پناه ببرم؟ عوضی پس چرا هنوز چشمات بسته‌ان؟ چرا اشک‌هامو پاک نمیکنی و منو نمیبوسی؟ چرا بغلم نمیکنی و انگشت‌هاتو بین موهام به حرکت درنمیاری و نوازشم نمیکنی؟ چرا چشم‌هات رو ازم مخفی میکنی؟حاضرم هرکاری کنم تا دوباره بهم نگاه کنی اگه لازم باشه روحم رو میفروشم ، قلبم رو بهت هدیه میکنم و خودم رو فدای تو میکنم، تا یکبار دیگه اسمم رو از زبون تو بشنوم ، تا یکبار دیگه منو به آغوشت راه بدی و اشکهام رو پاک کنی بهم یادآوری کنی هیچ‌چیزی قادر به جدا کردن ما نیست میدونی چقدر دلم واست تنگ شده؟ پس چرا بیدار نمیشی یونجونا؟ Sacrifice : قربانی کردن ، فدا کردن ______________________ بعنوان اولین کارم خیلی بی‌نقص و کامل نیست اما بهترینم رو براش میزارم امیدوارم دوستش داشته باشید لیلیوم‌ها:)
The tattoo on his neck  by _MoonyMoa
_MoonyMoa
  • WpView
    Reads 5,020
  • WpVote
    Votes 383
  • WpPart
    Parts 22
_ چجوری بیشتر درد میکشی...؟! همون طور که روی بلندی ایستاده بود با چاقوی تیز توی دستاش یه قدم عقب تر رفت و جیغ کشید _ بگوووو ... با خودم چی کار کنمممم ... چی کار کنم درد میکشییییی؟ اون داشت فریاد میزد ، دیوونه شده بود و دلیل دیوونگیش روی زانو هاش افتاده بود و با التماس اشک می‌ریخت . اون همینطور داشت جیغ میکشید و پسر رو به روش با دیدن پر پر شدن رز سفیدش جلو چشماش داشت نابود میشد . _ چی کار کنم نابود میشی؟ چی کار کنم دیگه تا بقیه زندگیت نمیتونی چیزی رو حس کنی؟ چی کار کنم تا از همه و مخصوصا خودت متنفر میشی؟ چی کار کنم مثل من فقط به خودت آسیب میزنی تا همه چیو نابود کنی، حتی خودتو؟ چی کار کنم مثل مرده ها زندگی میکنی؟ بگووووو ... چی کار کنم من میشی؟ ~~~~~~~~~~~~ یه بازی ... یه دروغ ... یه رمز و ... یه تتو ... همه چی از یه تتو شروع شد. تتوی پشت گردنش ... اون یه رمز بود . پسری که همه دنبالش بودن و نباید دست کسی بهش می‌رسید ... اون تتو متعلق به کی بود؟! اون نقش اصلی بود؟! اون باید کشته میشد... " زمزمه های پنهان زیر موهایش " Couple: Yeongyu , Hyunlix ... *هر پارت که گیج شدید ، پارت پارازیت رو بخونید ، داستان کلی اونجا گفته شده ، اگه باز هم سوالی داشتید بپرسید ~ Writer : _MoonyMoa
30 Days // Beomjun FF by ningtales
ningtales
  • WpView
    Reads 22,661
  • WpVote
    Votes 1,551
  • WpPart
    Parts 32
➜‶You have 30 days to protect Beomgyu, or he will die.″ Beomgyu and Yeonjun's friendship is in ruins, tearing TXT apart. But when a warning arrives from a mysterious girl saying Beomgyu's life is at risk, they have 30 days to become closer to each other or lose everything. ♡ Started: 11/26/2024 Completed: 1/18/2025 Highest Rankings: » #1 in Yeongyu » #1 in Beomgyu » #2 in Yeonjun » #2 in TXTFF » #4 in Kpop Fanfiction » #4 in Tomorrow by Together » #1 in Kpop Ship -Violence -Cursing -Angst + More (I will put a TW in the chapters where there are scenes with sensitive subjects)
See the invisible boy by yoon14936
yoon14936
  • WpView
    Reads 59
  • WpVote
    Votes 10
  • WpPart
    Parts 2
من اشک هامو بهت نشون دادم و تو اونهارو ستاره هایی خطاب کردی که از یک کهکشان تهی طرد شدن؛تو به عمیق ترین شکاف های کالبدم نفوذ کردی و از این زخم های کهنه روزنه ای برای نموی درخشش ساختی اما حتی زمانی که این اسمانو بهم بخشیدی،بال های شکسته ای که پروازو از خاطر بردن قرار نیست طلوعی دوباره رو به چشم ببینن و من بابت اینکه دوباره ناامیدت میکنم متاسفم...
Black Rose by LittlleMoa
LittlleMoa
  • WpView
    Reads 23,887
  • WpVote
    Votes 2,978
  • WpPart
    Parts 44
+چیزی رو نمیشه تغییر داد، آخر این قصه رو همه خوندن. میگی خار های گل رو جدا میکنی، میگی ماهیت گل زیبا بودنه؛ اما سرنوشتش چطور؟ مهم نیست کِی... یک روز، دو روز، یک ماه، دو ماه... این گل آخر قصه خشک میشه. گلی که مثل سرنوشتش سیاهه کاری جز سیاه کردن هر چیز و هر کس دیگه ای که اطرافشه انجام نمیده. برو... برو و زودتر از اینکه خاکسترش کورت کنه خودت رو نجات بده. ------------------ -کامل شده- -رتبه اول بین فیکشن های یونگیو-
Italian prince: Hyunlix, Hanin by hyunlix_hera
hyunlix_hera
  • WpView
    Reads 32,476
  • WpVote
    Votes 3,121
  • WpPart
    Parts 52
همه چی ازونجایی شروع شد که فلیکس هیونجین و با دستای خودش به پلیس تسلیم کرد اما هیونجین بهش چشمک زد . هیونجین پسری که برای گرفتن انتقام مرگ خواهرش یجی برمیگرده ایتالیا ، اما وقتی برمیگرده دلش و به پسر کک و مکی می‌باره و برای به دست آوردن اون پسر مجبور عشق اون پسر و بکشه . ولی چی میشه اگه روزی فلیکس بفهمه قاتل عشقش همون پسریه که الان دل و باخته و مجنونشه ؟ « شــاهــزاده ایــتـالــیـایـی » ژانـر : کـلاســیـک ، عـاشقـانـه ، جنـایـی ، مـافیــایـی، انــتقـامــی. نویسنده : سراف روند آپ : کامل شده
Vesperaël | وِسپِرائِل by _MoonyMoa
_MoonyMoa
  • WpView
    Reads 306
  • WpVote
    Votes 34
  • WpPart
    Parts 3
داستان یه بالرین ... بالرین ساده ای که سپیدی رویاهاش در سیاهی ای نا آشنا بلعیده شد. - اون مثل یه فرشته بنظر میرسید... تمام حرکاتش بی نقص و ظریف بود... اما رقص با یه شیطان باعث شد بال هاش رو از دست بده. صدای ویالون های گوش نواز همیشگیش تبدیل به یه جیغ کر کننده بشه... ولی با این حال اون دست از رقصیدن بر نداشت و به اون رقص کشنده ادامه داد . پاهاش خونریزی کرد. سپیدی وجودش غرق تو قرمزی خون و گناهی شد که هیچوقت نمیخواستشون و درنهایت... اون سقوط کرد و نورش رو از دست داد . × سینیوره آنتون... اون مُرد؟! - نه. هیچکس از پایانش خبر نداره. افسانه ها میگن این داستان برای واقعیتی در آینده خلق شده. فقط اون داستانی که مشخص نیست کِی و کجا درحال زنده کردن این افسانه و روح بخشیدن به این کارکتر هاست میتونه پایانشو مشخص کنه نیمه نور ، نیمه سایه... مرز میان نور و تاریکی که هیچکس نمیتوانست او را کامل درک کند با یک رقصِ تراژیک که هر حرکت ، داستانی از فروپاشی بود. در اون صحنه پاکی در برابر تاریکی، نور در برابر سایه، و روح در برابر آسیب میرقصید و بیننده ها شاهد لحظه ای خواهند بود که نور میمیرد تا بخشی از تاریکی شود... Vesperaël : یک اسم میان زبانی و هنری، ترکیبی از «نور لطیف سپید و تاریکی عمیق شب» که نه کاملا نور است نه کاملا سایه Couple: Hyunlix ...