We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
SDel85's Reading List
23 stories
fox by sara199911
sara199911
  • WpView
    Reads 402,603
  • WpVote
    Votes 35,404
  • WpPart
    Parts 39
جانگکوک کوچیکترین پسر رئیس باند خلافکار سئول که برعکس جایگاهش پسری معصوم و ساده ست که برای تولدش برده ای وحشی و خطرناک کادو میگیره برده ای که نه کسی می‌دونه کیه و نه می‌دونه اسم واقعیش چیه فقط میون تاریکی وجودش و چشم های ترسناکش یه لقب براش وجود داره فاکس... ● نام فیک ~> روباه ○ ژانر ~> اسمات ،مافیا، رمنس، معمایی ● نویسنده ~> sara ○ کاپل اصلی ~> ویکوک ● هپی اندینگ
In The Colour Of Acacia by Annil_o
Annil_o
  • WpView
    Reads 753,269
  • WpVote
    Votes 63,250
  • WpPart
    Parts 57
- این گرگ یاغی‌ شغال‌صفت، زیادی برای تو رام و دست‌پرورده‌ست که این‌قدر جنم پیدا کردی؛ وحشیم نکن تهیونگ. - وحشیت هم کاری به کارم نداره یاغی. - زخمات این رو نمی‌گن! - بوسه‌هات چی؟ 𝗡𝗮𝗺𝗲: In The Colour Of Acacia 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲:‌ Sport, Romance, Smut, Supernatural ،Fantasy 𝗨𝗽: کامل شده «این فیکشن، امگاورس نیست»
⌠ Apocalypse¹, آخرالزمان ⌡ by Quiwel_
Quiwel_
  • WpView
    Reads 181,972
  • WpVote
    Votes 17,767
  • WpPart
    Parts 74
« آخرالــزمان; مردگان برمی‌خیزند » ‌| کامل شده | _تو از موتورم سواری گرفتی، درحالی که می‌تونستی خیلی راحت با صاحبش انجامش بدی، جوجه‌پلیس! _فکر می‌کنم به‌عنوان یک موتور سوار، بتونی راحت‌تر سواری بگیری، کیم! - _بهتره حواست به زبونت باشه، وگرنه توی بد دردسری میفتی. _من عاشق دردسرم عوضی، من رو از چی می‌ترسونی؟ -‌ جئون‌جونگکوک، افسری بی‌تجربه اما جسور که زیر غبار شهر جنگ‌زده و بمب‌خورده، هدفی جز مبارزه کردن نداره، خودش رو مقابل سردسته‌ی جیب‌برهایی می‌بینه که ‌به هیچ‌چیز جز موتورِ زیر پاهاش و سیگارهایی که دود می‌کنه، اهمیت نمی‌ده. اون‌ها نفرت رو داخل رگ‌هاشون حس می‌کنن، حتی با اینکه جنازه‌ها و ساختمون‌های درحال فروپاشی، زندگی‌شون رو تهدید می‌کنه. غرور، از نگاه‌های تند و تیز هردو مثل سایه‌ای روی شهر افتاده؛ اما درنهایت نگرانی‌ها و اتفاقات مرگبار، جنگ و گریز از دست جنازه‌های پوسیده، هردو پسر رو میون چنگالِ ناآشنای عشق گیر می‌ندازه. حالا جدالِ واقعی، بین قلبِ شیفته‌ی خلافکار و دلدادگی افسر، اتفاق میفته. ژانر ⤶ اکشن، انمیز تو لاورز، هیجان‌انگیز، عاشقانه، اسمات!
STIGMA[اِستیگما] by Bitamoosavi
Bitamoosavi
  • WpView
    Reads 109,564
  • WpVote
    Votes 13,697
  • WpPart
    Parts 34
Taekook شایعه ای به گوشتون خورده؟ که میگه جونگکوک تو سن ۱۷ سالگی خودکشی کرده؟ و تهیونگ یک نسخه ازش ساخته. ... این شایعه واقعا وجود داره...بین ارمی ها و طرفدار ها. شاید واقعیه هوم؟ تا حالا بهش فکر کردین؟ که جونگکوکِ ما فقط یه نسخه ی کپی شده باشه. ... اما اگه حقیقت چیز دیگه ای باشه؟ اگه جونگکوک واقعی برگرده ؟ ... سرنوشت BTS عجیب تر از چیزیه که فکرش رو بکنی. اینجا واقعیت رو میخونی. واقعیتی که گاهی باعث خوشحالی و گاهی باعث ناراحتی میشه. ... _اخرش چیشد؟ -اخر؟...اخری وجود نداره. -یعنی چی؟ -بی تی اس پایان نداره. این دفتر...هیچ پایانی نداره. <><><><><><><><><><><><><><><><><><> ژانر: رومنس_ هیجانی_ درام_ انگست_ اسمات کاپل: تهکوک[ویکوک] نویسنده: bita چنل: @kookv_life ><><><><><><><><><><><><><><><><><>< -این فیک تخیلی یا کلیشه ای نیست نیست...پر از ماجراهای مختلفه که خب به حقیقت مرتبطه. -لطفا صبور باشید و زود از خوندن فیک جا نزنید...چون از دستتون رفته. -این ایده واقعا خاصه و خودم دوسش دارم. -امیدوارم شماهم دوسش داشته باشین. -قبل از رسیدن به اتفاقات مهم داستان صبوری کنید. ممنون از همراهیتون. لاویو 🐰🐯
𝗦𝘁𝗼𝗰𝗸𝗵𝗼𝗹𝗺 | ᴋᴏᴏᴋᴠ by ituhide
ituhide
  • WpView
    Reads 793,793
  • WpVote
    Votes 95,219
  • WpPart
    Parts 33
[Completed] "- این موضوع به تو مربوط نیست جئون. بکش کنار. ارباب کیم با سردی گفت و قلب تهیونگ با وحشت توی سینه اش کوبید‌. اسلحه مشکی توی دست پدرش پر بود و تنها چیزی که بین اون و مرگ ایستاده بود جئون جونگ کوک بود. - اسلحه رو بزار کنار کیم. جونگ کوک با خونسردی گفت و این بار ارباب کیم با عصبانیت فریاد کشید: - بکش کنار عوضی، توی کار من دخالت نکن! اون پسر منه، بخوام می کشم، بخوام آتیشش می زنم! لحظه بعد، انگشت های قوی دور گلوش پیچونده شد و از زمین بلند شد. جونگ کوک در حالی که با خونسردی ترسناکی چشم های آبیشو به چشم های وحشت زده کیم دوخته بود لب زد: - داری ناراحتش می کنی کیم... هیچ کس امگای منو ناراحته نمی کنه و زنده بمونه." 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐀𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧, 𝐒𝐦𝐮𝐭, 𝐌𝐩𝐞𝐫𝐠, 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑰𝒕𝒖 𝑯𝒊𝒅𝒆 🚫[DO NOT COPY THIS WORK]🚫
Eunia|•𝘬𝘰𝘰𝘬𝘷 by Rumyme
Rumyme
  • WpView
    Reads 2,241
  • WpVote
    Votes 385
  • WpPart
    Parts 11
⁂ Eunia - where stillness speaks. A sanctuary of scent, touch, and silent understanding/زیبایی ذهن ⁂ ༄༆༄ جونگ‌کوک فکرش رو هم نمی‌کرد که با پا گذاشتن توی مرکز ماساژ اِیونیا و حس‌کردن اون دست‌های حرفه‌ای و معجزه‌گر، مشتریِ ثابت اونجا بشه؛ اون هم به خاطر ماساژور امگایی که درد جسمش رو التیام داد و حتی شاید می‌تونست به قلبش هم قوت ببخشه. ⁂ Couple: Kookv ⁂ Genre: Romance, Omegaverse, Daily-life, Fluff, Smut آپ: - (می‌تونین از چنل تلگرام با آیدی @jungitata به صورت تلگراف هم بخونیدش!)
Monalisa by Annil_o
Annil_o
  • WpView
    Reads 6,023
  • WpVote
    Votes 903
  • WpPart
    Parts 6
[ Couple: Kookv [ Genra: Drama, Romance قسمتی از فیک‌چت: - چرا یه جوری حرف می‌زنی که انگار مرده؟ - چون مرده؛ تو کشتیش! تو با حرف‌هات، با کارهات با تموم بی‌‌رحمی‌هات، کشتیش. - حالا بخند، لبخند مونالیزاش!
Whiskey[ویسکی] by Bitamoosavi
Bitamoosavi
  • WpView
    Reads 2,912,141
  • WpVote
    Votes 256,982
  • WpPart
    Parts 73
Vkook/kookv [completed] 《صد بار بهت گفتم تو کابین خلبان نباید سیگار بکشی...حرف حساب حالیت نمیشه انگاری؟...بلند شو برو بیرون.》 《اه کیم...با این طرز نگاه کردنت فقط اون پایینیه که واست بلند میشه》 ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ 《بیاین بریم تو دنیای میلیاردرای دلاری... هوم؟ زندگی سرشار از زرق و برقشون... کسایی که حتی با دلار سر میز دور دهناشون و تمیز میکنن... این یکم هیجان داره و ترسناکه نه؟ دیدن زندگیشون از نزدیک... فاک... میخوام تورو بکنم یه میلیاردر دلاری.》 ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ کاپل اصلی: vkook/kookv کاپل فرعی: yoonmin " namjin" ژانر:dram " romence " smat " omegavers نویسنده: biti حمایت یادتون نره 🐻🐰 ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
Chess party | Taekook KookV by nayayanuo
nayayanuo
  • WpView
    Reads 16,691
  • WpVote
    Votes 1,421
  • WpPart
    Parts 23
پایان یافته امگا برای فرار از یه قرار از پیش تعیین شده از سمت مادرش، پا به رویدادی می‌ذاره که به مهمانی شطرنج معروفه. توی این مهمانی، امگاها و آلفاها بی‌توجه به رایحه، به سمت هم جذب میشن. امگا قرار نبود از کسی خوشش بیاد، نه تا وقتی که اون مشکی‌پوش خندید و زیر دلش رو خالی کرد؛ نه تا وقتی که لبخند زد و به امگا گفت: هدیه‌ی روز تولدم میشی؟
Uncle Jeon (Fake Chat) by NyxJeon97
NyxJeon97
  • WpView
    Reads 72,220
  • WpVote
    Votes 9,910
  • WpPart
    Parts 7
-[خبر فوری! به طرز عجیبی رو بابای دوست پسرِ خواهر زاده‌م کراش زدم.] فان/ فلاف/ تمام شده.