you need escape from reality?reed these
5 stories
▪︎Hello Stranger▪︎ by _KimKameh_
_KimKameh_
  • WpView
    Reads 31,951
  • WpVote
    Votes 4,091
  • WpPart
    Parts 73
; 𝙃𝙚𝙡𝙡𝙤 𝙎𝙩𝙧𝙖𝙣𝙜𝙚𝙧 ; "ما دوباره باهم غریبه‌ایم اما ایندفعه با خاطراتمون" 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: hyunin , chanmin , minsung , 𝒈𝒆𝒏𝒓𝒆: romance , slice of life , smut
Smell Of Death | بـــوے  ̶ م̶ر̶گ̶ــــ by w_crow
w_crow
  • WpView
    Reads 18,963
  • WpVote
    Votes 2,014
  • WpPart
    Parts 28
🚨‼️🔞دارای صحنە های باز و خشن - BDSM 🔞‼️🚨 ژانر ~ رازآلود ، روانشناسی با چاشنی درام ، مافیایی 🚨سد انده! و بوک مریضیه هشدارو جدی بگیرین👨🏻‍🦯 کاپل ها ~ چانجین ، مینسونگ کاپل های فرعی ~ چانمین ، هیونلیکس ـــ بوق ممتد توی سرش اجازە نمیداد صدای آژیرا و پلیسی کە میخواست از صحنه دورش کنە رو بشنوە. دهنش باز مونده بود و پشت سر هم پلک‌ میزد تا اشکایی که جلوی دیدشو گرفته بودن رو پس بزنه. یا شایدم انتظار داشت با پلک زدن صحنهٔ جلو روش عوض بشه و یه بار دیگه لبخند پسر رو موقع دیدن خودش ببینه. وقتی دوتا از پلیسا بازوشو گرفتن کلمۀ 'نە' رو داد کشید ؛ بدون اینکه ثانیه‌ای از پسرش چشم برداره دستای اون دو مرد رو پس زد ، اسمشو داد زد و منتظر جواب موند. ولی سکوت جنازە کرکنندەتر از اونی بود کە بتونە صدای دیگەای بشنوە. آروم رو زانوهاش افتاد ، سرشو سمت شونۀ راستش کج کرد و بە روبەروش زل زد. با دقت خیرە شد... برای چند دقیقە جز خودشو پسری کە بە دیوار آویزون بود چیزی ندید. ینی پسرش درد کشیدە بود؟ لمس دستی که رو شونش نشست ، انگار تلنگری برای جلوگیری از باور حقیقت بود...با سرعت سرشو برگردوند و رو به پلیسی که بالا سرش بود لب زد: "نمردە ، اون خوابیدە..."
𝐄𝐍𝐂𝐇𝐀𝐍𝐓𝐄𝐃 by skzbird
skzbird
  • WpView
    Reads 10,619
  • WpVote
    Votes 1,364
  • WpPart
    Parts 40
هوای بیرون سرد بود، اما حسش نمی‌کردم. نمی‌دونستم کجا دارم می‌رم، قدم‌هام سست و بی‌هدف بودن اما می‌دونستم نمی‌خوام حتی یه لحظه هم متوقف بشم. "دارم خوش می‌گذرونم." دندون‌هامو به هم فشار دادم و فکم منقبض شد. حس می‌کردم با هر قدمی که برمی‌دارم زمین به کفش‌هام می‌چسبه و کش میاد اما هنوز ادامه می‌دادم. انگار اگه سریع‌تر راه برم، می‌تونم از فکرام جلو بزنم... از صدای اون توی سرم جلو بزنم. "ما فقط چند بار با هم خوابیدیم، همین." دهنم تلخ شد. سعی کردم به راه رفتن ادامه بدم اما قدم‌هام مثل قبل محکم نبودن، داشتم تلو‌تلو می‌خوردم. نگاهم توی خیابون چرخید ولی چراغ‌ها تار بودن. "تو زیادی جدی گرفتی." هوا سنگین بود و سرم گیج می‌رفت. حس کردم زمین زیر پام لق شده. یقه لباسم رو پایین کشیدم، نمی‌تونستم نفس بکشم. فکر می‌کردم اگه یه قدم دیگه بردارم بدنم می‌شکنه و تیکه‌هام روی زمین پخش می‌شن. ـ لعنت بهت... --- Main couple: HyunIn Side couples: MinSung - ChangMin - ChanLix Genres: Romance - Slice of Life - Drama - Smut Update: Monday --- این داستان کامل نوشته شده به صورت هفتگی آپ میشه💙
Cold coffee by thefelora
thefelora
  • WpView
    Reads 12,179
  • WpVote
    Votes 1,334
  • WpPart
    Parts 27
در آغوشم بگیر و نجاتم بده ، قاتلی به دنبال من است که گاه به گاه در آینه ها میبینمش. این داستان فصل دوم (چای تلخ) bitter tea هست پیشنهاد میکنم حتما فصل اول رو بخونید کاپل فصل دوم :هیونین. چانمین.مینسونگ
bitter tea by thefelora
thefelora
  • WpView
    Reads 39,855
  • WpVote
    Votes 2,714
  • WpPart
    Parts 27
او را تماشا کردم، درتاریکی. میخواستم از او محافظت کنم و او را در امان نگه دارم... _چانمین_مینسونگ_هیونین ژانر:درام_اسمات