یونمین
11 story
Coshay / نامیرا на rominaromina396
rominaromina396
  • WpView
    Прочтений 385,261
  • WpVote
    Голосов 32,563
  • WpPart
    Частей 128
پایان یافته 🔥 بخشی از داستان : کای کنجکاو روی صورت سرخ اپاش خم شد " خب ...بقیش ؟ جیمین چونشو به زانوش تکیه داد و این بار به چشمای براق بچه هاش خیره شد " من ...من فرار کردم ... چشمای همشون در کسری از ثانیه گرد شد سوهو بهت زده دهنش باز موند " چکار کردی اپا ؟؟ با این که وضعیتتو میدونستی..میدونستی اگر پیدات کنن بدبخت میشی !!! با این حال فرار کردی ؟؟؟ کجا ؟ چطوری ؟ چراااا؟؟؟ جیمین لبشو گزید .."من ..من واقعا دوست داشتم... دوباره اونا رو ملاقات کنم ..من ...خسته شده بودم از ۱۶ سال تنهایی.. . . . کاپل " فورسام یونمینکوکوی ،🙈 خانوادگی،🔥 روزمرگی🙂، امگاورش😈، کمدی و تراژدی ، 🤣😭امپرگ، 🫡هیجانی 🤚🏻 . . . " پنج یا شیش تا خاندان بودن جاودانه و همراه با نیرو های عجیب ... با هم رابطه خوبی داشتن و بین مردم عادی زندگی میکردن ...!! همه بزرگ خاندان ها با هم دوست بودن .... و پدر من و پدر ...پدراتون ..با هم برادر بودن ... همشون نسبتا زندگی خوبی داشتن تا این که من به دنیا اومدم ... امگا خون خالص زاده شده از دو والد آلفا... خون من ..میتونست انسان های عادی رو جاودان کنه ... چیزی که تا قبل اصلا وجود نداشت و احتمال به وجود اومدنش از دو والد آلفا زیر ده درصد بود . چشمای همشون گرد شد . جیمین پاهاشو توی شکمش جمع کرد و غمگین به زمین خیره شد " کم کم این موضوع
OMERTÀ  на ti_VK_na
ti_VK_na
  • WpView
    Прочтений 3,472
  • WpVote
    Голосов 667
  • WpPart
    Частей 26
couple: yoonmin, taekook, namjin genres: mystery, police drama, crime, romance, smut, mafia " اُمرتا فقط یه دستور سکوت نیست تو خانواده ی من این یه چیزی بیشتر از دستور سادست، امرتا برای ما سبک زندگیه اُمرتا یعنی حق فروختن دوستها و خانوادت رو نداری؛ امرتا یعنی هیچوقت به پلیس حرفی از اعضای خانواده نزن. امرتا یعنی اگه وفادار نباشی لایق مرگی، امرتا یعنی تو تا اخرین نفسی که میکشی متعلق به این خانواده ای، متعلق به ترایادی.. خانواده ای که بقیه به اسم مافیا میشناسنش" . . * تا حالا شده عاشق یه آدم اشتباهی بشی؟ از این عشقا که از دور داد میزنه اشتباهه ولی تو با چشمای باز واردش میشی و با اراده ی خودت مدام جلوتر میری انقدری که وقتی به خودت میای میفهمی حاضری جونتو بدی ولی اون اشتباهو ازت نگیرن؟ من اینجوری عاشق شدم...
Finix (yoonmin) на Ruby___writer
Ruby___writer
  • WpView
    Прочтений 48,782
  • WpVote
    Голосов 5,762
  • WpPart
    Частей 28
مین یونگی، آلفایی سرسخت و پلیسی جاه‌طلب، برای ارتقاء شغلی وارد «آشیانه آلفا» می‌شه؛ آکادمی‌ای بی‌رحم برای تربیت نیروهای ویژه. اما درست قبل از شروع این مسیر، زیر فشار خانواده مجبور می‌شه وارد ازدواجی بشه که هیچ‌وقت انتخابش نبوده؛ با پارک جیمین، امگایی که پسر رئیس جدید سازمان ضدتروریسم کره‌ست. یونگی آکادمی رو راهی برای فاصله گرفتن از این اجبار می‌دونه، بی‌خبر از اینکه جیمین هم با هدفی مستقل وارد همون مسیر شده؛ تنها امگای حاضر در آشیانه، زیر نگاه‌ها، قضاوت‌ها و خطر. بعضی تقاطع‌ها فقط شروع راهن... نه به مقصد، بلکه به جایی که هیچ‌کس نمی‌تونه پیش‌بینیش کنه. ___________________________________ نام فیک : Finix کاپل اصلی : yoonmin (یونمین) ژانر : امگاورس / ازدواج اجباری / پلیسی / انگست / اکشن / رومنس / اسمات / عشق نفرت نویسنده : روبی ❤️ وضعیت : درحال انتشار (کپی ممنوع)⚠️ ____________________________________
💎Crystalline💎 на Black_Angel_2020
Black_Angel_2020
  • WpView
    Прочтений 1,464,968
  • WpVote
    Голосов 176,357
  • WpPart
    Частей 99
زمانی فهمیدم یک گناه‌کارم که به امگا بودنم پی‌بردم. با متولد شدنم به عنوان یک امگا، بزرگ‌ترین گناه عمرم رو مرتکب شدم. اما وقتی دست خودم نبود که چطور متولد بشم، آیا عادلانه بود که از طرف خانواده‌م به گناه‌کار بودن متهم بشم؟ و اگه این تقصیر منه...کاش اون‌هایی که به اختیار خودشون یک آلفا متولد شدن بهم بگن که دقیقا کجای راهو اشتباه رفتم؟ پ-ج ____________ زمین می‌چرخه، مرزها می‌شکنن، آدما عوض می‌شن، همه چیز امکان پذیره حتی تغییر کردن من! آتیش خشمم با قطرات شفاف صدای تو خاموش شد و به آرومی تغییر کردم. تو این‌کارو کردی و من یه عمر مدیون آرامشی که الهه‌ی ماه بهم اعطا کرده می‌مونم‌. آرامشی از جنس لطافت و ظرافت. آرامشی از جنس تو، امگای کریستالی من! م_ی 💎کاپل اصلی:یونمین 💎کاپل دوم:ویکوک/کوکوی (ورس) (پ.ن:نوشتم کاپل دوم چون یه موچولو مونده بود جزء کاپلای اصلی باشن. در حد فرعی نبینیدشون:)) 💎ژانر: امگاورس / انگست/ امپرگ / رومنس (به گفته‌ی خواننده‌ها، کمدی! به علت ناتوانی انجل در کنترل خود برای طنز ننوشتن:[ انگست+کمدی=خطر ترک خوردن؟!؟!) [Completed]
ㅁ~KARMA~ㅁ на narsis8888
narsis8888
  • WpView
    Прочтений 77,519
  • WpVote
    Голосов 10,893
  • WpPart
    Частей 19
کاپل:یونمـین ژانر :رومنس ,تا حدی جنایی ,اسمات ,امپرگ ,هپی اند خلاصه: پارک جیمین... پسریه بیست و چهار ساله... به درخواست خواهرش که میخواد همراه شوهرش به مسافرت بره، برای نگهداری خواهرزاده ش سوجونگ به جزیره ججو که اونا توش زندگی می کنن میره... مین یونگی عموی سوجونگه، یه مرد زورگو...... پولدار... خشن.... ... حرص درآر...... خلاصه این وسط از راه میرسه که خودش مراقب سوجونگ باشه... اما جیمینی که کوتاه بیا نیست!!... مین یونگی نامه ای مبنی برگروگانگیری سوجونگ به دستش میرسه... و اونا هم تصمیم میگیرن این پسر هفت ساله رو از اونجا دور کنن... (دو تایی!!!)... چه شود!!!.....پایان خوش🌈🌈🌈🌈 (کامل شده)
اسیر دزدان دریایی 🔞 на Yoonatd
Yoonatd
  • WpView
    Прочтений 25,448
  • WpVote
    Голосов 2,005
  • WpPart
    Частей 22
|•پایان یافته•| ⇢ɴᴀᴍᴇ : 𝐂𝐚𝐩𝐭𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐁𝐲 𝐏𝐢𝐫𝐚𝐭𝐞𝐬 ⇢ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : Yoonmin ⇢ɢᴇɴʀᴇ : romance , Classic , Smut , Mprege , adventure ارباب زاده جیمین پسر ثروتمندی که در یک سفر دریایی توسط دزدان خشنی گروگان گرفته میشه تا از پدرش اخاذی کنند اما رئیس دزدان دریایی خواب دیگری برای این پسر دیده... (به دلیل داشتن صحنه های باز مسئولیت خوندن این بوک به عهده خواننده میباشد پس رنج سنی رو رعایت کنید🔞) نویسنده: ساحل ادیتور: لونا (کاپل استریت بوده و از اونجایی که ژانر امپرگ هست و نخاستم امگاورسش کنم پس فقط بدون پیش زمینه امادگی داشته باشید) قبلا این بوک پابلیش شده ولی چون نتونستم منظم اپ کنم انپالیش کردم تا باهم اپلود کنم. حمایتش کنید لطفا
+ еще 5
fₒᵣcₑd ₘₐᵣᵣᵢₐgₑ:ازدواج اجباری💍🔇 на 4xiuyclytj
4xiuyclytj
  • WpView
    Прочтений 181,282
  • WpVote
    Голосов 15,669
  • WpPart
    Частей 52
بخشی از فیک: پدر جیمین:الفات از خارج برگشته جیمین:... پدر جیمین:هی واقعا مشتاق نیستی بعد سال ها نبودنش بری برای دیدنش جیمین:بابا من شیش سالم بود که اون رفت خارج من حتی قیافشم یادم نمیاد پدر جیمین:بلخره که اون بعد ۱۹ سال برگشته کره تو امگاشی وظیفه توئه که بری به دیدنش جیمین:اون..آلفای.. من..نیست(بخش بخش) ___________________________________________________________________________ یونگی:تو فقط برای بدنیا اوردن توله های من اینجایی پس توهم عشق و عاشقی به سرت نزنه جیمین:... ___________________________________________________________________________ پدرجیمین:اون آلفای توئه به علاوه تنها آلفای سلطنتیِ پس میتونه هرکاری که میخواد باهات بکنه پس دیگه اینجا نیا و شکایت نکن چون تو قرار نیست هیچوقت طلاق بگیری این حرف منه و اینجام حرف حرف منه ___________________________________________________________________________ ژانر:اینکه چی پیش بیاد تعداد پارت:نامعلوم وضعیت اپ:سریع اپ میکنم البته اگه حمایت بشه وگرنه شاید کم پس بستگی به ووت و کامنت هایه که میزارید البته فالو کردنتونم کم بی تاثیر نیست و اینکه به حمایتتاتون شدیدن نیازه:)
𝘿𝙚𝙖𝙩𝙝 𝙆𝙞𝙨𝙨 | 𝘺𝘰𝘰𝘯𝘮𝘪𝘯 на its_lilth
its_lilth
  • WpView
    Прочтений 8,687
  • WpVote
    Голосов 640
  • WpPart
    Частей 15
یه مرد توی دههٔ سوم زندگیشه و معلوم نیست روسه یا عرب یا حتی اهل کرهٔ جنوبی! و سرنوشت پسر ۱۹ سالهٔ بیچاره‌ای که سرپرستی خواهرزاده‌ش به عهدهٔ اونه، به این مرد عجیب گره خورده. خب، خیلیم چیز عجیبی نیست... ولی چی میشه اگه این مرد یه قاتل زنجیره‌ای باشه؟! . "سرش رو به زانوهاش تکیه داد و با غم به چشم‌های جذاب مرد نگاه کرد: «یه شبه زندگیم بفاک رفت...» _ پیش میاد... زندگی همه به نحوی به فاک میره، آدم بزرگ ها از یه جایی به بعد اصلاً خوشحال نیستن. زندگیِ تو بفاک رفته، من خودم زندگیمو بفاک دادم... به هر حال باهاش کنار بیا." . اسم: Death Kiss نویسنده: lilith کاپل: یونمین/تهکوک/متفرقه ژانر: رومنس/انگست/اسمات/دارک/اکشن/جنایی محدودیت سنی: +۱۸
جرمی به اسم تفاوت на zmoharramkhani1997
zmoharramkhani1997
  • WpView
    Прочтений 53,359
  • WpVote
    Голосов 7,874
  • WpPart
    Частей 81
یه وقت هایی چون نمیخوایم با ترسامون رو به رو بشیم حاضریم به همه دنیا اسیب بزنیم داستان ما درباره یه نفره که از خودش میترسه از حسش به ادم ها میترسه و قراره به خیلی ها اسیب بزنه جیمین: از ادم های ترسو بدم میاد تو خیلی ترسویی مین یونگی... یونگی: تا حالا خودت رو تو آینه دیدی پارک جیمین اگه دیده باشی بهم حق میدی تو به طرز وحشتناکی خوشگلی... کاپل اصلی : یونمین💜 کاپل فرعی: تهکوک و نامهوک ژانر: پلیسی، اسمات،مدرسه ای بقیه چیز ها تو داستان مشخص میشه😎
جرمی به اسم تفاوت (فصل ۲) на zmoharramkhani1997
zmoharramkhani1997
  • WpView
    Прочтений 37,079
  • WpVote
    Голосов 4,113
  • WpPart
    Частей 88
_خانم اجازه؟ +چیشده جک؟ -خانم مگه میشه یه نفر دوتا بابا داشته باشه؟ +این خیلی احمقانه است جک کی همچین حرفی بهت زده؟ پسر بچه با لبخند خبیثی گفت:اخه تینا دوتا بابا داره.... و نگاه معلم روی دختری که گوشه کلاس سعی در کنترل اشک هاش داشت خیره ماند راست میگفتن اون دختر دوتا پدر داشت ....... کاپل ها:یونمین،نامهوک،تهکوک