Gh0r0ub's Reading List
5 stories
SATAN'S FORBIDDEN by Taekookvelour_
Taekookvelour_
  • WpView
    Reads 1,121
  • WpVote
    Votes 135
  • WpPart
    Parts 5
تهیونگ ملقب به پسرِشیطان ؛ زاده‌ی جهنم و متولد تاریکی... قاتل و مافیایی بی‌رحم ، که احساساتش رو سال‌ها پیش دفن کرده بود. جونگکوک یک راز بود؛ پسری که حضورش آرامشی غیرممکن رو وارد زندگی تهیونگ کرد. یک تصادف، یک نگاه، یک وسواس... و عشقی که قرار نبود هرگز متولد شود. و گاهی بی‌رحم‌ترین آدم‌ها، تنها کسانی هستند که برای محافظت از یک نفر حاضرند دنیا رو به آتش بکشند. +اونی که باید مجازات بشه تویی کیم تهیونگ . _ بیشتر از این ؟ تو فقط اشاره میکنی و من زخم میخورم ... ____________ ❀ɢᴇɴʀᴇ : ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ - ᴀɴɢꜱᴛ - ᴍᴀꜰɪᴀ - ꜱᴍᴜᴛ - ᴀᴄᴛɪᴏɴ ❀ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : ᴠᴋᴏᴏᴋ _ ❀ꜱᴜʙ ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : ʏᴏᴏɴᴍɪɴ_ɴᴀᴍᴊɪɴ_ ꜱᴇᴄʀᴇᴛ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 & 𝐒𝐜𝐞𝐧𝐚𝐫𝐢𝐬𝐭 : 𝐄𝐋𝐋𝐀
𝗗𝗔𝗚𝗚𝗘𝗥 | 𝗩𝗞𝗢𝗢𝗞  by vkfic_
vkfic_
  • WpView
    Reads 1,153,748
  • WpVote
    Votes 129,654
  • WpPart
    Parts 46
هیچوقت حتی توی بدترین کابوس‌هام هم فکر نمی‌کردم برادر ناتنی‌ای که جدیداً زیاد درموردش صحبت می‌شد جفتی باشه که سرنوشت برام انتخاب کرده. جئون جونگکوک، یه آلفای مغرور که از ازدواج پدرش با کیم ته‌هی ناراضیه و اون زن رو یه هرزه می‌دونه، اما هیچ‌وقت حتی به ذهنشم نرسیده بود که پسر همون زن، یه آلفای خون‌خالص، جفتش باشه ... یعنی کیم تهیونگ. «تو یه بی شخصیتی که رایحه‌ش حالمو بهم میزنه.» Dagger [ خنجر ] Couple : Taekook , Namjin , Sope تهکوک ، نامجین و سپ [ شیپ یونگی و هوسوک ] Genre : Omegaverse , Action , Romance , Smut Writer : Mahla Instagram : Vkfic_ Telegram : Tkfic Start:1404,01,01 تایم آپ نامنظم
VENATOR|VKOOK by Avaasavelia98
Avaasavelia98
  • WpView
    Reads 35,692
  • WpVote
    Votes 2,014
  • WpPart
    Parts 38
𒆜• 𝑽𝑬𝑵𝑨𝑻𝑶𝑹 ➴ دام افـکـن •𒆜 🃁 کاپل↫ ویکوک 🃜 ژانر↫ جنایی، معمایی، دلهره آور، عاشقانه، اسمات 🃖 روزهای آپ ↫پنجشنبه ها ( ساعت 21:00) 🃚 نویسنده↫ 𝑨𝒗𝒂𝒂𝒔𝒂𝒂 ╭━━━━━━━━∙⋆⋅⋆∙━━━━━━━━╮ خلاصه: توی دنیای تاریک و بی رحمی که قانونِ جنگل حکم فرماست؛ شنیدن اسم " شکارچی اعظم" کافیه که لرز به تن انسان نماها بیوفته. صیادی که برای دست نیافتنی ترین آدم ها دام پهن می کنه و خطرناکترین انسان ها رو به بند می کشه. کیم تهیونگ، مثل یه سایه توی تاریکی ها پنهان شده و فقط وقتی بیرون میاد که بخواد شکارش روبه چنگ بگیره. اما چی میشه اگه یه شب، یه پرونده ی سرخ ، از یه شکار جدید ،سرنوشت شکارچی شب چشم رو تغییر بده؟ شکاری که جنس قهوه ای چشم هاش، شبیه به شکارهای قبل نیست... شکار سپیدپوشی که قراره به جنگ صیاد سایه زاد بره ... ╰━━━━━━━━∙⋆⋅⋆∙━━━━━━━━╯ ╔════════════════════╗ برشی از داستان: _ دیدن یه شکارچیِ مجنون منظره ایه که به هیچ وجه از دستش نمیدم! _ به جنون کشیدن یه شکارچی عاقبت خوبی نداره پزشک جئون! _ "از حقیقت نمیشه فرار کرد شکارچی، لب هات "بوسه خواهه! _ "و لب های تو "بوسه فریب! ╚════════════════════╝