(کامل شده)
جونگکوک در حالی که پوزخندهای روی لب هاش بود، با لحنی که تمسخره توش آشکار بود. لب زد.
_ روی حرفی که گفته بودم، موندم عشق من، اینم کسی که عاشق منه، الان باهمیم منو خیلی دوست داره و پسم نمیزنه؛ اوه جین امیدوارم این چیزی که توی چشم هات میبینم پشیمانی نباشه!
گفت و به همراه دختره خوشگل کنارش رفت و جین مونده و یک قلبی که به شدت درد میک رد و نفسی که قطع میشد...
کی فکرشو میکرد جیمین یه پسر مظلوم و فرشته نما از دوتا از خلاف ترین پسرای خوشش بیاد...
جونگ کوک و شوگا که دوست پسر همم هستند جزو خطرناک ترین بچه های گنگ و مدرسه شناخته میشن و حتی معلمام کاری یه کارشون نداره.
.
.
.
بعد از مدتی جیمین و یونگی عاشق هم میشن ولی دوست پسر یونگی یعنی کوک از این قضیه خوشش نمیاد!
ولی یه فرصت به جیمین میده که اونم عاشق خودش کنه و اگه موفق شد دوست پسرشو باهاش شریک میشه حالا شانس بهش رو کرده و توی اردوی تفریحی با کوک و یونگی هم اتاقی شده به مدت سه روز وقت داره تا کوک رو شیفته خودش کنه ،اما خب این کار بخاطر اولین ملاقاتشون یکم سخت میشه...
~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•
داستان نصفه ول شده و کامل نیست!
زمانی فهمیدم یک گناهکارم که به امگا بودنم پیبردم. با متولد شدنم به عنوان یک امگا، بزرگترین گناه عمرم رو مرتکب شدم. اما وقتی دست خودم نبود که چطور متولد بشم، آیا عادلانه بود که از طرف خانوادهم به گناهکار بودن متهم بشم؟ و اگه این تقصیر منه...کاش اونهایی که به اختیار خودشون یک آلفا متولد شدن بهم بگن که دقیقا کجای راهو اشتباه رفتم؟
پ-ج
____________
زمین میچرخه، مرزها میشکنن، آدما عوض میشن، همه چیز امکان پذیره حتی تغییر کردن من! آتیش خشمم با قطرات شفاف صدای تو خاموش شد و به آرومی تغییر کردم. تو اینکارو کردی و من یه عمر مدیون آرامشی که الههی ماه بهم اعطا کرده میمونم. آرامشی از جنس لطافت و ظرافت. آرامشی از جنس تو، امگای کریستالی من!
م_ی
💎کاپل اصلی:یونمین
💎کاپل دوم:ویکوک/کوکوی (ورس)
(پ.ن:نوشتم کاپل دوم چون یه موچولو مونده بود جزء کاپلای اصلی باشن. در حد فرعی نبینیدشون:))
💎ژانر: امگاورس / انگست/ امپرگ / رومنس
(به گفتهی خوانندهها، کمدی! به علت ناتوانی انجل در کنترل خود برای طنز ننوشتن:[ انگست+کمدی=خطر ترک خوردن؟!؟!)
[Completed]