Vkok🐯 🐰
34 stories
𝐌𝐲 𝐭𝐫𝐮𝐞 𝐬𝐞𝐥𝐟 [VKOOK] by Yuna_Taekook_9597
Yuna_Taekook_9597
  • WpView
    Reads 361
  • WpVote
    Votes 38
  • WpPart
    Parts 16
By mahya ^᪲ ⋆࣪ ࣭پسری به نام جئون جونگکوک مورد طرد و کتک خورد پدرش در بچگی و زمان حال قرار گرفته و نمیتونه از دست پدر مستش فرار کنه اما یروز با مردی به نام کیم تهیونگ آشنا میشه که زندگیشو تغییر میده و حس های ناآشنا سمتش حمله ور میشن اما جونگکوک نمیدونه تهیونگ یه قاتل حرفه ایه و جونگکوک هیچی درمورد زندگی واقعیش نمی‌دونه...^᪲ ⋆࣪ ࣭ «+بکش!اگه نکشی از پشت بهت خنجر میزنم! _عاح کام ان حتی اگه بکشی من توی جهنم هم صاحبتم موی چیکو!...» کاپل اصلی:Vkook کاپل فرعی:یونمین،نامجین کامنت و نظر فراموش نشه موی چیکو های من✨🫂
(GANGSTER) COMPLETED   by sahar_78
sahar_78
  • WpView
    Reads 699,895
  • WpVote
    Votes 62,091
  • WpPart
    Parts 71
جونگکوک بخاطر وابستگی شدیدی که به پدرخونده‌اش کیم تهیونگ داشت، دلش میخواد همه‌جا کنارش باشه حتی تو زندان.
𝗦𝗶𝗻 𝗢𝗳 𝗧𝗼𝘂𝗰𝗵 ⑈𝗩𝗞𝗼𝗼𝗸 ⑈ by Lostinjhopesmile
Lostinjhopesmile
  • WpView
    Reads 105,924
  • WpVote
    Votes 10,727
  • WpPart
    Parts 32
𖥔لمسِ گناه𖥔🔞 کیم تهیونگ که پس‌از مرگ دخترش خودش رو از دنیا جدا کرده، مجبور می‌شه به‌مدت شش ماه، بادیگارد و هم‌خونه‌ی جئون جونگ‌کوک، پسری که دوازده سال ازش کوچیک‌تره، بشه. ژیمناستیک‌کاری که معصومیتش رو پشت سرکشی پنهان کرده. تهیونگ برای مبارزه و حفاظت آموزش دیده بود؛ اما نه برای پسری که بودنش، خطی باریک میان وظیفه و وسوسه‌ای بود که باید زیر یک سقف، اون رو تحمل می‌کرد. - من زن و بچه داشتم جونگ‌کوک، هیچ‌وقت از مردها خوشم نمی‌اومده. - برای همین وقتی تمرین می‌کنم خشتکت تنگ می‌شه؟ ⊹ نام⤟لمسِ گناه ⊹ کاپل⤟ویکوک ⊹ ژانر⤟انگست/رومنس/درام/اسمات
bunny and bear (Taehkook)  by mahi_kk
mahi_kk
  • WpView
    Reads 179,258
  • WpVote
    Votes 11,413
  • WpPart
    Parts 81
+میشه... میشه بغلم کنی؟! اروم با دست اشکاشو کنار زدم و با لبخند غمگینی گفتم -تهیونگ من همیشه اغوشم برات بازه، هر چقدر میخوای گریه کن، سکوت کن، خودتو خالی کن... فقط قول بده بعد این بارون چشمات یه رنگین کمون نشونم بدی ******** -ما همه چیز رو اونطور که میخواستیم عوض کردیم و نشدنی ترین هارو شدنی کردیم... پس فک نکنم خیلی سخت باشه ممکن کردن این یکی +درسته ...عشق تو ممنوعه ترین میوه بهشت بود ولی من حاضر بودم جهنم رو به جون بخرم تا همیشه داشته باشمش پس تو رو برای خودم نگه داشتم ،اونا هردومونو توی جهنم اسیر کردن اما تو جهنمو با بهشت خودت عوض کردی ... حالا توی بهشت جدیدم داری خدایی میکنی +تو با عشقت معجزه کردی کوپیدو ******** جونگکوک گارسونی که با دیدن یه پسره گریون پشت میز کافه نمیتونه بیخیال بشه و میره ارومش کنه ولی خبر نداره که دیدن چشمای عسلی و بارونیش قراره مسیر زندگی هر دوشون رو به کل عوض کنه ... کاپل اصلی :taehkook کاپل فرعی:🙊 ژانر:کمدی، فلاف، رمانتیک، کمی اسمات و .... شروع اپلود :1402/01/05 اتمام اپلود : 1403/02/16 #1 in Korean🥇 #1 in romance🥇 #1 in bl🥇 #1 in boylove 🥇
Insanity[جنون]   by deniz13851385
deniz13851385
  • WpView
    Reads 352,995
  • WpVote
    Votes 38,703
  • WpPart
    Parts 91
[پایان یافته فصل 1و2] کاپل: VKOOK ژانر: امگاوورس_دارک رومنس_اسمات_انگست[کم] +18 [خلاصه] جونگکوک تنها پسر پادشاه که زیبایی وقدرتش زبانزد همه بود. یک دو رگه خوناشام و گرگینس که کسی جز خودش و مادرش از این راز خبر نداره اون تمام عمرش رو برای به دست اوردن تخت پادشاهی تلاش کرد و گرگ امگای درونش رو همیشه سرکوب کرده تا هیچکس متوجه نشه اون یه دورگهس.. تهیونگ تنها گرگ آلفای مشکی با چشمای طلایی و قوی ترین الفا در قبیله ی گرگینه هاس کسی جرعت مخالفت یا توانایی مقابله با اون رو نداشت تا اینکه خوناشام ها بهش خیانت میکنن.و با تنها جادوی سیاهی که برای هزاران سال پیش بود قدرتش رو مهر و موم میکنن و سلطنت رو ازش میگیرن. تهیونگ بعد از ازدست دادن خانواده و قدرتش به همراه گرگینه ها به دل جنگلهای تاریکی فرو میره و کم کم فراموش میشه ولی در تاریکی .. ____________________________ +چی ازم میخای؟ _من سر همچیز رقابت میکنم جونگکوک بجز عشق اگه میخای طرف من باشی همیجا منو ببوس منم دنیارو برات به اتیش میکشم! ______________________________ + نمیتونم تاریکی زندگیت رو کم کنم ولی میتونم منم باهات وارد تاریکی بشم تا تنها نباشی...
Affliction  by ErienneKim0
ErienneKim0
  • WpView
    Reads 186,535
  • WpVote
    Votes 15,100
  • WpPart
    Parts 55
جئون جونگکوک، کسی که دقیقا‌ً مثل یک آفت درست وسط زندگی کیم‌ تهیونگ افتاده، یک بوکسور ماهره،ولی تهیونگ اینطور فکر نمی‌کنه، به‌نظر تهیونگ، جونگکوک بداخلاق‌ترین، بی‌ادب‌ترین، و بدترین آدمی هست که اون به چشمش دیده. ولی مرز بین عشق و نفرت، یک مرز باریکه. و اون‌ها باید از اون مرز بگذرن تا متوجه بشن قراره چه اتفاقی براشون بیفته.
Freesia | vkook by Aivavk
Aivavk
  • WpView
    Reads 311,598
  • WpVote
    Votes 35,558
  • WpPart
    Parts 29
[پایان یافته] جونگکوک با تهیونگ ، پسر خالش برای به عهده گرفتن ریاست شرکت پدربزرگشون رقابت داره و نمیخواد نقطه ضعفی دست تهیونگ بده! همه چیز تا زمانی خوبه که متوجه میشه رایحش به طرز عجیبی شیرین شده و فقط امگا ها رایحه شیرین دارن این اتفاق درحالی می افته که همه حتی خود پسر فکر میکردن که جونگکوک یه آلفاست! اولین کسی که این موضوع رو می‌فهمه تهیونگه! الان تهیونگ کمکش می‌کنه تا رایحشو مخفی کنه؟ یا با لو دادنش جای پای خودش رو توی شرکت محکم میکنه؟ آلفای خون خالص الان توی دوراهیه ولی مطمئنه که کاری رو انجام میده که به کمک جفتش ختم بشه! Genre: omegaverse , mpreg , romance , drama , smut , ... Started:1404,5,1 Finished:1404,10,12
The Color of bloody lilies  by ImLeon
ImLeon
  • WpView
    Reads 67,621
  • WpVote
    Votes 7,119
  • WpPart
    Parts 25
"می‌دونی چرا زیر چشمت خال داری؟" "نه، تا حالا بهش فکر نکرده بودم." "احتمالاً تو زندگی قبلیمون من خیلی چشم‌هات رو می‌بوسیدم برای همین خدا الان این خال رو واسه من نشونه گذاشته که یادم نره، چشم‌هات رو چقدر دوست داشتم." The color of Bloody Lilies ɢᴇɴʀᴇ : Romance , Angst , Criminal , Smut , Political ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : Vkook ᴜᴘ ᴛɪᴍᴇ : Tuesday ᴡʀɪᴛᴇʀ : Léon
-3101- | Vkook | Completed  by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 136,078
  • WpVote
    Votes 18,393
  • WpPart
    Parts 20
خلاصه: تهیونگ یک نظامیه و توی ارتش کار میکنه و چند سالی هست که با دوست پسرش جونگکوک یک زندگی ساده ولی پر از استرس رو میگذرونن! چون دوست پسرش هر بار که اون به ماموریت میره روز و شبش رو با استرس و دلهره میگذرونه... -3101- Wr: @Moonlike_Rmy Main Couple: Vkook Genre: Angst. Romance. Drama. Imaginary
Raven [ ریوِن] by Bitamoosavi
Bitamoosavi
  • WpView
    Reads 832,090
  • WpVote
    Votes 110,739
  • WpPart
    Parts 75
-اینقدر استاکم نکن. -تو مال منی، دردونه‌ی رئیس. ... -دهنت رو باز کن پسر خوب. -...ولم...کن. لبخند گرمی زد و فک پسر زیرش رو محکم تر فشورد. -خوش ندارم حین بوسه همکاری ازت نبینم تهیونگ. چشم هاش رو محکم بست و سعی کرد به تن خسته و کرختش حرکتی بده...وزنش زیاد بود و انگار کاملا به زمین پینش کرده. -روانی...ولم کن. سرش رو جلو برد و گونش رو با انگشت شصت نوازش کرد. به جنون رسیده بود. -خیلی زیبایی...اره من روانیتم، جوری که دلم میخواد تا اخر عمرم پیش خودم اسیرت کنم...دکتر کوچولو. ... -چرا باید بهت اعتماد کنم؟ -واقعا نباید بکنی‌. ... کیم تهیونگ...روانپزشک مرموزی که اخرین پروندش متعلق به یک بیمار خطرناک با هویت جعلیه. یک روانی تمام عیار. ... کاپل:kookv/ vkook کاپل فرعی: ؟ ژانر: دارک رومنس_ درام _ جنایی_ مافیا_ اسمات_ هپی اند. ... روند اپ: دو روز درمیون به بچم عشق بدین♡ لاویو 🐯🐰