Donna7jjk's Reading List
9 historias
دوباره ملاقاتت میکنم؟ por parkingi3
parkingi3
  • WpView
    LECTURAS 1,578
  • WpVote
    Votos 102
  • WpPart
    Partes 15
کریستفرچان پسری که از سن نوجوانی برادر های خود را بزرگ کرده و در نبود پدر و مادر از آنها نگهداری کرده حدود پنج سالی می‌شود که چان هرشب یه خواب را می‌بیند که تبدیل به یک کابوس شده است...
/Sunflower/ por Vnice23
Vnice23
  • WpView
    LECTURAS 1,813
  • WpVote
    Votos 340
  • WpPart
    Partes 5
کاپل: کوکمین ژانر: فلاف، انگست، رومنس _بخشی از متن: " وقتی برگشتم، ارباب هم خونه بود. صدام کرد. مثل همیشه بهم گفت: گل آفتابگردونم. همیشه وقتی اینطوری صدام میزد، بعدش همه چیز قشنگ میشد. انگار توی دشت آفتابگردون بودم و خورشید می‌درخشید. ولی اینبار فرق داشت. اینبار یه چیزی بهم گفت که همه ی اون گل‌های آفتابگردون پژمرده شدن. مثل لبخند من."
༺𝑪𝒓𝒖𝒆𝒍 𝒀𝒐𝒖༻ por _SilverMoon_m
_SilverMoon_m
  • WpView
    LECTURAS 15,521
  • WpVote
    Votos 1,136
  • WpPart
    Partes 22
جیمین؛ امگایی که بخاطر فلج بودن از سمت آلفاش طرد میشه درحالی که طبق وصیت پدربزرگشون باید باهم ازدواج کنند ؛ شرایطی که برای جونگ‌کوک قابل پذیرش نیست اما راه دیگه ای وجود داره تا از شر امگای مورد تنفرش خلاصه بشه؟ 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑺𝒎𝒖𝒕 , 𝑴𝒑𝒓𝒆𝒈 , 𝑶𝒎𝒆𝒈𝒂𝒗𝒆𝒓𝒔𝒆 , 𝑨𝒏𝒈𝒔𝒕 , 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑲𝒐𝒐𝒌𝒎𝒊𝒏 𝑺𝒕𝒐𝒓𝒚 𝒃𝒚: @Authoryeon 𝑹𝒆𝒔𝒕𝒐𝒓𝒆𝒓: @_SilverMoon_m ~این فیک بازگردانی هست~
Hellish Love por Angelic_ly
Angelic_ly
  • WpView
    LECTURAS 43,115
  • WpVote
    Votos 3,674
  • WpPart
    Partes 32
(عشق جهنمی) Hellish Love کاپل اصلی:کوکمین ژانر:امگاورس،رمنس،درام،اسمات،شاید انگست خلاصه: هیچوقت همچین ازدواجی رو برای خودش تصور نکرده بود...همیشه فکر می‌کرد قراره با کسی که دوستش داره تو یه روز آروم و رمانتیک ازدواج کنه...اما رویاها فقط تو رویاها باقی می‌مونه... جیمین امگای پسر یه خانواده‌ی مافیا که رده‌ی بالایی ندارن اما چی میشه اگه پدرش برای بالا کشیدن خودش مجبورش کنه که با آلفای یه خانواده‌ای قدرتمند ازدواج کنه؟ -تو فردا شب یا ازدواج می‌کنی یا میمیری...انتخابش با خودته! +پس میتونی منو بکشی...منو بکش...منو بکشششش! -باشه هرجور خودت میخوای...اما..اون دوست پسرت که به اصطلاح عاشقشی هم کنارت دفن میشه...اینو بدون و دوباره راجبش فکر کن! روزهای آپ:کامل شده
Deadly human weapon
 por nana_bl_navel
nana_bl_navel
  • WpView
    LECTURAS 216,376
  • WpVote
    Votos 35,959
  • WpPart
    Partes 79
بخشی از فیک: امگای مذکر باردار بود! برای امگای بیست ساله ای که نه مارک شده، نه ازدواج کرده، نه حتی دوست پسر و پارتنر دارد، این یک رسوایی ویران کننده محسوب میشد، daedly human weapon خلاصه: امگای جوان به قصد تحمل درد خیانتی که بهش شده برای مست کردن به بار میره و این مستی به درگیری با یک گروه گنگستر خطرناک، و بارداری ناخواسته و رشته اتفاقاتی که سرنوشتش رو به طور کامل تغییر میده ختم میشه... . نام فیک: سلاح کشتار انسانی . ژانر:درام/ عاشقانه/ امگاورس/امپرگ . کاپل: kookmin / namjin/supe 🎖 bts 🎖jongkook
Black Crow | Kookmin por kookminaredatiing
kookminaredatiing
  • WpView
    LECTURAS 28,633
  • WpVote
    Votos 3,607
  • WpPart
    Partes 15
🪶 نام داستان: کلاغ سیاه •کاپل: کوکمین •ژانر: جنایی، انگست، رمنس، اسمات، امگاورس، امپرگ. خلاصه: جئون جونگکوک، نابغه و فرمانده‌ی برجسته‌ای که به دلیل اتفاقات گذشته، از همه طرد و پس زده شد. وجود او از بدو تولد در کنار هر فرد، منجر به مرگ و نحسی میشد. و حال اون در کنار جیمینه! پارک جیمین. امگایی که در یک شب سرد و سوزناک، جئون رو از مرگ نجات میده و اون رو درمان میکنه. هیچ چیزی برای از دست دادن نداره. حتی اگر به نابودی کشیده بشه، تنها چیزی که میخواد جئون جونگکوکه. شاید جئون جونگکوک، به همراه نشان ارتباط و توله‌ای از خون فرمانده؟ **********************
𝑫𝒆𝒋𝒂 𝒗𝒖 por im_roro_
im_roro_
  • WpView
    LECTURAS 42,112
  • WpVote
    Votos 7,098
  • WpPart
    Partes 39
𝐃é𝐣à𝐯𝐮 ژانر : فانتزی(خون‌آشامی) / تخیلی/عاشقانه "من...یه هیولام؟" "تو یه فرشته ای" بدون تردید جواب داد و به ارومی سرش و به سمت پسرک برگردوند. جیمین همچنان به سقف بالا سرش خیره بود. "ولی میتونم تبدیل به یه هیولا بشم" "نه تا وقتی که منو کنارت داری" بالاخره نگاهش و از سقف فرسوده که از سوراخ های کوچیکش پرتو های ضعیف نور به داخل درز کرده بود گرفت و به چشم های خسته جونگکوک خیره شد. "از دستم عصبانی؟" "انقدر زیاد که میتونم همه جا رو به آتیش بکشم..." به ارومی دستش و بلند کرد و با انگشت اشاره اش تره ای از مشکی های براق جونگکوک و به عقب فرستاد. "پس چرا انقدر ارومی؟" "چون واسه عصبانی شدن باید اول بخشیده بشم..." "بخشیدم...حالا ازم عصبانی شو!"