leyliwsh's Reading List
12 stories
Ink and heat by MartaReol
MartaReol
  • WpView
    Reads 35,780
  • WpVote
    Votes 928
  • WpPart
    Parts 20
⚠️ Read at your own risk ⚠️ 🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥
I want it, so im yours by Minhyunll
Minhyunll
  • WpView
    Reads 3,132
  • WpVote
    Votes 584
  • WpPart
    Parts 1
☽⋆بکهیون به عنوان یه امگا تاحالا هیچ رابطه‌ی خوبی با آلفاها نداشت. البته فقط آلفاها نه! اون امگای مو سفید بخاطر دلایلی، کلاً از دسته‌بندی و تمام گونه‌ها متنفر بود. اما متاسفانه وقتی وارد هیت شده بود، خودشو وسط اتاق پارک‌چانیول پیدا کرد. یه آلفای مسلط با دندون‌های نیشِ‌‌تیز. ➺ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐂𝐡𝐚𝐧𝐛𝐚𝐞𝐤 ➺ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬𝐞, 𝐒𝐦𝐮𝐭 ➺ 𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫: 𝐎𝐧𝐞 𝐬𝐡𝐨𝐭 ➺ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐁𝐥𝐮𝐞𝐌𝐢𝐧
Mirror border by hoshi810
hoshi810
  • WpView
    Reads 83,272
  • WpVote
    Votes 21,639
  • WpPart
    Parts 73
همه ی گرگ ها می دونن که پیوند بین یک آلفا و امگا یک سرنوشت ابدیه، سرنوشتی که تا ازل اون هارو بهم گره میزنه... یک بخش رمانتیک از زندگی گرگ ها که همه رو شیفته خودش میکنه... اما این اصلا برای بکهیون رمانتیک نیست... به عنوان یک بتا که عاشق یک آلفا شده... این تراژدی ترین داستان ممکنه! ♡♡♡ کاپل: چانبک، هونهو، کایسو، ویکوک ژانر: رومنس، تخیلی، امگاورس، اکشن وضعیت: پایان فصل اول
Thantophobia  by parkhyunee_s
parkhyunee_s
  • WpView
    Reads 5,443
  • WpVote
    Votes 1,375
  • WpPart
    Parts 6
《ترس همیشه وجود داره و هیچ وقت از بین نمیره، فقط باید حواسمون باشه این حس روی روزمرگی ها و زندگی مون تاثیری نذاره چون اگه به این حس اجازه ی پیش روی توی زندگی مون رو بدیم از درون ما رو نابود میکنه و به اطرافیان و عزیزانمون آسیب میرسونه...》 زندگی بکهیون بعد از اون شب براش تبدیل به یک عذاب همیشگی شد، اون شبی که به ماهیتش پی برد ،خانواده اش رو از دست داد و جفتش رو پیدا کرد، جفتی که فکر میکرد میتونه اونو از تاریکی وجودش نجات بده ولی این اتفاق نیوفتاد و بیشتر درون تاریکی فرو رفت.. چون جفتش ازش متنفر بود و اونو از خودش میروند. اون نمیدونست که دلیل تمامی رفتارهای جفتش از روی ترسه،ترس از دست دادن عشقش...!!! Thantophobia:(noun.) The phobia of losing someone you love. -𝗙𝗶𝗰𝘁𝗶𝗼𝗻 :Thantophobia ⛓🐺◞̽ ──────⟢𖧵⟣───── - 𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦𝘴 : Chanbaek,Kaisoo - 𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦 : Omegaveres,Angest,Amut ──────⟢𖧵⟣───── ⊹#Full #Complete
Juliet Roses (COMPLETED) by CynthiaPaul2002
CynthiaPaul2002
  • WpView
    Reads 211,624
  • WpVote
    Votes 33,942
  • WpPart
    Parts 20
سر موضوعات اساسی دعوا میکردن اما خیلی آسون آشتی میکردن. آخرشب بهم فحش میدادن و فردا صبح با یه سکس اوکی میشدن. انگار وقتی لخت و خواب‌آلود زیر ملحفه دراز کشیدی و پچ‌پچ میکنی "ببخشید"، "هرچی تو بگی"، "دوستت دارم" خیلی راحت‌تره. تمام دفاعیات و توجیهات بی‌ارزش میشن و اتفاقا جوری میبوسی و بغل میکنی و میگی اصلا همه چی تقصیر خودت بوده که نسبت به رفتار دیشبت شبیه دوقطبی‌ها بنظر میرسی. شاید باورنکردنی باشه اما از یه جایی به بعد وقتی دلشون برای همدیگه تنگ میشد، با دعوا شروع میکردن. انگار شروعش باید از این نقطه باشه. عادت شده بود. به کل‌کل و دعوا و لجبازی سر کوچکترین موضوعات عادت کردن. درواقع یه رابطه‌ی مضر ساختن و وانمود کردن همه‌چی اوکیه. همدیگه رو آزار دادن و اسمشو گذاشتن عشق! پارک چانیول رئیس حزب و گروه سیاسی PRK و همسرش بازیگر بیون بکهیون، یه زوج پر از خطا و ایراد. اونا یه رابطه‌ی سمی، شخصیت‌های متضاد، و یه تراژدی متفاوت دارن. -رابطمون مثل رزهای ژولیت بود. گرانبها و ظریف. نیاز به مراقبت و توجه داشت...اما ما براش تلاش نکردیم. 🥀Fɪᴄ: Tʜᴇ Jᴜʟɪᴇᴛ Rᴏsᴇs 🥀Cᴏᴜᴘʟᴇ: CʜᴀɴBᴀᴇᴋ 🥀Gᴇɴʀᴇ: Rᴇᴀʟʟɪsᴍ, Rᴏᴍᴀɴᴄᴇ, Cʀɪᴍɪɴᴀʟ, Mʏsᴛᴇʀʏ, Dᴀɪʟʏ
••🌘Silver and Silk🌒••  by SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    Reads 794,924
  • WpVote
    Votes 101,635
  • WpPart
    Parts 72
📋خلاصه داستان : بیون بکهیون یکی از افسرهای سازمان اطلاعاتی کره اس! کسی که به خاطر ظاهرش همیشه از عملیات ها کنار گذاشته میشه اما یه روز موفق میشه بلاخره یه ماموریت به عنوان مامور مخفی بگیره! بک به خاطر این ماموریت پا به سیلور تاون که یه باند قمار غیر قانونیه میذاره و با ادمای جدیدی اشنا میشه. یکی از این ادمها پارک چانیول رییس بانده که به خودش لقب سیلور داده. بک ناخواسته توجه سیلور رو جلب میکنه و تو موقعیتی گیر میافته که هیچوقت تصورش نمیکرد... همیشه عشق وقتی که کمتر از همیشه انتظارش رو داری سراغت میاد.❣️ دوستی های عمیق... شکستن قوانین... فداکاری... و پیدا کردن کسی که باعث بشه بخوای بخاطرش عوض بشی... 💎💎💎💎💎💎💎💎💎 من به عشق اعتماد ندارم بک... هیچ وقت نداشتم... چه حسی داره وقتی یکی که حتی به عشق اعتقاد نداره حس میکنه عاشقته؟! 💎💎💎💎💎💎💎💎💎 🌗کاپل ها: چانبک-کایسو. کریسهو 🌗ژانر: رمنس. جنایی . درام 🌗محدودیت سنی: 18+NC 🌗نویسنده : #SilverBunny 🐰🌿 Story started at :5/9/2016 Finished: 16/2/2017
Infernal company [Completed] by sabaajp
sabaajp
  • WpView
    Reads 160,577
  • WpVote
    Votes 32,104
  • WpPart
    Parts 99
کمپانی جهنمی ژانر: زندگی اجتماعی،ماجرایی،رومنس،اسمات🔞 کاپل ها: چانبک،کایسو،هونهان ************* خلاصه: یه مهندس معمار بیکار و تنها به اسم بکهیون که دنبال کار میگرده تا بتونه اجاره خونه‌اش رو بده و یه مرد قدرتمند و پولدار به اسم پارک چانیول که رئیس یکی از بزرگترین کمپانی های طراحی داخلی در کشور کره‌اس. چی میشه اگه فردی مثل بکهیون که مخالف معیارهای پارک چانیوله و به شدت هم ازش متنفره به زور تو کمپانیش استخدام بشه؟ اون هم به عنوان یه کارمند ویژه در کمپانی ای که یکی از بزرگترین رقیبهای کمپانی خانوادگی خودشه... ___________________________________________ _خیلی داری انرژی میذاری پارک.خودت به زودی خسته میشی. _ازت متنفرم بیون.به اندازه ی تک تک سلول های بدنم ازت متنفرم اما نه به یک سری دلایل تخمی.و بهت اطمینان میدم نفرتم اونقدر زیاد هست که تا آخرین نفسم از انرژیم براش استفاده کنم و خسته نشم. ___________________________________________ _بک پسر توعه بیون،هرچقدر از خودت بیشتر دورش کنی من بهش نزدیک تر میشم...اونقدر نزدیک که دیگه فاصله ای بینمون نمونه.کاری میکنم که پسرت با دستای خودش فرمانرواییت رو نابود کنه... ************** 🌸 𝕨𝕣𝕚𝕥𝕖𝕣'𝕤 𝕔𝕙𝕒𝕟𝕟𝕖𝕝 :@𝚜𝚊𝚋𝚜𝚊𝚋_𝚒𝚗𝚏𝚎𝚛𝚗𝚊𝚕🌸
🩸red embrace🩸 by nehanexoll
nehanexoll
  • WpView
    Reads 226,706
  • WpVote
    Votes 54,452
  • WpPart
    Parts 89
آغوش سرخ_red embrace کاپل ها:چانبک_سهبک_ کريسهو _کایسو ژانر: مافیا_ رمنس_ اسمات_ انگست نویسنده:nehan وضعیت: تکمیل شده خلاصه: عشق حتی اگه زیر خاکستر نفرت باشه باز هم جوانه میزنه. بکهیون زیرمجموعه ی باند خطرناک اوه و جزو امواله شخصی سهون، رئیس خشن باند، حساب میشد اما خط قرمز های سهون رو زیرپا گذاشت و دلبسته ی اون مرد قد بلند مرموز شد. چی میشه اگه بکهیون بفهمه تمام این مدت رو بازیچه بوده؟ پارک چانیول پلیس نفوذی بود که کل زندگیش رو از بکهیون، نفرت داشت؟
Undertaker (COMPLETED) by CynthiaPaul2002
CynthiaPaul2002
  • WpView
    Reads 453,992
  • WpVote
    Votes 106,238
  • WpPart
    Parts 86
✫چانیول، یه بوکسر زیرزمینی 35 سالست که تو روسیه‌ همه به اسم رایان میشناسنش و از بعد تصادف پارسالش، دنبال گذشتش و شخصی که از بعد تصادف فراموشش کرده میگرده. ✫بکهیون، بهترین بالرین و پاتیناژکار 28 ساله روسیه‌ست که به جز رنگ موهاش، انگار صورت و لحن و رفتاراش هم روکشی از یخ و سرما دارن و این حتی مشکوک‌ترش میکنه اونم وقتی از نگاهش نفرت خاصی بیرون میزنه... -بهت گفته بودم خوشم نمیاد دهنت تلخی اون قهوه لعنتی رو بگیره! -اما تو که نمیدونی بعدش لبات چقدر شیرین بنظر میرسه. -امشب عجیب نگام میکنی. -امشب زیباتر از همیشه­‌ای. -هربار بهم میگی. -هربار زیباتر میشی. -تو چی از عشق میدونی... -عشق چیز ثابتی نیست که همه به یک شکل بشناسنش و توضیح و توصیف بشه...اون فقط باارزش­ترین چیز برای داشتن، سخت‌ترین چیز برای به دست آوردن و...دردناک‌ترین چیز برای از دست دادنه. -نه...تو هیچی از عشق نمیدونی... 𖤐⃟🪦Fɪᴄ: Uɴᴅᴇʀᴛᴀᴋᴇʀ 𖤐⃟🪦Cᴏᴜᴘʟᴇ: CʜᴀɴBᴀᴇᴋ, HᴜɴHᴀɴ, KᴀɪSᴏᴏ 𖤐⃟🪦Gᴇɴʀᴇ: ᴍʏsᴛᴇʀʏ, Aɴɢsᴛ, Cʀɪᴍɪɴᴀʟ, Rᴏᴍᴀɴᴄᴇ, Nᴄ+18 فیکشن مافیایی آندرتیکر رو از دست ندید...
The Shadow [Completed] by RahaAisha
RahaAisha
  • WpView
    Reads 134,197
  • WpVote
    Votes 26,445
  • WpPart
    Parts 89
همه ی دنیا اونو به اسم شدو(سایه) میشناختن خودش اینو خواسته بود سایه‌ی تاریکی که روی زندگی آدم‌ها میوفتاد و باعث نابودی میشد.تعداد آدمایی که اسم واقعیش رو میدونستن اونقدر کم بود که گاهی خودش هم اسمش رو فراموش میکرد. اما وقتی برای اولین بار اون پسر رو دید، همه چیز عوض شد بکهیون شبیه هیچکدوم از آدمایی که تو زندگیش دیده بود، نبود. ******************** + میدونم وقتی تو رو دیدم مغزم خالی شد. نه چیزی میشنیدم نه چیزی میدیدم. اون شب اول توی هتل و دفعه‌های بعدی تو همین خونه... اون وقت‌ها هم عقلم رو از دست داده بودم. تو تاریکی فرو میرفتم و وقتی بیرون میومدم که بهت خیلی صدمه زده بودم. اذیتت کرده بودم و حالت بد شده بود. + تو خیلی قشنگی بکهیون. خیلی قشنگی... خیلی ظریفی... خیلی مهربونی... اونقدر که باعث میشی هم از خودم بدم بیاد هم بترسم. از خودم بدم بیاد که اون رفتارها رو باهات کردم و همینطور از اینکه ممکنه بعدا بازهم اذیتت کنم، ترس همه‌ی وجودم رو میگیره. ******************* ژانر: رمنس، اسمات، انگست،جنایی، معمایی، مافیایی کاپل ها: چانبک، کایسو، هونهان