نخونده
22 stories
Deadly Ballet | باله‌مرگ | Vkook by haana707
haana707
  • WpView
    Reads 85,060
  • WpVote
    Votes 7,240
  • WpPart
    Parts 34
༺ Deadly Ballet (کامل شده) بـالـریـن کـو؛ هنـرآمـوزی کـه با طـراحی اجرایـی از جنـس عشـق و گنـاه، قـراره بـرای اجـرای اکتبـر، بـه روی صحـنه بـره. اجـرایـی کـه مسیـر بـازگشـت افسـانه‌ی بـالـه، "کـیـم تـهـیونـگ" رو پـس از سـال‌هـای طـولانی، همـوار مـی‌کنه . . "تصمیم گیرنده‌ی بدنِ یک بالرین، توی جمجمه‌ش نیست جونگکوک، فرمان از ماهیچه‌ های بدنه! و می‌دونی مهمترین ماهیچه‌ی بدن چیه؟ قـلـب! " . "-جیمین. -بله؟ -ازم بپرس جونگکوک کجاست. -چی؟! -مگه به گوشی جونگکوک زنگ نزدی؟ پس ازم بپرس جونگکوک کجاست! -خب... جونگکوک کجاست؟ -توی بغلم خوابیده." . ┊Genres: Romance, Drama, Smut, Angst ┊Couples: Vkook, Hopemin ┊Writer: Hana (@VKballet) ┊«این فیکشن ژانر فلاف و فضای ملایم و یکنواختی نداره» ‌ 🥇 Romance .
𝐅𝐨𝐫𝐛𝐢𝐝𝐝𝐞𝐧 𝐋𝐨𝐯𝐞 by yeo_nabi7
yeo_nabi7
  • WpView
    Reads 12,177
  • WpVote
    Votes 1,088
  • WpPart
    Parts 47
𝐅𝐨𝐫𝐛𝐢𝐝𝐝𝐞𝐧 𝐋𝐨𝐯𝐞 "عشق ممنوعه" خلاصه‌ی داستان: ولیعهدی که بر خلاف رسم و قوانین جامعه عاشق همجنس خودش، یعنی یه پسر خیاط رعیت میشه. پسرک رو همراه خودش به قصر میبره و در نهایت قصه ی عشقشون لو میره. در لحظه آخر، وقتی در یک قدمی مرگ ایستاده بودند، قولی غمگین و در عین حال شیرین آینده‌شون رو تضمین میکنه... حالا بعد از سی سال معشوق گم شده پیدا شده، اما چه بد که خاطرات همراه انسان از جسمی به جسم دیگر پرواز نمیکنند... 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐇𝐢𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐜𝐚𝐥, 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐑𝐞𝐢𝐧𝐜𝐚𝐫𝐧𝐚𝐭𝐢𝐨𝐧, 𝐒𝐦𝐮𝐭 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤, 𝐘𝐨𝐨𝐧𝐦𝐢𝐧 𝐀𝐮𝐭𝐡𝐨𝐫: 𝐍𝐚𝐛𝐢 𝐔𝐩𝐝𝐚𝐭𝐞 𝐃𝐚𝐲𝐬: 𝐅𝐫𝐢𝐝𝐚𝐲𝐬
Serendipity 🧚🏻 by Luna__whispers
Luna__whispers
  • WpView
    Reads 396
  • WpVote
    Votes 33
  • WpPart
    Parts 3
⌈ ܢܚܝ‌ࡅ߭ܥ‌‌ࡅ࡙ܝ݆ߺࡅ࡙ࡅ߳ܨ / ᥫ᭡ 𝐒𝐞𝐫𝐞𝐧𝐝𝐢𝐩𝐢𝐭𝐲 ⌋ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐊𝐨𝐨𝐤𝐦𝐢𝐧 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜/𝐒𝐦𝐮𝐭/𝐅𝐥𝐮𝐟𝐟 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐋𝐮𝐧𝐚 چی میشه اگه پارک جیمین جذاب، مدل میلیون دلاری با عکاسی همکاری کنه که از نفرت نسبت بهش صحبت کرده؟! سرندپیتی یه مینی فیک فلاف با تم هالوین از ماجرای بین جیمین و جونگ‌کوکیه که جای خوبی باهم گیر نیافتادن!
Kak moya by vk_hedi1997
vk_hedi1997
  • WpView
    Reads 32,924
  • WpVote
    Votes 3,552
  • WpPart
    Parts 65
🍷writter: vkook_hedi [ Complete ] 🍷couple: Kookv (the "vk ver" is in telegram) / Yoonmin 🍷genre: Mafia, Smut, Dark romance, Dark, TW, Omegaverse (Alpha×Alpha), Action, enemies to lovers 🍷Age limit: +19 🍷Telegram channel: @vkook_hedific 🔥خلاصه: کیم تهیونگ، آلفای غالبی که به اجبار وارد دنیای کثیف مافیایی می‌شه و بار مسئولیت‌های سنگین برادرش روی شونه‌هاش سنگینی می‌کنه، به خاطر دسیسه‌چینی‌های باند ویپِرا مجبور به همکاری با دشمن چند ساله‌ش، جئون جونگ کوک می‌شه اما کی فکرش رو می‌کرد اون آلفای خون خالص جفت حقیقی‌ش باشه و چیزهایی رو ازش پنهون کرده باشه که...!؟ 🔥ووت و کامنت هر پارت فراموش نشه!🍷 برای دیدن تیزر، ادیت‌ها، اسپویل‌ها و اطلاعیه‌ها درمورد این فیکشن، حتما توی چنل تلگرامی عضو باشین دوستدار شما، ویکوک هِدی
⌈ 𝗜'𝗠 𝗛𝗘𝗥𝗘 ⌋ by SHAHDOKHT_4543
SHAHDOKHT_4543
  • WpView
    Reads 40,416
  • WpVote
    Votes 4,143
  • WpPart
    Parts 29
امگایی که با مرگ همسرش مجبور به ازدواج با بردار شوهرش که حتی یک بار هم از نزدیک ندیدش میشه اما اتفاقی پیش میاد که مجبور میشه توی راه خطرناکی پا بزاره تا شاید بتونه قاتل آلفاش رو پیدا کنه..... "_تو از اول هم سهم من بودی حتی اگه جون‌ته زنده بود ، هیچ ترسی از اینکه به خاطر تو دستم به خون تنها بردارم آلوده بشه نداشتم _منظورت چیه ؟ _منظورم اینه هیچ وقت تو رو باخت نمیدادم حتی اگر مجبور میشدم به خاطر داشتنت با خودت هم‌ بجنگم...." ◆Genre: Omegaverse. Forced marriage. Drama. Mpreg. Romance. Smut. ◆Couple: KOOKV ◆Uptime: Saturdays ◆Writer: Shahdokht✨️ ⵂ @Taekook_p ⵂ
Fate or Folly? by mannambaba
mannambaba
  • WpView
    Reads 24,347
  • WpVote
    Votes 4,498
  • WpPart
    Parts 132
سرنوشت یا حماقت؟ ¤🔮¤🔮¤🔮¤🔮¤🔮¤🔮¤🔮¤🔮¤🔮¤🔮¤🔮¤ هیچ کس فکرش رو هم نمیکرد که یه اتفاق ساده ممکنه زمینه ی فاش شدن همچین راز بزرگی باشه... کی می تونست حدس بزنه که فاجعه ی جبران ناپذیری پیش میاد؟ خب اگر دقیق بهش فکر میکردی... شاید وضعیتی که توش قرار داشتن خیلی هم فاجعه نبود..... وضعیت امروزشون بیشتر شبیه یه ‌وظیفه بود. انگار اونها مجبور بودن این زندگیشون رو برای سر پا کردن های داستان زندگی قبلی بزارن! باید سرنوشتی رو طی میکردن که پر بود از ناشناخته ها و درد ها... اما این وسط یه سوال وجود داشت؟ این واقعا سرنوشتشون بود یا با حماقتشون این سرنوشت رو رقم زده بودن؟! ********** Genre : Obscure ، romance , adventure , omegaverse , vampire ، Reincarnation ژانر: مبهم ، عاشقانه ، ماجراجویی ،امگاورس ، خون‌آشام ، تناسخ Main couple:jikookv کاپل اصلی: ویمینکوک Side couple: namjin, sope توجه: پارت های این فیک نیاز به توجه و تمرکز بیشتری از عموم فیک ها داره. ژانر این فیک مبهمه و چاله های زیادی سر راه شخصیت ها هست باید باهاشون صبور باشید ولی مطمئن باشید تک تک مسائل رو به شکل کامل حل میکنم. به اندازه ای که به شخصیت های اصلی توجه میکنید به داستان های فرعی و بقیه ی کاپل ها هم توجه کنید چون نکاتی درشون گنجونده شده ... در آخر اگر این فیک رو شروع کردید مهم نیست چه زمانی ب
Diavolo Del Nord | VK by Mortellenta
Mortellenta
  • WpView
    Reads 103,429
  • WpVote
    Votes 12,133
  • WpPart
    Parts 48
ورتیگو د ویتو، رئیس دوم و جانشین مافیای ایتالیا، مردی مرموز که زندگی‌ش رو متعلق به پدرخوانده‌اش می‌دونه، برای ماموریتی به کره جنوبی برمی‌گرده. اما رفتن به اونجا و دیدارش با ژنرال ارتش کره جنوبی، جئون جونگکوک، خیلی چیزها رو عوض می‌کنه و خیلی از رازهارو برملا میکنه! ژنرالی که ممکنه ماشین آدم‌کشی رو تبدیل به فردی متفاوت کنه. Diavolo Del Nord | شیطانِ شمال Genre : Criminal, Dark romance, Psychological, Angst, Smut Couple : Vkook - Secret
Okara efu | ( آکانه) | VKOOK by thshsam
thshsam
  • WpView
    Reads 426,418
  • WpVote
    Votes 39,758
  • WpPart
    Parts 57
couple:vkook,namjin,secret genre:Omegaverse،action,mafia یه کلمه در زبان ایگبو هست به نام«Okara efu» یعنی کسی ک تورو کامل میکنه، وقتی که نباشه نصفه و نیمه میشی و زندگیت بی معنیه کیم تهیونگ انیگمای قدرتمندی که بر سه کشور ژاپن ،کره و روسیه حکمرانی میکرد سر یک لج و لجبازی جونگ کوک الفای خون خالصو مارک میکنه البته شاید فقط یک لج و لج بازی ساده درمیون نبود.
Raven [ ریوِن] by Bitamoosavi
Bitamoosavi
  • WpView
    Reads 454,786
  • WpVote
    Votes 70,398
  • WpPart
    Parts 58
-اینقدر استاکم نکن. -اخه تو مال منی، دردونه ی من. ... -دهنتو باز کن پسر خوب... -...ولم...کن... لبخند گرمی زد و فک پسر زیرش و محکم تر فشورد... -خوش ندارم حین بوسه همکاری ازت نبینم تهیونگ... چشم هاش و محکم بست و سعی کرد به تن خسته و کرختش حرکتی بده...وزنش زیاد بود و انگار کاملا به زمین پینش کرده... -خواهش میکنم...ولم کن... سرشو جلو برد و گونش و با انگشت شصت نوازش کرد... به جنون رسیده بود... -خیلی زیبایی...جوری که دلم میخواد تا اخر عمرم پیش خودم اسیرت کنم...دکتر کوچولو. -چرا باید بهت اعتماد کنم؟ -واقعا نباید بکنی‌. ... کیم تهیونگ...روانپزشک مرموزی که اخرین پروندش متعلق به یک بیمار خطرناک با هویت جعلیه... ... کاپل:kookv/ vkook کاپل فرعی: ؟ ژانر: دارک رومنس/درام /جنایی_مافیا/اسمات/هپی اند ... روند اپ: دو روز درمیون به بچم عشق بدین... لاویو 🐯🐰
  ✻Ferita🥀❊ by _Moonsan_
_Moonsan_
  • WpView
    Reads 31,422
  • WpVote
    Votes 3,417
  • WpPart
    Parts 12
[کامل‌شده] «می‌گم... اگه دکتر باهاش حرف بزنه، شاید قبول کنـ...» با صدای برخورد محکم بشقاب و تکون خوردن شدید میز، توی جاش پرید و با شنیدن فریاد مرد چشم‌هاشو بست. «ساکت شو جونگ‌کوک، گفتم نمی‌خوام! دهنتو ببند!» هول محکمی به میز داد و با قدم‌های بلندش سمت اتاق رفت و در رو بهم کوبید. جونگ‌کوک با ناباوری، شوک زده نگاهش رو به میز دوخته بود، چراکه هضم وضعیت پیش اومده خیلی کار سختی بود. همسر همیشه ملایم و پخته‌اش، کسی که هیچ‌وقت خم به ابرو نمی‌آورد و موقعیت‌هایی که خودش عصبانی بود سعی می‌کرد با صدای آروم و آرام‌بخشش آرومش کنه، حالا چه بلایی سر تهیونگِ همیشه ملایمش اومده بود؟ ـــــــــــــــــــــــــــــــ༺Ferita ༻ــــــــــــــــــــــــــــــ ✤ganer: Angst, Romance, smut ✤Couple: Taekook (vers) ‌Telegram: @lunenoire_6 ~𝓜𝓸𝓸𝓷𝓼𝓪𝓷 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓼 𝔂𝓸𝓾♡