Ruby2159's Reading List
195 stories
𝐃𝐄𝐀𝐑 𝐌𝐘.  by xoxopomeon
xoxopomeon
  • WpView
    Reads 47,197
  • WpVote
    Votes 4,389
  • WpPart
    Parts 24
جونگکوک نمیخواست هیچکس به عزیزشده‌ش نزدیک بشه. چون میدونست هرکی به سمت اون میاد، فقط و فقط برای سوء استفاده و آسیب زدن بهش میاد. عزیزکرده‌ای که خودش هم از وجود اون دیوونه‌ی خونخوار،خبر نداشت. فقط میدونست و حس میکرد. کسی.چیزی‌.همیشه باهاشه. و این بهش احساس امنیت میداد. °❀.ೃ࿔*𖡼.𖤣𖥧𖡼.𖤣𖥧❀࿐ جونگکوک روی لب‌های لرزون پسر زمزمه کرد. «نگران نباش... دیگه هیچ‌وقت قرار نیست، حتی فکرت هم به سمتش بره...» تهیونگ تنها نگاه‌ش رو دور اتاق چرخوند. خون،، بدن اون مرد،، امنیت؟امنیت. با چشم‌های پر لب زد. «ببخشید؟آجوشی؟... میشه بغلم کنید؟...» 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐤𝐨𝐨𝐤𝐯 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐀𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧10٪, 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚, 𝐬𝐦𝐮𝐭, 𝐂𝐮𝐭𝐞 80%, 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭 10%, 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞 100% به امید اینکه یک نیمچه لبخند به لبهای نازت بیاره🫂🍀🌸✨️
RUN║KOOKV by sufiland
sufiland
  • WpView
    Reads 139,643
  • WpVote
    Votes 19,712
  • WpPart
    Parts 18
«کیم‌تهیونگ و جئون‌جانا قرار بود به خواست هردو خانواده‌ با هم دیگه ازدواج کنن. همه هم چیز داشت خوب پیش‌ می‌رفت تا اینکه که پای برادر عروس به ماجرا باز شد...» ❈نام‌اَثر: |فــــرار کـن| ❈کاپل: کوکویـ / یونمین ❈ژانر: طنز‌اجتماعی / عاشقانه‌ماجرایی / اسمات / پایان‌خوش ❈وضعیت: [کامل شده]✓ •این داستان تنها درجهت سرگرمی نوشته شده و هیچ ارتباطی با زندگی شخصی افراد ندارد ؛ لطفا جوگیر و تعصبی نشوید. •تمام حقوق این کتاب متعلق به نویسنده می‌باشد لطفا از انتشار آن در سایر پلتفرم‌ها و ایده‌ برداری از محتوا خودداری فرمایید.
Hate You || 𝗩𝗞𝗢𝗢𝗞 by lvkljk
lvkljk
  • WpView
    Reads 53,953
  • WpVote
    Votes 5,116
  • WpPart
    Parts 25
یا جونگ کوک نباید به یه پلیس دل می‌بست یا تهیونگ نباید به یه پسر بچه انقد عشق می‌ورزید.. حالا پنج سال گذشته بود و اون دو دوباره باهم روبرو شدن، چه چیزی در انتظارشون بود؟ • 𝗡𝗲𝗠𝗲 || 𝙃𝙖𝙏𝙚 𝙔𝙤𝙐 • 𝗚𝗲𝗡𝗿𝗘 || 𝙍𝙤𝙈𝙖𝙣𝘾𝙚✫𝙎𝙢𝙪𝙏 ✫ • 𝗖𝗼𝗨𝗽𝗹𝗘 || 𝙑𝙆𝙊𝙤𝙠 • 𝗪𝗿 || Nia آپ: پنجشنبه
 We are not friends! by callmedeesse
callmedeesse
  • WpView
    Reads 280,127
  • WpVote
    Votes 43,641
  • WpPart
    Parts 28
نمیخوام دوستت باقی بمونم... میخوام به عنوان یه معشوقه، مالک قسمت بزرگی از ماهیچه ی تپنده ی سمت چپت باشم! لطفا بهم نگو ما دوستیم...! ___ تعطیلات کریسمس 1993، چیزی فراتر از یک تعطیلات عادی برای کیم تهیونگ بود... اونم وقتی بعد از 11 سال دوری به کره برمیگرده و درست همون شب اول با جونگکوک، دوست صمیمی دوران بچگیش رو به رو میشه. مطمئناً تهیونگ هیچ وقت فکرش رو هم نمیکرد دوست 12 ساله اش حالا تبدیل به پیانیست خوش چهره و محبوبی شه...! [Complete] ______________ - Name : ⌠ we are not friends! ⌡ - Writer : ⌠ déesse ⌡ -Couple: ⌠ kookv ⌡ -Genre:⌠romance , slice of life , Angst , smut ⌡
『 𝑹𝑬𝑨𝑺𝑶𝑵 𝑶𝑭 𝑴𝒀 𝑪𝑹𝒀 ᴷⱽ 』 by Atlasless
Atlasless
  • WpView
    Reads 157,370
  • WpVote
    Votes 12,376
  • WpPart
    Parts 22
"اتمام یافته" -چرا نمیذاری بمیرم؟ مگه این همه بدبختی رو از سمت من نمیبینی؟ -عزیزبودن میدونی چیه؟برام عزیزی، واضح تر بگم؟ دوستت دارم، عاشقت شدم، بلندتر بگم؟! COUPLE: KOOKV GNR: ROMANCE, FLUFF, ANGST, SMUT
𝑀𝐴𝑅𝑅𝑌 𝑀𝐸?  𝐎𝐫   𝑀𝐴𝑅𝑅𝑌 𝑀𝐸? by Tina_0086
Tina_0086
  • WpView
    Reads 14,499
  • WpVote
    Votes 2,657
  • WpPart
    Parts 33
𝑀𝐴𝑅𝑅𝑌 𝑀𝐸? 𝐎𝐫 𝑀𝐴𝑅𝑅𝑌 𝑀𝐸? {مینی فیک-فیک چت-کمدی-امگاورس-فلاف} {کاپل اصلی : تهکوک} اگه دنبال چیزی هستی که از سر تاپاش عسل بباره این فیک خوبی برای انتخابه✅ به احتمال نود درصد اسمات نداریم(خودمم نمیدونم بنویسم یا نه والا ولی فککک نکنم.)
send meⁿᵘᵈᵉˢ(complete) by _sorablue_
_sorablue_
  • WpView
    Reads 127,302
  • WpVote
    Votes 15,251
  • WpPart
    Parts 32
[چت استوری✌︎] همه چی از اونجا شروع شد که جونگکوک برای تهیونگ اشتباهی عکس برهنه فرستاد و قلب(دیکشو بگم بهتر نی؟-_-) تهیونگ رو به تپش میندازه ولی چی میشه اگه اینجا جونگکوک با جیمین تو رابطه باشه و حتی ندونه عشق واقعی چیه ؟! Couple : ویکوک Up time : تموم شده شروع : چهارشنبه ۲ تیر پایان : جمعه ۱۴ آبان
One night_vkook by Ghazal181082
Ghazal181082
  • WpView
    Reads 118,948
  • WpVote
    Votes 12,238
  • WpPart
    Parts 25
(کامل شده) Complete نام فیک:یک شب کاپل:ویکوک ژانر:عاشقانه، رومنس،اسمات،روابط BDSMاونقدر خشن نیست خلاصه:جونگکوک بعد از کات کردن با دوست پسر سابقش با دوستش به بار میره و اونجا با تهیونگ آشنا میشه و بعد از یه وان نایت میخواد فراموش کنه که تهیونگ به عنوان استاد دانشگاهی که جونگکوک در اون درس میخونه وارد میشه حالا روابط تهیونگ و جونگکوک به‌طور طبیعی میگذره؟.... #1teakook #2teakook
𝙞𝙣𝙨𝙩𝙖𝙣𝙩 𝙠𝙖𝙧𝙢𝙖 [KookV] by Jasminjhs
Jasminjhs
  • WpView
    Reads 29,202
  • WpVote
    Votes 3,725
  • WpPart
    Parts 17
تهیونگ سال‌هاست که مسیرش رو از خلافکارها و برادرش جدا کرده و فقط دنبال یه شغل موقت می‌گرده تا خودش خرج دانشگاهش رو دربیاره. اما وقتی مجبور میشه پیشنهاد عجیب هوسوک رو قبول کنه و برای چند روز از پسر کوچولوی رئیس باند مافیا مراقبت کنه، بی‌اختیار وارد مسیری میشه که همیشه ازش فرار کرده. جونگکوک مرد جدی و پدر با فکری بود که برای پسرش هرکاری‌ می‌کرد. و این شامل سر و کله زدن با پرستار زبون‌دراز پسرش هم می‌شد. بین کل‌کل‌ها، تنش‌های بین‌شون و لبخند پسربچه‌ای که فاصله‌شون رو کم می‌کرد، رابطه‌ای شکل می‌گیره که هیچ‌کدوم براش آماده نبودن، ولی شاید، هردو دنبالش بودن. - - -بهتره کم‌کم یاد بگیری باهام مودبانه حرف بزنی تهیونگ. یه کم احترام بد نیست. -تو لایق هیچ احترامی نیستی عوضی. Name: Instant Karma Couple: KookV Genre: Fluff, Drama, Romance, Smut Author: Locks
BACKROOMS ✦VK✦ by CoralineJs
CoralineJs
  • WpView
    Reads 1,206
  • WpVote
    Votes 299
  • WpPart
    Parts 11
Completed ✓ تنها چیزی که با تک‌تک سلول‌های بدنش می‌تونست حس کنه، ترس بود. ترسی که هرچی بیشتر می‌گذشت، عمیق‌تر تو وجودش رخنه می‌کرد و اون رو از پا درمی‌اورد. قلبش با ریتمی عجیب و بی‌رحمانه می‌تپید، انگار قصد داشت از سینه‌اش بیرون بپره. آرامشِ نفس‌هاش فروکش کرده بود و جاش رو به نفس‌های نامنظم و تند داده بود. پاهاش به‌شدت سست و خسته شده بودن و برای ذره‌ای استراحت، التماس میکردن. افکارش گیج و پراکنده بود و نمی‌دونست دقیقاً داره چیکار میکنه. شاید چون نمی‌تونست بفهمه چطوری به اینجا اومده، کجا باید بره، یا حتی آیا کسی مثل خودش اینجاست یا نه. تنها چیزی که ازش مطمئن بود این بود که اینجا هیچ چیز عادی نیست و احساس می‌کرد هرلحظه جونش در خطره. تولد ایده: ۸ شهریور ۱۴۰۴ شروع: ۱۵ شهریور پایان: ۱۸ مهر