bexshyy's Reading List
5 stories
𝗜𝗻𝘁𝗼 𝗬𝗼𝘂𝗿 𝗔𝗿𝗺𝘀 | Hyunin  by im__tokyo
im__tokyo
  • WpView
    Reads 1,514
  • WpVote
    Votes 168
  • WpPart
    Parts 1
[وانشات] کاپل:هیونین ژانر:روزمره/ عاشقانه/ اسمات رده سنی:+18 _هیونگ اینجا موزه یا کلیسا نیست که تو اجازه ی دست زدن به مجسمه هارو نداشته باشی. ****** _درسته اینجا کلیسا نیست اما میتونم تا صبح توی همین تخت مثل یه الهه بپرستمت. Warning ⚠️:بخش اسمات داستان مشخص شده که اگر دوست نداشتید بتونید ردش کنید
 𝗙𝗼𝗿𝗲𝘃𝗲𝗿 𝗬𝗼���𝘂𝗿𝘀 | Hyunin by im__tokyo
im__tokyo
  • WpView
    Reads 1,267
  • WpVote
    Votes 161
  • WpPart
    Parts 5
[مینی فیک] [تکمیل شده] کاپل:هیونین ژانر:روزمره،عاشقانه،اسمات رده سنی:+18 _ما میتونستیم دیشب رو تبدیل به یه‌ شب رویایی کنیم و الان درحالی که خاطراتش رو مرور می‌کردیم قهوه‌مون رو بخوریم اگر تو موقعی که داشتم میبوسیدمت و توی مرحله‌ای بودم که واقعا بهت نیاز داشتم خوابت نمیبرد!
𝗽𝘀𝘆𝗰𝗵𝗼 | Hyunin by im__tokyo
im__tokyo
  • WpView
    Reads 1,350
  • WpVote
    Votes 155
  • WpPart
    Parts 1
[وانشات] کاپل: هیونین ژانر: جنایی/عاشقانه/اسمات رده سنی: +18 قطعا قرار نبود داستان زندگیشون روند آروم و شیرینی که بقیه زوج ها دارن رو داشته باشه.مطمئنا عشق بین دوتا روانی قاتل خیلی متفاوت تر و خطرناک‌تر از هر عشقی بود.
Smell Of Death | بـــوے  ̶ م̶ر̶گ̶ــــ by w_crow
w_crow
  • WpView
    Reads 18,963
  • WpVote
    Votes 2,014
  • WpPart
    Parts 28
🚨‼️🔞دارای صحنە های باز و خشن - BDSM 🔞‼️🚨 ژانر ~ رازآلود ، روانشناسی با چاشنی درام ، مافیایی 🚨سد انده! و بوک مریضیه هشدارو جدی بگیرین👨🏻‍🦯 کاپل ها ~ چانجین ، مینسونگ کاپل های فرعی ~ چانمین ، هیونلیکس ـــ بوق ممتد توی سرش اجازە نمیداد صدای آژیرا و پلیسی کە میخواست از صحنه دورش کنە رو بشنوە. دهنش باز مونده بود و پشت سر هم پلک‌ میزد تا اشکایی که جلوی دیدشو گرفته بودن رو پس بزنه. یا شایدم انتظار داشت با پلک زدن صحنهٔ جلو روش عوض بشه و یه بار دیگه لبخند پسر رو موقع دیدن خودش ببینه. وقتی دوتا از پلیسا بازوشو گرفتن کلمۀ 'نە' رو داد کشید ؛ بدون اینکه ثانیه‌ای از پسرش چشم برداره دستای اون دو مرد رو پس زد ، اسمشو داد زد و منتظر جواب موند. ولی سکوت جنازە کرکنندەتر از اونی بود کە بتونە صدای دیگەای بشنوە. آروم رو زانوهاش افتاد ، سرشو سمت شونۀ راستش کج کرد و بە روبەروش زل زد. با دقت خیرە شد... برای چند دقیقە جز خودشو پسری کە بە دیوار آویزون بود چیزی ندید. ینی پسرش درد کشیدە بود؟ لمس دستی که رو شونش نشست ، انگار تلنگری برای جلوگیری از باور حقیقت بود...با سرعت سرشو برگردوند و رو به پلیسی که بالا سرش بود لب زد: "نمردە ، اون خوابیدە..."
𝐄𝐍𝐂𝐇𝐀𝐍𝐓𝐄𝐃 by skzbird
skzbird
  • WpView
    Reads 10,619
  • WpVote
    Votes 1,364
  • WpPart
    Parts 40
هوای بیرون سرد بود، اما حسش نمی‌کردم. نمی‌دونستم کجا دارم می‌رم، قدم‌هام سست و بی‌هدف بودن اما می‌دونستم نمی‌خوام حتی یه لحظه هم متوقف بشم. "دارم خوش می‌گذرونم." دندون‌هامو به هم فشار دادم و فکم منقبض شد. حس می‌کردم با هر قدمی که برمی‌دارم زمین به کفش‌هام می‌چسبه و کش میاد اما هنوز ادامه می‌دادم. انگار اگه سریع‌تر راه برم، می‌تونم از فکرام جلو بزنم... از صدای اون توی سرم جلو بزنم. "ما فقط چند بار با هم خوابیدیم، همین." دهنم تلخ شد. سعی کردم به راه رفتن ادامه بدم اما قدم‌هام مثل قبل محکم نبودن، داشتم تلو‌تلو می‌خوردم. نگاهم توی خیابون چرخید ولی چراغ‌ها تار بودن. "تو زیادی جدی گرفتی." هوا سنگین بود و سرم گیج می‌رفت. حس کردم زمین زیر پام لق شده. یقه لباسم رو پایین کشیدم، نمی‌تونستم نفس بکشم. فکر می‌کردم اگه یه قدم دیگه بردارم بدنم می‌شکنه و تیکه‌هام روی زمین پخش می‌شن. ـ لعنت بهت... --- Main couple: HyunIn Side couples: MinSung - ChangMin - ChanLix Genres: Romance - Slice of Life - Drama - Smut Update: Monday --- این داستان کامل نوشته شده به صورت هفتگی آپ میشه💙