یونمین
14 stories
Dark Race 🔞 (yoonmin)  by Ruby___writer
Ruby___writer
  • WpView
    Reads 315,257
  • WpVote
    Votes 27,802
  • WpPart
    Parts 100
همه چیز از مسابقات غیر قانونی ماشین بوسان شروع شد. جیمین نمی‌دونست چرا به خاطر بردن یه مسابقه ساده باید شکنجه شه و بهش تجاوز بشه. و یونگی هم میدونست که با این باخت شهرتش زیر سوال رفته و باید خشمشو خالی می‌کرد! ...... اما جیمین حالا که یه بار در مسابقه برده بازم میتونه خودشو ثابت کنه و اینبار سخت تر از گذشته برمیگرده. هم برای برد هم برای انتقام! اما... ___________________________________ 🔞 این فیک دارای صحنه های مثبت هجده میباشد ___________________________________ نام فیک : Dark Race 🚘🔥 کاپل اصلی : یونمین ( yoonmin ) کاپل های فرعی : (در داستان مشخص میشه) ژانر : انگست / اسمات🔞 / اکشن / مسابقه ای / رومنس نویسنده : روبی🖤 وضعیت : تمام شده ✔️ (کپی ممنوع)⚠️ ____________________________________
Lorenzo | لورنزو by seven7purple
seven7purple
  • WpView
    Reads 143,213
  • WpVote
    Votes 19,994
  • WpPart
    Parts 38
" فصل دوم " لورنزو | Lorenzo _‌ من کشتمش ... منِ حرومزاده کشتمش ! _ اون خیلی تنهاست ... _ لورنزو کِی انقدر بزرگ شد که بخواد برای استرانو خط و نشون بکشه؟ " بازی زمانی خطرناک میشه که اون کسی که باخته دوباره وارد بازی بشه! " داستان یک عشق ، یک نفرت ، یک ترس ... گناهکار اصلی کیست؟ نجات دهنده اینبار در آینه نیست. اینبار نجات دهنده در گوشه ای از این شهر، زیر سایه ی مافیا پنهان شده ... و اینبار داستان لورنزو باز می‌گردد تا ذهن و قلب شما را به دست گیرد . کاپل اصلی : یونمین کاپل فرعی : کوکوی ، جیهوپ ، نامجین و ... ژانر : درام ، مافیا ، اکشن ، طنز ، اسمات ، دارای صحنه های خشن ( از لحاظ جنگ و خونریزی) نکته : این فیک صحنه های خون و خونریزی و خشنی داره که برای همه توصیه نمیشه " #eli " #lorenzo " #YOONMIN "#KOOKV
لورنزو | Lorenzo by seven7purple
seven7purple
  • WpView
    Reads 268,616
  • WpVote
    Votes 25,001
  • WpPart
    Parts 63
لورنزو | Lorenzo _چطور با لورنزو آشنا شدی فابیو؟ + من یه بوکتروتم * ....زمانی که توی کتابخونه قدم میزدم و کتاب هارو تماشا میکردم انتظار نداشتم که روز بعد یه نسخه نو از هر کتابی که لمس کردم دم در خونم پست بشه و روی اون بسته فقط یه نوشته باشه... " از طرف لورنزو " * بوکتروت : کسی که هم عاشق کتابه ، هم درونگراست و به خوندن کتاب و ادبیات کلاسیک علاقه داره ! کاپل اصلی : یونمین کاپل فرعی : کوکوی ، جیهوپ و ... ژانر : مافیا ، دارک ، اکشن ، طنز ، اسمات ، دارای صحنه های خشن ( از لحاظ جنگ و خونریزی) نکته : این فیک صحنه های خون و خونریزی و خشنی داره که برای همه توصیه نمیشه *فصل ۱ تمام شده . برای خواندن فصل ۲ وارد اکانتم بشید.^^ #lorenzo
Coshay / نامیرا by rominaromina396
rominaromina396
  • WpView
    Reads 456,726
  • WpVote
    Votes 34,301
  • WpPart
    Parts 130
پایان یافته 🔥 بخشی از داستان : کای کنجکاو روی صورت سرخ اپاش خم شد " خب ...بقیش ؟ جیمین چونشو به زانوش تکیه داد و این بار به چشمای براق بچه هاش خیره شد " من ...من فرار کردم ... چشمای همشون در کسری از ثانیه گرد شد سوهو بهت زده دهنش باز موند " چکار کردی اپا ؟؟ با این که وضعیتتو میدونستی..میدونستی اگر پیدات کنن بدبخت میشی !!! با این حال فرار کردی ؟؟؟ کجا ؟ چطوری ؟ چراااا؟؟؟ جیمین لبشو گزید .."من ..من واقعا دوست داشتم... دوباره اونا رو ملاقات کنم ..من ...خسته شده بودم از ۱۶ سال تنهایی.. . . . کاپل " فورسام یونمینکوکوی ،🙈 خانوادگی،🔥 روزمرگی🙂، امگاورش😈، کمدی و تراژدی ، 🤣😭امپرگ، 🫡هیجانی 🤚🏻 . . . " پنج یا شیش تا خاندان بودن جاودانه و همراه با نیرو های عجیب ... با هم رابطه خوبی داشتن و بین مردم عادی زندگی میکردن ...!! همه بزرگ خاندان ها با هم دوست بودن .... و پدر من و پدر ...پدراتون ..با هم برادر بودن ... همشون نسبتا زندگی خوبی داشتن تا این که من به دنیا اومدم ... امگا خون خالص زاده شده از دو والد آلفا... خون من ..میتونست انسان های عادی رو جاودان کنه ... چیزی که تا قبل اصلا وجود نداشت و احتمال به وجود اومدنش از دو والد آلفا زیر ده درصد بود . چشمای همشون گرد شد . جیمین پاهاشو توی شکمش جمع کرد و غمگین به زمین خیره شد " کم کم این موضوع
OMERTÀ  by ti_VK_na
ti_VK_na
  • WpView
    Reads 4,189
  • WpVote
    Votes 747
  • WpPart
    Parts 32
couple: yoonmin, taekook, namjin genres: mystery, police drama, crime, romance, smut, mafia " اُمرتا فقط یه دستور سکوت نیست تو خانواده ی من این یه چیزی بیشتر از دستور سادست، امرتا برای ما سبک زندگیه اُمرتا یعنی حق فروختن دوستها و خانوادت رو نداری؛ امرتا یعنی هیچوقت به پلیس حرفی از اعضای خانواده نزن. امرتا یعنی اگه وفادار نباشی لایق مرگی، امرتا یعنی تو تا اخرین نفسی که میکشی متعلق به این خانواده ای، متعلق به ترایادی.. خانواده ای که بقیه به اسم مافیا میشناسنش" . . * تا حالا شده عاشق یه آدم اشتباهی بشی؟ از این عشقا که از دور داد میزنه اشتباهه ولی تو با چشمای باز واردش میشی و با اراده ی خودت مدام جلوتر میری انقدری که وقتی به خودت میای میفهمی حاضری جونتو بدی ولی اون اشتباهو ازت نگیرن؟ من اینجوری عاشق شدم...
Finix (yoonmin) by Ruby___writer
Ruby___writer
  • WpView
    Reads 56,914
  • WpVote
    Votes 6,340
  • WpPart
    Parts 30
مین یونگی، آلفایی سرسخت و پلیسی جاه‌طلب، برای ارتقاء شغلی وارد «آشیانه آلفا» می‌شه؛ آکادمی‌ای بی‌رحم برای تربیت نیروهای ویژه. اما درست قبل از شروع این مسیر، زیر فشار خانواده مجبور می‌شه وارد ازدواجی بشه که هیچ‌وقت انتخابش نبوده؛ با پارک جیمین، امگایی که پسر رئیس جدید سازمان ضدتروریسم کره‌ست. یونگی آکادمی رو راهی برای فاصله گرفتن از این اجبار می‌دونه، بی‌خبر از اینکه جیمین هم با هدفی مستقل وارد همون مسیر شده؛ تنها امگای حاضر در آشیانه، زیر نگاه‌ها، قضاوت‌ها و خطر. بعضی تقاطع‌ها فقط شروع راهن... نه به مقصد، بلکه به جایی که هیچ‌کس نمی‌تونه پیش‌بینیش کنه. ___________________________________ نام فیک : Finix کاپل اصلی : yoonmin (یونمین) ژانر : امگاورس / ازدواج اجباری / پلیسی / انگست / اکشن / رومنس / اسمات / عشق نفرت نویسنده : روبی ❤️ وضعیت : درحال انتشار (کپی ممنوع)⚠️ ____________________________________
💎Crystalline💎 by Black_Angel_2020
Black_Angel_2020
  • WpView
    Reads 1,517,722
  • WpVote
    Votes 178,033
  • WpPart
    Parts 99
زمانی فهمیدم یک گناه‌کارم که به امگا بودنم پی‌بردم. با متولد شدنم به عنوان یک امگا، بزرگ‌ترین گناه عمرم رو مرتکب شدم. اما وقتی دست خودم نبود که چطور متولد بشم، آیا عادلانه بود که از طرف خانواده‌م به گناه‌کار بودن متهم بشم؟ و اگه این تقصیر منه...کاش اون‌هایی که به اختیار خودشون یک آلفا متولد شدن بهم بگن که دقیقا کجای راهو اشتباه رفتم؟ پ-ج ____________ زمین می‌چرخه، مرزها می‌شکنن، آدما عوض می‌شن، همه چیز امکان پذیره حتی تغییر کردن من! آتیش خشمم با قطرات شفاف صدای تو خاموش شد و به آرومی تغییر کردم. تو این‌کارو کردی و من یه عمر مدیون آرامشی که الهه‌ی ماه بهم اعطا کرده می‌مونم‌. آرامشی از جنس لطافت و ظرافت. آرامشی از جنس تو، امگای کریستالی من! م_ی 💎کاپل اصلی:یونمین 💎کاپل دوم:ویکوک/کوکوی (ورس) (پ.ن:نوشتم کاپل دوم چون یه موچولو مونده بود جزء کاپلای اصلی باشن. در حد فرعی نبینیدشون:)) 💎ژانر: امگاورس / انگست/ امپرگ / رومنس (به گفته‌ی خواننده‌ها، کمدی! به علت ناتوانی انجل در کنترل خود برای طنز ننوشتن:[ انگست+کمدی=خطر ترک خوردن؟!؟!) [Completed]
ㅁ~KARMA~ㅁ by narsis8888
narsis8888
  • WpView
    Reads 78,720
  • WpVote
    Votes 10,957
  • WpPart
    Parts 19
کاپل:یونمـین ژانر :رومنس ,تا حدی جنایی ,اسمات ,امپرگ ,هپی اند خلاصه: پارک جیمین... پسریه بیست و چهار ساله... به درخواست خواهرش که میخواد همراه شوهرش به مسافرت بره، برای نگهداری خواهرزاده ش سوجونگ به جزیره ججو که اونا توش زندگی می کنن میره... مین یونگی عموی سوجونگه، یه مرد زورگو...... پولدار... خشن.... ... حرص درآر...... خلاصه این وسط از راه میرسه که خودش مراقب سوجونگ باشه... اما جیمینی که کوتاه بیا نیست!!... مین یونگی نامه ای مبنی برگروگانگیری سوجونگ به دستش میرسه... و اونا هم تصمیم میگیرن این پسر هفت ساله رو از اونجا دور کنن... (دو تایی!!!)... چه شود!!!.....پایان خوش🌈🌈🌈🌈 (کامل شده)
اسیر دزدان دریایی 🔞 by Yoonatd
Yoonatd
  • WpView
    Reads 27,794
  • WpVote
    Votes 2,109
  • WpPart
    Parts 22
|•پایان یافته•| ⇢ɴᴀᴍᴇ : 𝐂𝐚𝐩𝐭𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐁𝐲 𝐏𝐢𝐫𝐚𝐭𝐞𝐬 ⇢ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : Yoonmin ⇢ɢᴇɴʀᴇ : romance , Classic , Smut , Mprege , adventure ارباب زاده جیمین پسر ثروتمندی که در یک سفر دریایی توسط دزدان خشنی گروگان گرفته میشه تا از پدرش اخاذی کنند اما رئیس دزدان دریایی خواب دیگری برای این پسر دیده... (به دلیل داشتن صحنه های باز مسئولیت خوندن این بوک به عهده خواننده میباشد پس رنج سنی رو رعایت کنید🔞) نویسنده: ساحل ادیتور: لونا (کاپل استریت بوده و از اونجایی که ژانر امپرگ هست و نخاستم امگاورسش کنم پس فقط بدون پیش زمینه امادگی داشته باشید) قبلا این بوک پابلیش شده ولی چون نتونستم منظم اپ کنم انپالیش کردم تا باهم اپلود کنم. حمایتش کنید لطفا
fₒᵣcₑd ₘₐᵣᵣᵢₐgₑ:ازدواج اجباری💍🔇 by 4xiuyclytj
4xiuyclytj
  • WpView
    Reads 192,215
  • WpVote
    Votes 16,233
  • WpPart
    Parts 52
بخشی از فیک: پدر جیمین:الفات از خارج برگشته جیمین:... پدر جیمین:هی واقعا مشتاق نیستی بعد سال ها نبودنش بری برای دیدنش جیمین:بابا من شیش سالم بود که اون رفت خارج من حتی قیافشم یادم نمیاد پدر جیمین:بلخره که اون بعد ۱۹ سال برگشته کره تو امگاشی وظیفه توئه که بری به دیدنش جیمین:اون..آلفای.. من..نیست(بخش بخش) ___________________________________________________________________________ یونگی:تو فقط برای بدنیا اوردن توله های من اینجایی پس توهم عشق و عاشقی به سرت نزنه جیمین:... ___________________________________________________________________________ پدرجیمین:اون آلفای توئه به علاوه تنها آلفای سلطنتیِ پس میتونه هرکاری که میخواد باهات بکنه پس دیگه اینجا نیا و شکایت نکن چون تو قرار نیست هیچوقت طلاق بگیری این حرف منه و اینجام حرف حرف منه ___________________________________________________________________________ ژانر:اینکه چی پیش بیاد تعداد پارت:نامعلوم وضعیت اپ:سریع اپ میکنم البته اگه حمایت بشه وگرنه شاید کم پس بستگی به ووت و کامنت هایه که میزارید البته فالو کردنتونم کم بی تاثیر نیست و اینکه به حمایتتاتون شدیدن نیازه:)