Red
8 stories
STUCK WITH YOU | VKOOK \ KOOKV by bangtan__ff
bangtan__ff
  • WpView
    Reads 81,535
  • WpVote
    Votes 9,571
  • WpPart
    Parts 36
(کامل شده) خلاصه: عاشق شدن و عشق ورزیدن به کسی که نیمه‌گشده‌‌ی آدم باشه قطعا چیز عالی‌ایه،ولی این مورد برای تهیونگ و جونگکوک متفاوت‌تر از بقیه‌ی زوج‌هاست. اونا قانونا برادر هم و همچنین از هم متنفر هستند. و قطعا در مسیر عشقشون این‌ها تنها مشکلاتشون نخواهند بود... ژانر: رومنس، کمدی شیپ ها: ویکوک-کوکوی(ورس)، نامجین، یونمین(و مثل همیشه هوبی قربونش برم استریته) نویسنده: Donya هشدار: اسمات🔞
Double black| vkook by meshimara
meshimara
  • WpView
    Reads 81,119
  • WpVote
    Votes 8,161
  • WpPart
    Parts 33
مافیایی|اکشن | عاشقانه | اسمات | ماجراجویی اونا هر دوشون قدرتمند بودن، هر دو صاحب جایگاه، کارکشته و دو فرد مهم ، اما هر دو به رنگ سیاه ... حالا اگر اون دو دشمن هم باشن خطر ناک ترن یا اگر کنار هم باشن؟؟؟ «اما عشق رسم غیر ممکن هاست... وقتی نتونی عوض بشی عذاب آوره و وقتی نتونی بهش برسی قاتله...» Vkook Shimara✨
Gambling by Naji_jiji
Naji_jiji
  • WpView
    Reads 87,632
  • WpVote
    Votes 7,507
  • WpPart
    Parts 44
▪︎Complete▪︎ ະFɪᴄ Nᴀᴍᴇ ᯓ Gambling ະGᴇɴʀᴇ ᯓ BDSM, Sᴍᴜᴛ, Aɴɢsᴛ ະCUP ᯓ VKᴏᴏᴋ هیچی نداشت بگه، اون همه چیزش رو باخته بود حتی آخرین سرمایه اش یعنی خودش، روحش و بدنش رو به کیم تهیونگ باخته بود. چی پیش خودش فکر کرده بود که میتونه با کینگ دربیافته؟ پشیمونی؟ فایده ای نداشت اون فقط الان میتونست از ثانیه های اخر آزادیش برای نفس آخر زندگی کنه سه دو یک -تو مال منی جئون جونگکوک اعتیاد همیشه میتونه تمام زندگیت رو به باد بده حتی اگه اعتیاد به قمار باشه.
𝆭  ‌𝆹𝅥 𝐌𝐫.𝐖𝐨𝐤𝐨𝐮 𝆹𝅥 𝆭   by alfalotus
alfalotus
  • WpView
    Reads 80,441
  • WpVote
    Votes 11,738
  • WpPart
    Parts 69
💚Completed💚 ୣ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫:Alfalotus ୣ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞:adventure, smut, historical, romance, royal اسمات،ماجراجویی، عاشقانه، سلطنتی ୣ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞:vkook، yoonmin, namjin,... ویکوک،یونمین،نامجین،.... 𝐔𝐩.𝐝𝐚𝐲𝐬: Monday & Friday 🕘21:00 ୣخلاصهୣ 𝆭 𝆭 𝆭 _صبر کن شاهزاده، تو نمیتونی همچین تصمیمی رو بگیری اینجا کاپیتان منم، حرف آخرو من میزنم نه یه اسیر! جونگکوک خنده ای کرد و نوازشوار دستشو رو سینه ی تهیونگ کشید. _یه زمانی من به عنوان اسیر وارد این کشتی شدم... لباشو نزدیک لبای وی برد، با پوزخند به چشمای خمار از شهوت وی خیره شد... _ولی مطمئنی الان اینجا حرف آخرو تو میزنی مستر واکو؟! *** چی میشه اگه شاهزاده ای اتفاقی یه کاپیتان دزد دریایی رو نجات بده؟! چی میشه اگه اون کاپیتان ناجی خودشو اسیر کنه؟ داستان بین کاپیتان دزدان دریایی و شاهزاده ی چهارم، گنجی که منتظر پیدا شدنه..... قصری که پر از آشوب و خیانته... عاقبت دزد دریایی و شاهزاده ی سلطنتی چی میشه؟
محکوم به عشق by taban_taheri
taban_taheri
  • WpView
    Reads 110,520
  • WpVote
    Votes 10,248
  • WpPart
    Parts 35
تا مدت کوتاهی متوقف شد ❌ کاپل :ویکوکمین تریسام مکنه لاین چی میشه اگه جیمین ۱۷ساله بعد از کشته شدن پدر و مادرش جلوی چشماش بخاطر اینکه به سن قانونی نرسیده مجبور به زندگی به پسر عمو هاش بشه تا وقتی که جفت خودتو پیدا کنه؟ چی میشه اگر جیمین راز اونا رو بفهمه؟ اونا چطوری قراره مراقب جیمین باشن؟ ایا اجازه میدن جیمین اونارو ترک کنه؟ یا جیمین محکوم یه دوست داشتن اوناس؟
ویمینکوک  by MIAloverformyLove33
MIAloverformyLove33
  • WpView
    Reads 6,370
  • WpVote
    Votes 443
  • WpPart
    Parts 9
تهیونگ: کوک من فک میکنم عاشق شدم کوک: واقعا!! کی هست حالا اون دختر؟ تهیونگ: کوک من عاشق یه پسر شدم.... . . . . . . . . . چی میشه وقتی جونگکوک به ملاقات عشق تهیونگ بره و با جیمین روبرو شه . . . . . . . . . جیمین: دستمو ول کن کوک: جیمین به حرفم گوش کن تو اشتباه گرفتی اونشب من نفهمیدم چی شده.... جیمین: الان برام مهم نیست من عاشق برادرتم تموم..... دیگه تو رو نمیخام....
𝙈𝙮 𝘾𝙤𝙢𝙢𝙖𝙣𝙙𝙚𝙧 •𝙑𝙠𝙤𝙤𝙠• by Lostinjhopesmile
Lostinjhopesmile
  • WpView
    Reads 616,457
  • WpVote
    Votes 51,109
  • WpPart
    Parts 88
𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝐌𝐘 𝐂𝐎𝐌𝐌𝐀𝐍𝐃𝐄𝐑🔞 [Completed] «جونگ‌کوک، سربازی که دو ماه به پایان خدمتش مونده و فکر می‌کنه که می‌تونه به آسونی سربازیش رو تموم کنه؛ اما با انتقال فرمانده‌ی جدید به پادگانشون، تمام معادلاتش به‌هم می‌ریزه.» - اگه این‌قدر علاقه به مردن داری... می‌تونم زودتر از این تمرین‌های کشنده دخلت رو بیارم! جونگ‌کوک که گونه و چونه‌اش توی دست بزرگ فرمانده‌اش تحت فشار بود، ناله‌ی آرومی کرد و جوابش رو داد: - آه...فرمانده... این‌قدر دوست داری من رو با دست‌های خودت بکشی؟ تهیونگ نیشخندی زد و با ول‌کردن چونه‌اش؛ انگشت شستش رو سمت زخم ابروی سربازش برد و نوازشش کرد. - تو این مدت... جز کشتنت به چیز دیگه‌ای فکر نکردم! «اتمام یافته» ⊹ کاپل⤟ویکوک ⊹ژانر⤟سربازی-رومنس-اسمات-اکشن-انگست