LioraHex92's Reading List
33 stories
Uncle Jeon (Fake Chat) by NyxJeon97
NyxJeon97
  • WpView
    Reads 76,628
  • WpVote
    Votes 10,412
  • WpPart
    Parts 7
-[خبر فوری! به طرز عجیبی رو بابای دوست پسرِ خواهر زاده‌م کراش زدم.] فان/ فلاف/ تمام شده.
| Doctor Kim |<AU> vkook. Completed✓ by Im_lorya
Im_lorya
  • WpView
    Reads 171,444
  • WpVote
    Votes 17,811
  • WpPart
    Parts 28
Completed✓ جونگکوک رو استاد دانشگاهش که یه دکتره، کراش بزرگی داره. چی میشه اگه دستش بخوره و یه عکس اشتباهی براش بفرسته؟ یعنی دکتر کیم چه جوری برخورد میکنه؟ AU Name: Doctor Kim couple: Vkook Genre: comedy, fun, fake chat, smut
Poor little kim  by v7kook8
v7kook8
  • WpView
    Reads 999
  • WpVote
    Votes 105
  • WpPart
    Parts 6
یه آلفای جذاب... یه امگای سلیطه... یه اشتباه که نباید اتفاق می‌افتاد... و یه بیبی‌چک که همه‌چیز رو به هم ریخت. جونگکوک قسم خورده تهیونگ رو زنده نذاره؛ و تهیونگ فقط یه آرزو داره... زنده موندن! Gener: #Vkook#Omegaverse#Romance#Comedy#Fluff#Slice_of_Life#Family#Mpreg
ᴍʏ ᴘᴇᴛᴀʟ | گلبرگ من by Dante_1997
Dante_1997
  • WpView
    Reads 355,954
  • WpVote
    Votes 33,375
  • WpPart
    Parts 103
گلبرگ من [ ویکوک] [ کامل شده ] Genre : Hybrid , Mpreg, Romance , Fluff، Dram کیم تهیونگ که به مافیای دارو معروفه و صاحب یکی از بزرگترین شرکت های داروسازی در کره است، در لابراتوار شرکت رقیب تخلفی رو میبینه. استفاده از یک هایبرید خرگوش بی گناه برای تولید دارو و زندانی کردنش ؟؟ این قطعا چیزی نبود که کیم بتونه نادیده بگیره ، مخصوصا اگر اون هایبرید بانمک و می‌شناخت...
𝐿𝑖𝑡𝑡𝑙𝑒 𝑂𝑚𝑒𝑔𝑎💖𝑪𝒐𝒎𝒑𝒍𝒆𝒕𝒆𝒅💖 by tara97jk
tara97jk
  • WpView
    Reads 231,557
  • WpVote
    Votes 26,214
  • WpPart
    Parts 30
Genre : Omegavers💖 Romance 💖 Little 💖 Smut 💖Mpreg 💖and .... Cap :Vkook 💖 Up: Unknown💖 By Amador💖 💖 بعد از تصادف، جونگ کوک در ساید لیتلیش فرو میره و فصل جدیدی برای اون دو شروع میشه.... 💖 زندگی تهیونگ و کوک پر از شیرینی و آب قنده! تا وقتی که جین ، مشاور جونگ کوک و دوستشون، راه حلی برای بازگشت کوک به حالت عادی پیشنهاد میده... 💖 چه اتفاقی برای لیتلی که فکر میکنه ددیش دوستش نداره می افته....؟ Part Of Story💖💖 ❌🔞 با نفس نفس به دست سفید رنگ ته نگاه کرد و بعد با چشم های گرد به سمتش برگشت: شیل موژه؟ تهیونگ اروم خندید: شیرموز دوست داری؟ کوکی با ذوق دست زد: پس شیل موژایی که میخولدم تو این نی بزلگه( به عضوش اشاره کرد!) خونه میتلدن... ❌🔞💖 🥇فیکشن 🥇ویکوک 🥇 امگاورس 🥇 romance 🥇vkook
Love in the Fenc of Farm|Full by the_redlady69
the_redlady69
  • WpView
    Reads 37,898
  • WpVote
    Votes 2,965
  • WpPart
    Parts 6
وضعیت: اتمام یافته✅️ کاپل: کوکوی🐰🐯 ژانر: امگاورس، روزمره، اسمات، امپرگ، کلاسیک خلاصه⚠️: تهیونگ امگای روستایی‌عه که بعد از رد کردن تمامی آلفا های روستاشون و گفتن اینکه "مرسی از ابراز علاقه‌ات ولی من منتظر جفت‌حقیقیمم‌..." با لبخند از کنارشون رد شده. ولی حتی تصورش رو هم نمی‌کرد که جفتش، شهردار جئون باشه! چنل تلگرام رد لیدی: povredlady69 پیج اینستای ادیت ها: _vkooktae با تشکر از انتخاب این داستان^^🍒
Dumb raspberry🫐🌿 | Vkook ver by mahygoli
mahygoli
  • WpView
    Reads 6,389
  • WpVote
    Votes 374
  • WpPart
    Parts 1
[تمشک خنگ]🫐 Genre: omegavers , smut , fluff , comedy couple:Vkook/Jikook |2ver خلاصه: جئون جونگکوک امگای بوکسوری بود که خیلی اتفاقی وقتی دنبال خواهر زاده‌اش به مدرسه دختر کوچولوی لیمویی رفته بود، جفتش رو ملاقات کرد. یه معلم تازه کار و ظاهری به شدت معصوم که لعنت؟ الهه ماه شوخیش گرفته بود؟ اون آلفای خنگ تمشکی جفت تعیین شده‌اش بود؟ میتونست قسم بخوره اون الفا حتی چند سانتی ازش کوتاه تر و هیلکش ظریف تر بود!
Hella Soldier by WholeLottaKv
WholeLottaKv
  • WpView
    Reads 126,201
  • WpVote
    Votes 13,874
  • WpPart
    Parts 19
فرمانده‌ی انیگمای کشور به دستور ملکه علاوه بر سربازهاش باید حواسش رو به اون امگای زال که دردسر خاصی داخل چشم‌های آبی رنگش موج میزد هم میداد؛ اما قرار نبود به قدری ازش مراقبت کنه که حتی بار رسوایی‌ای که به بار آورده بود رو هم به دوش بکشه! فرمانده جئون نباید انقدر وظیفه شناس می‌بود. تهیونگ در ابتدا قصدش فقط شیطنت بنظر میرسید؛ نباید عاشقش میشد. کاپل : کوکوی ژانر : امگاورس، تاریخی، رمنس، اسمات
Omega And His Baby  by the_redlady69
the_redlady69
  • WpView
    Reads 46,315
  • WpVote
    Votes 2,679
  • WpPart
    Parts 11
وضعیت: اتمام یافته✅️ کاپل: کوکوی 🐰🐯 ژانر: امگاورس، بخشی از زندگی، رمنس، اسمات، انگست، امپرگ، مافیایی خلاصه⚠️: جئون جونگکوک آلفای خوشبختی بود که با امگا کیم تهیونگ ازدواج کرده بود. همه چیز خوب و عالی به نظر می‌رسید تا اینکه امگا راجب شغل همسرش فهمید! یک مافیا! هرچند آلفا نقش زیادی نداشت اما بازم امگا قبول نمی‌کرد تا باهاش به زندگی ادامه بده. بعد از یازده سال طلاق می‌خواست.... حتی با وجود یونگبو‌، پسر کوچولوی هفت ساله‌ی آلفاشون‌! چنل تلگرام رد لیدی: povredlady69 پیج اینستای ادیت ها: _vkooktae با تشکر از انتخاب این داستان^^🍒
تو منو دیوونه می‌کنی! by AtlasIsSoooDone
AtlasIsSoooDone
  • WpView
    Reads 176,123
  • WpVote
    Votes 19,386
  • WpPart
    Parts 36
خدای جهان زیرین، جئون جونگکوک که یه مدته ساکن جهان فانی انسان‌ها شده، یه روز با اتفاق غیرمنتظره‌ای تو خونه‌ش روبه‌رو می‌شه. یه مرد غریبه کف آشپزخونه‌ش لم داده و داره بستنی شکلاتی‌‌های مورد علاقه‌ی جونگکوک رو عین انسان‌های اولیه غارنشین، با پنجولاش از تو جعبه بیرون میاره و می‌خوره. عجیب‌تر اینکه این غریبه ظاهرا نمی‌تونه حرف بزنه ولی می‌تونه از عالم غیب گل و بوته ظاهر کنه! یا خدای بهار، پرسیفون، که چیزی از دنیای فانی انسان‌ها و فرم انسانی خودش نمی‌دونه یهو سر و کله‌ش تو خونه‌ی هادس، خدای جهنم، پیدا می‌شه و این جونگکوک بدبخته که انگار باید همه چیو یادش بده. خب... باز جای شکرش باقیه که سرعت یادگیریش بالاست! "تهیونگ، نمی‌تونی لخت و پتی بگردی، لباس از ضروریاته!" "تهیونگ ضروریات دوست نداشت!"