Never click suspicious links
Reminder: Wattpad will never ask for passwords, payment information, or other sensitive account security details.
My book ...🍒
5 stories
Endless Darkness  by _MoonyMoa
_MoonyMoa
  • WpView
    Reads 323
  • WpVote
    Votes 20
  • WpPart
    Parts 2
_خون هایی که ریختی روی رز سپیدی که عاشقش بودی لکه انداخته و حالا اون از بین رفته ... اون دیگه پاک نیست ... رز پاک و سپیدت غرق تو قرمزی خون و گناهی شد که هیچوقت نمیخواستشون و تو بهش اهمیتی ندادی ... اون حالا یه گل سرخ شده و با خار هایی که هرگز بهش اهمیتی ندادی تو قلبت این‌بار برای ریختن خون خودت فرو میره و تو مجبوری فقط نگاش کنی چون این خودت بودی که از ریشه جداش کردی ... ‌ ~~~~~~~~~~~ + رز سپید ... ؟! - اون مثل رز سپیدی بود که قدرت هیچ چیز غیر از تشخیص رنگ خودش رو نداشت . دنیای اطرافش بی رنگ و تاریک بود اما هر بار با بارش برف سپید رنگی که می‌تونست خودش به تنهایی رنگش رو تشخیص بده ، لبخند میزد و دستش رو سمت آسمون بلند میکرد . شاید اگه تنها توی گوی شیشه ای شفاف اطرافش از دور به زیباییش خیره میشدم ، این اتفاقات نمی افتاد. Name : Endless Darkness ~ تاریکی بی پایان Couple: Yeongyu , sookai Writer : _MoonyMoa
Vesperaël | وِسپِرائِل by _MoonyMoa
_MoonyMoa
  • WpView
    Reads 434
  • WpVote
    Votes 35
  • WpPart
    Parts 3
داستان یه بالرین ... بالرین ساده ای که سپیدی رویاهاش در سیاهی ای نا آشنا بلعیده شد. - اون مثل یه فرشته بنظر میرسید. تمام حرکاتش بی نقص و ظریف بود ؛ اما رقص با یه شیطان باعث شد بال هاش رو از دست بده. صدای ویالون های گوش نواز همیشگیش تبدیل به یه جیغ کر کننده بشه؛ ولی با این حال اون دست از رقصیدن بر نداشت و به اون رقص کشنده ادامه داد . پاهاش خونریزی کرد. سپیدی وجودش غرق تو قرمزی خون و گناهی شد که هیچوقت نمیخواستشون و درنهایت... اون سقوط کرد و نورش رو از دست داد . × سینیوره آنتون... اون مُرد؟! - نه. هیچکس از پایانش خبر نداره. افسانه ها میگن این داستان برای واقعیتی در آینده خلق شده. فقط اون داستانی که مشخص نیست کِی و کجا درحال زنده کردن این افسانه و روح بخشیدن به این کارکتر هاست میتونه پایانشو مشخص کنه ~~~~~ نیمه نور ، نیمه سایه... مرز بین نور و تاریکی که هیچکس نمیتونست کامل درکش کنه ؛ با یک رقص تراژیک که هر حرکت ، داستانی از فروپاشی بود. در اون صحنه پاکی در برابر تاریکی، نور در برابر سایه و روح در برابر آسیب میرقصید و بیننده ها شاهد لحظه ای بودند که نور میمرد تا بخشی از تاریکی بشه. Name : Vesperaël ~ وِسپِرائِل وِسپِرائِل یک اسم هنری میان زبانی ترکیبی‌ از «نور لطیف سپید و تاریکی عمیق شب» که نه کاملا نوره ، نه کاملا سایه؛ بلکه
The Tattoo On his neck  by _MoonyMoa
_MoonyMoa
  • WpView
    Reads 6,545
  • WpVote
    Votes 510
  • WpPart
    Parts 26
_ چجوری بیشتر درد میکشی...؟! همون طور که روی بلندی ایستاده بود با چاقوی تیز توی دستاش یه قدم عقب تر رفت و جیغ کشید _ بگوووو ... با خودم چی کار کنمممم ... چی کار کنم درد میکشییییی؟ اون داشت فریاد میزد ، دیوونه شده بود و دلیل دیوونگیش روی زانو هاش افتاده بود و با التماس اشک می‌ریخت . اون همینطور داشت جیغ میکشید و پسر رو به روش با دیدن پر پر شدن رز سفیدش جلو چشماش داشت نابود میشد . _ چی کار کنم نابود میشی؟ چی کار کنم دیگه تا بقیه زندگیت نمیتونی چیزی رو حس کنی؟ چی کار کنم تا از همه و مخصوصا خودت متنفر میشی؟ چی کار کنم مثل من فقط به خودت آسیب میزنی تا همه چیو نابود کنی، حتی خودتو؟ چی کار کنم مثل مرده ها زندگی میکنی؟ بگووووو ... چی کار کنم من میشی؟ ~~~~~~~~~~~~ یه بازی ... یه دروغ ... یه رمز و ... یه تتو ... همه چی از یه تتو شروع شد. تتوی پشت گردنش ... اون یه رمز بود . پسری که همه دنبالش بودن و نباید دست کسی بهش می‌رسید ... اون تتو متعلق به کی بود؟! اون نقش اصلی بود؟! اون باید کشته میشد... " زمزمه های پنهان زیر موهایش " Couple: Yeongyu , Hyunlix ... *هر پارت که گیج شدید ، پارت پارازیت رو بخونید ، داستان کلی اونجا گفته شده . لطفا تا نرسیدن به پارت مورد نظر نخونیدش . اگه باز هم سوالی داشتید بپرسید ~ Writer : _MoonyMoa
Interstellar  by _MoonyMoa
_MoonyMoa
  • WpView
    Reads 8,172
  • WpVote
    Votes 740
  • WpPart
    Parts 28
" شبای مهتابی رو به طرز عجیبی پوچ احساس میکنی چون وقتی اسممو صدا میزنی چیزی نمیشنوی ...." _ پرواز تو باعث سقوط من شد گیو، سقوط ما..... هیچوقت فکرشو میکردی به سرنوشت اون داستان ها و ماه و ستاره هایی که عاشقشون بودی دچار شیم ؟! ~~~~~~~~~~~~ دژاوویی که هر لحظه محو میشه و سرنوشتی که از بین میره ... ستاره هایی که در تاریکی سپیده دمی سقوط کردن ... نامه هایی که هیچوقت مقصدی برای فرستاده شدن نداشتن ... و عشقی که غافلانه فضای بین ستارگان رو در بر گرفت... ~~~~~~~~~~~~ " نمی‌دونم کجام یا کجا قراره باشم نمی‌دونم چی شده و چی قراره بشه ولی بهم قول بده ، مثل اولین نگاهمون بهم قول بده ، مثل آخرین دیدارمون بهم قول بده ، نه مثل تمام قول هایی که نتونستی بهشون عمل کنی بهم قول بده بدون من هم خوشحال باشی و حتی بلند تر بخندی و منتظرم نمونی ... " _ هوانگ هیونجین ____________________________ Name : Interstellar ~ فضای بین ستارگان Couple: Hyunlix , Yeongyu Writer : _MoonyMoa _ خلاصه پارت اول / summary