ujin235's Reading List
19 stories
『غول』𝑮𝑰𝑨𝑵𝑻 by felix1389
felix1389
  • WpView
    Reads 1,841
  • WpVote
    Votes 352
  • WpPart
    Parts 14
زندگی ما لحظه ای جهنم شد که اون غول بین ما قرار گرفت. +تو یه هیولایی وی! +"من غولم...صدام کن" کاپل اصلی:ویکوک کاپل فرعی:نداریم. ژانر:اسمات...امگاورس...امپرگ نیست آپ:نامنظم نویسنده:𝐉𝐮𝐥𝐢𝐚
Bereeta |Vkook|Kookv (کایا) by HaniRahmanpoor
HaniRahmanpoor
  • WpView
    Reads 1,603
  • WpVote
    Votes 383
  • WpPart
    Parts 21
کیم تهیونگ آلفای خون خالصی که عشق رو ضعف می‌دید عاشق نفری شد که فهمید دشمنشه ..... و در واقع دشمنش جئون جونگ کوکه آلفای اصیل زاده ..... _تهیونگ من نمیخوام دلیل نگرانی هات و اذیت شدنت باشم باید از اول بهت میگفتم! _پس دلیل زندگی کردنم باش آلفا......اسلحه ام باش بِرتا! _ترکم نمیکنی اِروس؟ _بند روح سیاهم به تو وصله!ترک کردن؟اون روزی که میمیرم هم ترکت نمیکنم! | ____________________________________________________________________ دو پسری که از خانواده هاشون ضربه خوردن... از نزدیکانشون،قرار بود همه چیز برنامه ریزی باشه ولی دو آلفا نتونستند این بازی رو ادامه بدن،گرفتار عشقی شدن که ول کن نیست و ریز به ریز از این عشق به متلاشی شدن نزدیکه!اما چرا متلاشی؟ این متلاشی شدن تکه هاش تبدیل میشه به خاطره های فراموش نشدنی یک زندگی! جونگ کوک با برنامه به کیم تهیونگ مسابقه دهنده ی ماشین رانی نزدیک شد،اما فارغ از اینکه توی بد ترین شرایط متوجه شد که اون..... «جفتشه» کیم تهیونگی که از هرچی احساسه فراری بود چون کل زندگیش طرد شد! با یه بار دیدن رئیس مافیای اوبسیدین جئون جونگ کوک،زندگیش متلاشی شد..... متلاشی ای از جنس عشقی در دل سیاهی و تاریکی.... هپی اند.... Happy end........ ____________________________________________________________________ | نویسنده:haniv ژانر: دارک رومانس:اسمات:امگاورس:مافیایی کاپل:kookv vkook
𝐑𝐚𝐯𝐢𝐬𝐬𝐞𝐦𝐞𝐧𝐭 | 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤 by Hyong_1_995
Hyong_1_995
  • WpView
    Reads 1,578
  • WpVote
    Votes 333
  • WpPart
    Parts 41
راویسمْان:𝐑𝐚𝐯𝐢𝐬𝐬𝐞𝐦𝐞𝐧𝐭 "این بوک در تاریخ ۳۱ مرداد حذف خواهد شد." تهیونگ یه زندگی آروم داشت. مجسمه می‌ساخت، چای آلبالو می‌خورد، با خودش حرف می‌زد، و مطمئن بود هیچ‌کس نمی‌تونه ذهنش رو به‌هم بریزه. تا اینکه جونگ‌کوک اومد. با یه نگاه و لبخند گوش‌تاگوشی که می‌گفت: «سلام، اومدم مغزتو ری‌استارت کنم.» از اون لحظه به بعد، تهیونگ دیگه نه خواب داشت، نه منطق، نه حتی یه لیوان چای آلبالوی سالم. جونگ‌کوک مثل یه ویروس وارد شد: اول آروم، بعد با قدرت، بعد با آپدیت‌های روانی. و تهیونگ؟ اون فقط سعی می‌کرد نفهمه داره عاشق می‌شه، چون عاشق شدن توی این داستان یعنی سقوط آزاد، بدون چتر نجات، با یه جونگ‌کوک که وسط سقوط می‌گه: «پایین رو نگاه، قشنگه!» 𝐀𝐮𝐭𝐡𝐨𝐫: 𝐇𝐚𝐥𝐞𝐡 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞𝐬:𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤, 𝐲𝐨𝐨𝐧𝐦𝐢𝐧, 𝐧𝐚𝐦𝐣𝐢𝐧 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞,𝐅𝐥𝐮𝐟𝐟 , 𝐀𝐫𝐭, 𝐒𝐦𝐮𝐭, 𝐏𝐬𝐲𝐜𝐡𝐨𝐥𝐨𝐠𝐢𝐜𝐚𝐥 𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧
𝐒𝐢𝐥𝐞𝐧𝐭 𝐁𝐥𝐮𝐞 by Jinisbackhome
Jinisbackhome
  • WpView
    Reads 9,332
  • WpVote
    Votes 1,629
  • WpPart
    Parts 40
(Completed) گاهی عشق شبیه گل ارکیده‌ست . زیبا، کمیاب و سمی. تهیونگ همیشه می‌گفت ارکیده تو خلوت خودش نفس می‌کشه، از نور فرار می‌کنه، و آروم‌آروم با عطر خودش می‌میره. جین اما... حالا می‌فهمه چرا تهیونگ می‌گفت ارکیده تو سموم خودش غرق میشه؛ چون عشقشون هم همونطور بود . زیبا، آروم، اما سمی به نرمی بوسه‌ای که آخرین بوده. «گل نیست، جین... ارکیده‌ست. ارکیده با لبخند می‌میره.» و شاید همین جمله، نفرین و نجات‌شون بود. چون از اون شب به بعد، شراب و ارکیده، عشق و مرگ، برای همیشه بوی همدیگه رو گرفتن. -Happy ending ⚠️ Content Warning / هشدار محتوا این فیک شامل مضامین روانی، اشاره به خشونت، خون و تصاویر ذهنی سنگین است. این اثر جنبه‌ی هنری و احساسی دارد اما ممکن است برای برخی خوانندگان آزاردهنده باشد. مطالعه برای افراد بالای ۱۶ سال توصیه می‌شود. Couple:taejin Genre: Romantic , Crime, Thriller, Omegaverse, Emotional Drama, Erotic, smut
love in the night |Vkook🍷 by ZahraVahidi1
ZahraVahidi1
  • WpView
    Reads 21,731
  • WpVote
    Votes 3,254
  • WpPart
    Parts 22
love in the night ~▪︎~ عشق در شب عشق کلمه ی عجیبیه ، جوری که تا اگه خودت عاشق نشی نمی تونی درکش کنی، برای منم همینطور بود، عاشقش شدم ، عاشق نفساش،عاشق لبخندش،عاشق اون دوتا مروارید مشکلی داخل چشماش ، عاشقش شدم با تمام وجودم، اما اون موقعه هنوز نمی دونستم اون همونه،کسی که ولش کردم ، ، ، _هی.... بچه...ولم کن...اگه نمی خوای..بلایی سرت بیاد.... ویکتور به سختی لب زد،حالش هر لحظه بدتر میشد، ناخوداگاه چشم هایش قرمز شدند،و این شاید تنها شروع خطری برای ان پسر بچه باشد. _نه نمی زا رم فرار کنی من خودم پیدات کردم، اگه ولت کنم تو میری و گم میشی منم برای همیشه تنهامی مونم از اونجایی که دیگه نمی خوام خانم بل و ببینم تو باید ازم مراقبت کنی... وضعیت:در حال اپ (اگر فیک تمام شده باشه صد درصد اینجا نوشته میشه) genre : ، ماورا طبیعی/عاشقانه/ومپایر/اسمات/انگست /رمانتیک/هپی اند، Kapell:vkook,Yoonmin
Water and fire🔥🔞 (Vkook_Kookv)AU by azin2013
azin2013
  • WpView
    Reads 27,315
  • WpVote
    Votes 3,975
  • WpPart
    Parts 45
آب و آتش (کامل شده) جونگ کوک به مدت شش ماه زندان بود و وقتی برگشت چی دید؟ خواهرش از مردی به اسم کیم تهیونگ حامله بود و بدتر از اون کیم تهیونگ خواهرشو با بچه ی تو شکمش ول کرده بود! ـ تهیونگ من بدون تو نمیتونم ... از همون ثانیه اولی که دیدمت اینو فهمیدم . این فیک کمدیه کارکترها کیوت و بامزه ان❤ ناز نکن بخون خوشت میاد 🌹🫶❤️‍🔥 قربونت بشم بوک تموم شده اما من هنوز هم ووت و کامنت بدی خوشحال میشم🥺🫂 ژانر: انگست/اسمات/ کمدی/ورس/زندگی روزمره/عاشقانه کاپل اصلی :تهکوک...کوکوی ....ورس کاپل فرعی نامجین‌ .....و نامشخص فعلا آپ سه روز در هفته #نامجین # تهکوک # کوکوی # ویکوک
⍣Fαƙҽƈԋαƚ^Kσσƙʋ⍣ by Kookv_Jk_V
Kookv_Jk_V
  • WpView
    Reads 30,130
  • WpVote
    Votes 2,559
  • WpPart
    Parts 29
ـــــــــــ درحال ادیت پارت ها✍🏼... ـــــــــــ تا تمام شدنِ من،این بوک هم پابرجا خواهد ماند...شاید..
DADS[ددی ها] by r_fraa_
r_fraa_
  • WpView
    Reads 31,925
  • WpVote
    Votes 1,780
  • WpPart
    Parts 21
داستانی آمیخته در قالبه عشق و درد. داستانه عاشقانی که درنهایت تنها راه جدایی ست . داستانی که درد را لذت بخش جلوه میدهد .بی دی اس امـ. .معماییـ .گیـ. .فورسامـ. .ددی و لیتل بویـ.
Pegasus | VKook/KookV [COMPLETED] by MatildaTheWatson
MatildaTheWatson
  • WpView
    Reads 60,161
  • WpVote
    Votes 10,569
  • WpPart
    Parts 35
✧ پگاسُس | P̆̈egasus̑̈ ✧ [کامل‌شده] × رمان × ⋆ کاپل ↜ ویکوک / کوکوی ⋆ ژانر ↜ درام عاشقانه، کمدی، فلاف، روان‌شناختی ⋆ نویسنده ↜ 𝕐𝕦𝕞𝕖 ⋆ همه چیز از یه قدم زدنِ شبونه، توی یکی از خیابون‌های نه‌چندان معروفِ سئول شروع شد‌؛ و زمانی که تهیونگ در حالِ زمزمه کردنِ آهنگ‌ انیمیشن مورد علاقه‌ش -شرک- بود، می‌تونست قسم بخوره که یه نفر دیگه هم داشت همراهش آواز می‌خوند؛ "But you don't really care for music, do you?" و این‌جا بود که تهیونگ ساکت شد و فقط گوش کرد؛ یعنی کی بود که توجهش به موسیقی رو زیر سوال می‌برد؟ معلومه که تهیونگ خیلی به ترانه‌ها اهمیت می‌داد! اصلاً برای همین هم بود که دنبال اون صدا رفت، برای همین بود که ملاقاتش کرد؛ فیونا رو... پسر آوازه‌خوانی که شب به یک شکل بود و روز به شکلِ دیگر! کانال تلگرامی موسیقی‌های متن : @PegasusOST 🎶 × این رمان در کانال تلگرامی @BTS_FICTIONS منتشر شده. × #1 in btsarmy #1 in yaoifanfic #1 in lgbtfiction #1 in کیپاپ #5 in romance
معرفی فن فیکشن تهکوک by RMY_9597
RMY_9597
  • WpView
    Reads 76,481
  • WpVote
    Votes 1,523
  • WpPart
    Parts 14
معرفی بهترین فیک های واتپد با ژانر های مختلف که اگه نخونین نصف عمرتون به فناس...!